سرآمد انتخاب هوشمندانه

فاجعه انرژی ایران: مدرنیته یا سوء مدیریت؟

مصرف بی‌رویه انرژی و منابع آبی، ایران را در آستانه بحران آب و انرژی قرار داده است.

کمبود آب در کنار قطعی برق تابستان‌ها و ناترازی گاز زمستان‌ها، تصویری ملموس از بحران آب و انرژی در ایران را ترسیم می‌کند. آمارهای موجود حاکی از آن است که در سه دهه گذشته، حدود ۷۰ درصد از ذخایر آبی کشور برداشت شده که این امر منجر به ناترازی منابع آبی و بحران‌زا شدن وضعیت برای ایران شده است.

ایران، کشوری با منابع آبی محدود

میانگین بارندگی سالانه در ایران حدود ۲۵۰ میلی‌متر است، در حالی که این شاخص در جهان به طور متوسط ۸۰۰ میلی‌متر گزارش شده است. این تفاوت فاحش، ایران را در شمار کشورهای کم‌آب قرار می‌دهد. از سوی دیگر، وابستگی قابل توجه ایران به گاز طبیعی و تنوع اندک منابع انرژی، موجب شده است تا رقم ناترازی گاز در پیک سرمای زمستان به روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب افزایش یابد.

ریشه‌های تاریخی مصرف بی‌رویه انرژی

اما چه عواملی سبب شده است تا مصرف انرژی در ایران از میزان منابع موجود پیشی بگیرد؟ در گذشته، ایرانیان با زیست در منطقه‌ای خشک، آموخته بودند که با بهره‌گیری از ابزارهای کارآمدی چون قنات در مناطق کویری و ساخت‌وساز متناسب با بافت هر منطقه، از منابع طبیعی به بهترین نحو استفاده کنند. خانه‌های سنتی نیز به کاهش مصرف انرژی و آب کمک شایانی می‌کردند. در آن دوران، محدودیت منابع بخشی از عقلانیت روزمره بود و ذهنیت غالب بر حفظ تعادل با طبیعت و احترام به محدودیت‌ها استوار بود.

مدرنیته و فروکاستن منابع به ابزار

با این حال، در دوران معاصر، ورود تکنولوژی موجب شد تا بیشترین استفاده از منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. این رویکرد، با فروکاستن مفهوم مدرنیته به ابزار، باعث شد تا در بهره‌برداری از منابع طبیعی، مسئله توازن و تبعات میان‌مدت و بلندمدت آن نادیده گرفته شود. در واقع، بخش قابل توجهی از مواجهه ایران با مدرنیته به سطح فناوری و ابزار محدود شده است، در حالی که عقلانی‌سازی، بررسی پیامدها، و ساخت نهادهای مقیدکننده و قواعد پایدار استفاده از منابع، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

بحران آب و انرژی؛ نمودی از کژفهمی مدرنیته

بحران آب و انرژی در ایران تنها یک مسئله مدیریتی نیست، بلکه نمونه‌ای از کژفهمی مدرنیته تلقی می‌شود. مطابق با تعریف جامعه‌شناسانی چون گیدنز، مدرنیته شامل سه سازه اصلی است: نظام‌های انتزاعی (سازوکارهای دانشی، فنی و حقوقی تنظیم‌کننده رفتار جمعی و اعتماد اجتماعی)، بازاندیشی ساختاری (توانایی پایش مستمر پیامدها و اصلاح قواعد بر اساس تجربه) و انتقال کنش‌ها از محدودیت‌های محلی به شبکه‌های کلان و نظام‌های گسترده. در ایران، مدرنیته به ابزار فروکاسته شده و این سه سازه یا شکل نگرفته‌اند و یا ناقص هستند. نتیجه این امر، ابزارهای نوین به جای مدیریت منابع، به تولید پیامدهای ناخواسته منجر شده‌اند: افت منابع آب، ناترازی برق و گاز، و افزایش مصرف بدون کنترل. به بیان دیگر، بحران فعلی یک مسئله معرفتی و ساختاری است؛ ابزار بدون سازوکارهای عقلانی و نهادی مدرن، به تولید ناپایداری و بحران انجامیده است.

لزوم بازنگری در رویکرد به مدرنیته و فناوری

برای حل پایدار ناترازی انرژی و آب در کشور، لازم است دیدگاه خود را نسبت به بهره‌برداری از منابع طبیعی تغییر دهیم. این ذهنیت که تکنولوژی ابزار دخل و تصرف بدون محدودیت در طبیعت را در اختیارمان قرار داده و از این رو می‌توانیم منابع را به دلخواه مورد استفاده قرار دهیم، باید اصلاح شود. نتیجه چنین رویکردی، ایجاد مشکلات فراوانی از جمله تعطیلی مکرر واحدهای تولیدی در تابستان و زمستان، فشارهای روانی ناشی از احتمال جیره‌بندی آب در کلان‌شهرها، و آلودگی شدید هوا بوده است. راهکار اصلی حل این مشکل، بازاندیشی در نگاه به مدرنیته و تکنولوژی است. تا زمانی که تکنولوژی را به ابزار فرو بکاهیم، حتی تلاش برای افزایش دسترسی به منابع انرژی با ابزارهای جدید نیز نمی‌تواند به رشد پایدار منجر شود.

ارسال نظر