سرآمد انتخاب هوشمندانه

هشدار: نان در آستانه انفجار معیشتی!

سیاست اقتصادی دولت با حذف ارز ترجیحی و هوشمندسازی آرد، در کنار مبارزه با رانت گندم، نگرانی‌ها از تورم، شوک قیمتی و معیشت مردم را بر سر یارانه نان افزایش می‌دهد.

هشدار: نان در آستانه انفجار معیشتی!

تجربیات مکرر از شوک‌های قیمتی و پیامدهای بعدی آن، بار دیگر این هشدار را تقویت کرده است که هزینه دستکاری در یارانه نان به مراتب سنگین‌تر از حفظ آن خواهد بود. این رویکرد، در گذشته نیز با تصمیماتی مشابه در دی‌ماه ۱۴۰۴ و پیش از آن در زمینه بنزین، تحت عناوینی چون حذف رانت، به اجرا گذاشته شد اما همواره با فشار اقتصادی بر کالاهای اساسی سفره مردم همراه بوده است.

تجربیات گذشته؛ شوک‌های قیمتی و تبعات آن

هرچند دولت در مقاطعی تلاش کرد تا با تخصیص کالابرگ، بخشی از هزینه‌های ناشی از جهش ناگهانی و چند برابری قیمت‌ها را جبران کند، اما این افزایش‌های قیمتی و نااطمینانی‌های روانی و انتظارات تورمی برآمده از آن، موضوعی نبود که به سادگی قابل چشم‌پوشی باشد. پیش‌تر نیز، طرحی مشابه در حوزه بنزین اجرا شد که در مدل‌سازی‌های اولیه، تأثیر تورمی آن حدود ۲ درصد برآورد می‌شد، اما با افزوده شدن شاخص انتظارات تورمی، این برآورد به ۱۰ درصد افزایش یافت.

این پدیده نشان می‌دهد که در اقتصاد ایران، به دلیل وجود انتظارات تورمی بالا، هر طرح اقتصادی که به ظاهر تورم محدودی دارد، در نهایت با جهشی چند برابری در نرخ تورم مواجه می‌شود. کالاهایی نظیر بنزین و اقلام مشمول ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، همگی از نیازهای اولیه زندگی مردم هستند و هرگونه تصمیم‌گیری در خصوص آن‌ها نیازمند دقت و احتیاط فراوان است.

زمزمه‌های آزادسازی نرخ نان و اهداف پشت پرده

پس از تجربیات اخیر، اکنون زمزمه‌هایی مبنی بر تکرار تجربه حذف ارز ترجیحی، این بار در حوزه یارانه نان، به گوش می‌رسد. استدلال مطرح شده همانند گذشته، حول محور وجود رانت در خرید تضمینی گندم و عدم رسیدن آن به مصرف‌کننده نهایی است. با این حال، به نظر می‌رسد هدف دیگری نیز در این میان دنبال می‌شود؛ کاهش مصرف آرد تا حدود یک میلیون تن در سال، با این ایده که از طریق گران‌سازی، مصرف کاهش یابد.

این در حالی است که نان، فارغ از سایر کالاهای خوراکی، جایگاه ویژه‌ای در سبد معیشتی خانوارها، به ویژه با درآمد پایین، دارد. دستکاری در قیمت کالایی با این میزان حساسیت، تبعات سنگینی دارد که نمی‌توان به سادگی از مسئولیت آن شانه خالی کرد. گروه‌هایی که چنین پیشنهاداتی را مطرح می‌کنند، باید میزان درگیری خود با معیشت عمومی را مورد ارزیابی قرار دهند.

کارآمدی طرح هوشمندسازی توزیع آرد؛ راه حلی پایدار

نکته قابل توجه آن است که پیشنهاد آزادسازی در حوزه‌ای مطرح شده که پیش از این هوشمندسازی در ساختار توزیع آن انجام شده و کارایی خود را اثبات کرده است. در حال حاضر، مشخص است که کدام نانوایی‌ها مرتکب تخلف و گران‌فروشی شده‌اند و جریمه آن‌ها از طریق کاهش سهمیه آرد، منجر به خروج داوطلبانه متخلفین از دایره دریافت آرد دولتی و روی آوردن به آزادپزی شده است.

نتیجه اجرای این طرح هوشمندسازی از ابتدای سال ۱۴۰۱، بازگشت میزان مصرف گندم و آرد یارانه‌ای به میزان مصرف سال ۱۳۹۸ و تثبیت آن طی چهار سال گذشته بوده است. با وجود در اختیار داشتن چنین فرآیند کارآمدی، این سوال مطرح می‌شود که چرا باید تصمیم به تحمیل شوک قیمتی به کالایی گرفت که حداقل معیشت مردم را تامین می‌کند؟

اختلاف قیمت گندم؛ رانت یا ناکارآمدی نظارت؟

یکی از نکاتی که مدعیان آزادسازی بی‌پروا بر آن تأکید دارند، اختلاف قابل توجه بین نرخ گندم دولتی (۹۰۰ تومان به ازای هر کیلو) و گندم خرید تضمینی (۲۰.۵ هزار تومان به ازای هر کیلو) و پیش‌بینی نرخ بالاتر برای سال آینده است. به عقیده این گروه، این اختلاف بستر فساد، رانت و افزایش هزینه‌های دولت را فراهم می‌آورد.

با این حال، براساس داده‌های موجود و عملکرد هوشمندسازی صورت گرفته، با وجود اختلاف ۲۳ برابری (و حتی بیشتر در سال‌های گذشته) بین نرخ آرد دولتی و نرخ خرید تضمینی، میزان مصرف آرد دولتی در کشور ثابت باقی مانده است. این موضوع نشان می‌دهد که یک سامانه نظارتی کارآمد می‌تواند مانع از رشد مصرف آرد و توزیع رانت شود و حتی در صورت افزایش بیشتر این اختلاف، استدلال رانت و افزایش هزینه‌های دولت دیگر قابل قبول نخواهد بود و دلیلی برای آزادسازی قیمت نان وجود ندارد.

چالش توزیع نابرابر نان و ناکارآمدی کالابرگ یکنواخت

بحث دیگری که در خصوص نان مطرح است، توزیع نابرابر مصرف این کالا در نقاط مختلف کشور، از جمله در بخش‌های شهری و روستایی و بین استان‌های گوناگون است. در چنین شرایطی، مکانیزم توزیع کالابرگ به صورت یکنواخت در کل کشور، کاملاً نامتوازن و ناکارآمد خواهد بود و نمی‌تواند عدالت توزیعی را برقرار سازد.

اخلال در بودجه حمایتی نانوایان؛ سناریوی القای شکست طرح؟

طی ماه‌های اخیر، چالش‌هایی از جمله عدم تخصیص بودجه کافی از سوی دولت برای پرداخت حمایت ۴۰ درصدی از نانوایان، پیش روی طرح هوشمندسازی قرار گرفته است. همین موضوع باعث اخلال و نارضایتی در میان نانوایان شده است.

با توجه به همه این موارد، این احتمال مطرح شده است که عده‌ای با تعمد قصد دارند تا این طرح را شکست‌خورده جلوه دهند تا زمینه را برای توجیه آزادسازی نرخ آرد فراهم آورند. لازم به ذکر است که کمک هزینه نانوایان، یک سیاست موقت حمایتی بوده و جزو طرح هوشمندسازی نیست، بلکه جایگزینی برای افزایش سالانه قیمت نان به شمار می‌رود که در صورت تأمین بودجه از سوی دولت، قابل پرداخت است.

هشدار درباره پیامدهای جبران‌ناپذیر دستکاری در معیشت مردم

در نهایت باید تأکید کرد که هرچند تداوم تخصیص آرد یارانه‌ای برای دولت هزینه‌زا خواهد بود، اما تجربه حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و سپس ارز ۲۸۵۰۰ تومانی به وضوح نشان داده است که هزینه افزایش نرخ کالاهای اساسی، به مراتب سنگین‌تر از هزینه‌هایی است که با حفظ یارانه‌ها پرداخت می‌شود.

افرادی که در گذشته از حذف ارزهای ترجیحی حمایت کردند، بعدها خود این سیاست‌ها را مورد نقد قرار دادند. در شرایط کنونی، دیگر فضایی برای چنین تصمیم‌گیری‌های نسنجیده‌ای وجود ندارد. بنابراین، چه از منظر هزینه‌های دولت و چه از منظر سیاسی-اجتماعی، حذف یارانه گندم و تخصیص کالابرگ منطقی به نظر نمی‌رسد.

شوخی کردن با حداقل معیشت مردم، به هیچ عنوان تبعات خوبی نخواهد داشت و مسئولان و مجریان چنین تصمیمی، قطعاً توان پاسخگویی در برابر پیامدهای وسیع آن را نخواهند داشت. حفظ ثبات قیمت نان، یک خط قرمز است که نیازمند دقت و پایداری در سیاست‌گذاری است.

ارسال نظر