عشق یا اعتیاد؟ فوتبال ایران در دام مربیان کروات: کالبدشکافی یک چرخه تکراری!
حضور مربیان کرواتی چون برانکو و اسکوچیچ، نقطه عطف فوتبال ملی ایران در راه جام جهانی.
یک رسانه کروات در تحلیلی جامع، به بررسی کارنامه مربیان هموطن خود در فوتبال ایران پرداخته و رابطه عمیق و "عاشقانه" میان دو کشور در این عرصه را برجسته کرده است. سایت کروات "دِنوونو" در گزارشی ویژه، به این پیوند ناگسستنی اشاره کرده و عنوان داشته که کرواتها همواره با نگاهی متفاوت و سرشار از همدردی به ایران نگریستهاند.
پیوند دیرینه فوتبال ایران و کرواسی
این نشریه کروات در ادامه گزارش خود میافزاید: "ما همیشه با اشتیاق و البته کمی نگرانی، ماجراجویی مربیان خود را در تهران دنبال کردهایم." با اشاره به تاریخ پرفراز و نشیب ایران، این نگرانی برای هموطنانشان که "بیش از هر ملت دیگری در جهان" برای فوتبال ایران مایه گذاشتهاند، ابراز شده است. آماری خیرهکننده نشان میدهد که تا به امروز پنج مربی کروات هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشتهاند؛ از استانکو پوکلهپوویچ و تومیسلاو ایویچ گرفته تا چیرو بلاژویچ، برانکو ایوانکوویچ و دراگان اسکوچیچ. این ارقام به وضوح نشان میدهد که "ایرانیها شیفته کرواتها هستند."
استانکو؛ پیشگام و فاتح دلها
یخ روابط فوتبالی ایران و کرواسی را زندهیاد استانکو پوکلهپوویچ شکست. این مرد که روحش را در هایدوک جا گذاشته بود و سابقه هدایت تیم ملی کرواسی را نیز در کارنامه داشت، در سال ۱۹۹۴ راهی ایران شد. او بعدها در مصاحبهای اظهار داشت: "کاملاً اتفاقی و با توصیه یک مربی اسلوونیایی به رئیس فدراسیون ایران معرفی شدم. ابتدا تیم ملی و سپس پرسپولیس را هدایت کردم؛ تیمی که ۲۰ سال قهرمان نشده بود اما من آنها را به دو قهرمانی متوالی رساندم. به همین خاطر آنها مرا میپرستیدند." استانکو که اصفهان را "مثل پاریس زیبا" و غذاهایش را "فوقالعاده" توصیف کرده بود، با موفقیتهای خود راه را برای حضور مربیانی چون ایویچ، بوناچیچ، بگوویچ و بعدها دالیچ و اشتیماتس در فوتبال ایران هموار کرد.
ایویچ و نهادینه شدن حرفهایگری
تومیسلاو ایویچ بزرگ نیز دوران کوتاهی در فوتبال ایران داشت. او که یک کمالگرای محض بود، تنها چهار ماه (ژانویه تا مه ۱۹۹۸) در ایران دوام آورد. ایویچ معتقد بود: "بازیکنان ایرانی استعداد ذاتی عجیبی دارند اما فاقد نظم و حرفهایگری هستند. روزی که آنها در اروپا بازی کنند و دیسیپلین یاد بگیرند، تبدیل به بازیکنانی در سطح جهانی میشوند." پیشبینی او درست از آب درآمد و امروز ایران یک قدرت معتبر فوتبالی است که ستارههایش در قلب اروپا میدرخشند.
کاریزمای چیرو؛ نمایشی از عشق و شور
حضور چیرو بلاژویچ در ایران شبیه به یک نمایش باشکوه بود. او با هر حرکتش ایرانیها را جادو میکرد. چیرو با یادآوری آن دوران میگوید: "در اولین بازی من، ۱۱۰ هزار نفر داخل ورزشگاه بودند و ۵۰ هزار نفر بیرون در ماندند. رابطهام با هواداران طوری بود که فقط به یک دلیل رفتم؛ عشق بیش از حد بدتر از نفرت است! آنها مرا چنان دوست داشتند که مدام میخواستند مرا ببوسند. به برانکو گفتم تو ادامه بده، من دیگر نمیتوانم این همه فشارِ عشق را تحمل کنم!" چیرو قول داده بود اگر ایران به جام جهانی ۲۰۰۲ صعود نکند خودش را از تیر دروازه دار بزند؛ ایران به جام جهانی نرفت اما چیرو زنده ماند و بعدها با برانکو جایگزین شد.
از برانکو، شهروند افتخاری، تا اسکوچیچ، معمار صعود
برانکو ایوانکوویچ راه چیرو را ادامه داد و ایران را به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان رساند و به پاس این موفقیت، شهروند افتخاری تهران شد. سالها بعد، نوبت به دراگان اسکوچیچ رسید. او در فوریه ۲۰۲۰ در سختترین شرایط سکان تیم ملی ایران را گرفت و آماری درخشان ثبت کرد؛ ۱۵ برد در ۱۸ مسابقه. او ایران را مقتدرانه به جام جهانی قطر رساند، اما در یک تصمیم عجیب، درست قبل از شروع مسابقات جای خود را به کارلوس کیروش پرتغالی داد تا یکی از تلخترین جابهجاییهای تاریخ برای مربیان کروات رقم بخورد.
ایران سالها برای مربیان کروات سرزمین فرصتها بود. علاوه بر مربیان ملی، اسطورههایی مثل زلاتکو کرانچار، وینگو بگوویچ و ایگور اشتیماتس نیز در لیگ این کشور خاطرات فراموشنشدنی ساختهاند و این پیوند فوتبالی عمیق همچنان ادامه دارد.