افشاگری تکاندهنده: آیا حزبالله لبنان ونزوئلا را در آمریکای جنوبی کنترل میکند؟
نفوذ چشمگیر اقتصادی و سیاسی عربتبارها در آمریکای لاتین حاصل مهاجرت و ادغام اجتماعی موفق آنهاست.
جامعه بزرگ عربتبارها در آمریکای لاتین، به ویژه مهاجران لبنانیالاصل، نقش محوری در ساختار اقتصادی و سیاسی این قاره ایفا میکنند. برزیل، به عنوان میزبان بزرگترین جامعه عربتبار، شاهد اداره بخش قابل توجهی از اقتصاد خود توسط این گروه است که با پذیرش نسبی جامعه محلی همراه بوده است. این نفوذ گسترده، در کنار حضور مقامات عربتبار در مناصب کلیدی کشورهای منطقه، توجه محافل بینالمللی و ادعاهایی مبنی بر نفوذ گروههای مقاومت در برخی از این کشورها را برانگیخته است.
جایگاه تاریخی و گستره حضور عربتبارها در آمریکای لاتین
داستان حضور عربتبارها در آمریکای جنوبی و مرکزی، روایتی از ثروت، شهرت، صنعت و سیاست است. مهاجران عرب، که اغلب از سرزمین شام (لبنان، سوریه و فلسطین کنونی) برخاسته بودند، از قرن نوزدهم میلادی به این منطقه راه یافتند. امروزه جمعیت عربتبارها بین ۱۷ تا ۳۰ میلیون نفر تخمین زده میشود که در بالاترین حد خود، با جمعیت کشوری چون ونزوئلا برابری میکند و اهمیت آن غیرقابل انکار است. بیشتر این مهاجران که عمدتاً از تبار مسیحی هستند، نمونهای از مهاجرت موفقیتآمیز را رقم زدهاند. با این حال، در برخی کشورها نظیر شیلی، ثروت و قدرت فزاینده آنها گاه در تقابل با منافع شهروندان محلی ارزیابی میشود.
مهاجرت بزرگ و دلایل شکلگیری آن
موج اصلی مهاجرت اعراب به آمریکای لاتین از دهه ۱۸۶۰ آغاز شد و تا اوایل قرن بیستم ادامه داشت. در دوره ۵۴ ساله ۱۸۶۰ تا ۱۹۱۴، حدود ۶۰۰ هزار نفر از منطقه شام به آمریکای لاتین مهاجرت کردند. این مهاجران غالباً با گذرنامههای عثمانی سفر میکردند و به همین دلیل در کشورهای مقصد با لقب «تورکو» (ترک) شناخته میشدند، لقبی که در آن زمان اغلب تحقیرآمیز تلقی میشد و هنوز هم به کار میرود.
دلایل متعددی برای این مهاجرت گسترده ذکر شده است؛ از جمله انهدام صنعت ابریشم در پی گشایش کانال سوئز در سال ۱۸۶۹ و سرکوب گسترده مسیحیان عرب توسط دولت عثمانی در اواخر قرن نوزدهم که به تشدید مهاجرت انجامید. در کنار این عوامل، سهولت نسبی مهاجرت به آمریکای جنوبی نیز در این روند مؤثر بود. موفقیتهای اولیه مهاجران، راه را برای مهاجرتهای خانوادگی بیشتر هموار کرد و منطقهای دورافتاده اما امن و دارای آیندهای قابل قبول را برای نسلهای بعدی تضمین کرد.
نفوذ اقتصادی و سیاسی: از برزیل تا شیلی
برزیل بزرگترین جامعه عربتبار را در خود جای داده که عمدتاً لبنانیالاصل هستند و بخش قابل توجهی از اقتصاد این کشور را اداره میکنند، بدون اینکه اعتراضات جدی از سوی مردم محلی وجود داشته باشد. در شیلی نیز فلسطینیتبارها نفوذ زیادی دارند. با این حال، در سالهای اخیر و با توجه به تحولات سیاسی و چرخش به راست در این کشور، سرمایهگذاریها و قدرت اقتصادی فلسطینیتبارها مورد ظن قرار گرفته و اعتراضاتی را در پی داشته است.
در سطحی دیگر، مقامات آمریکایی در سالهای اخیر بارها درباره نفوذ حزبالله لبنان و گروههای مقاومت در ونزوئلا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین ابراز نگرانی کردهاند. در ونزوئلا، یک لبنانیتبار در مقام وزارت دادگستری خدمت میکند و در هندوراس نیز هر دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری دارای اصالت فلسطینی هستند که نشان از حضور پررنگ عربتبارها در صحنه سیاسی منطقه دارد.
چهرههای شاخص عربتبار در عرصه سیاست آمریکای لاتین
طی دهههای متمادی، ثروت، نفوذ و حمایت خانوادههای عرب از یکدیگر به ادغام موفقیتآمیز این گروه در جامعه محلی منجر شده است. شخصیتهای برجستهای در میان سیاستمداران و چهرههای مطرح آمریکای مرکزی و لاتین دیده میشوند:
- **نایب بوکله:** رئیسجمهور جوان السالوادور، فلسطینیالاصل، یکی از شناختهشدهترین و جنجالیترین چهرههای عربتبار است. اقدامات سختگیرانه او علیه فساد و مواد مخدر، با وجود اتهامات اقتدارگرایی، مورد استقبال راستگرایان در سراسر جهان قرار گرفته است.
- **آنتونیو ساکا:** پیش از بوکله، او نیز سیاستمداری السالوادوری با اصالت فلسطینی بود که بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ ریاست جمهوری این کشور را بر عهده داشت.
- **میشل تِمر:** سیاستمدار، نویسنده و حقوقدان برزیلی با اصالت لبنانی. او از سال ۲۰۱۱ معاون رئیسجمهور برزیل بود و پس از تعلیق و سپس عزل دیلما روسف، کفیل و سپس رئیسجمهور این کشور شد. تِمر که تا پایان دوره ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۹ در این مقام باقی ماند، به عنوان یکی از نامحبوبترین سیاستمداران برزیل شناخته میشود.
- **کارلوس منم:** رئیسجمهور سوریتبار آرژانتین از سال ۱۹۸۹ تا یک دهه بعد. او به عنوان سیاستمداری حامی سیاستهای نئولیبرال شناخته میشود و ۱۳ سال ریاست حزب عدالتخواه آرژانتین را بر عهده داشت. رویکرد سیاسی وی به «منمیسم» معروف است.
پذیرش اجتماعی و چالشها
به طور کلی، رویکرد لاتینتبارها نسبت به عربتبارها در کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی طی دهههای اخیر مثبت بوده است. آنها به عنوان تاجرانی موفق و سختکوش که در سیاست و فرهنگ تأثیرگذارند، شناخته میشوند. یکی از دلایل اصلی ادغام مناسب مهاجران عرب در جامعه لاتینتبار، اشتراک دین مسیحیت میان هر دو گروه بود. اغلب مهاجران عرب مسیحی بودند و همین امر به پذیرش آسان آنها در فضای مذهبی آمریکای لاتین در قرون نوزدهم و بیستم کمک کرد.
با وجود استفاده از واژه «تورکو» که گاه برای تمایز قائل شدن میان مهاجران به کار میرفت، پدیدههایی نظیر اسلامهراسی و عربهراسی به ندرت در آمریکای لاتین مشاهده شده است. این امر مانع از ادغام عربتبارها در جامعه محلی و کسب موفقیتهای اقتصادی و سیاسی پیدرپی آنها نشده است.
افزایش نقش سیاسی و اعتماد عمومی
نقش سیاسی عربتبارها در آمریکای لاتین به طور فزایندهای برجستهتر شده است. افزایش رهبران عربتبار، مانند نایب بوکله در السالوادور و لوئیس آبینادر در جمهوری دومینیکن، نشاندهنده اعتماد عمومی به این مهاجران است. هرچند در ابتدا لاتینتبارها ترجیح میدادند مهاجران سفیدپوست اروپایی را به کشورهای خود جذب کنند، اما ثروت، مهارت و توانمندیهای عربتبارها به سرعت آنها را قانع کرد و در نهایت، نوعی ادغام همراه با حفظ هویت عربی مهاجران صورت گرفت که به تقویت جایگاه و نفوذ آنها در تمامی سطوح جامعه انجامیده است.