فوری: راز بقای اقتصاد ایران فاش شد؛ آینده کشور در گرو 'فشارافزایی' گاز!
تهدید افت فشار گاز پارس جنوبی بر اقتصاد و امنیت انرژی ایران؛ فشارافزایی راهکار کلیدی است.
افت فشار گاز در میدان مشترک پارس جنوبی به عنوان یک زنگ خطر جدی برای رشد اقتصادی کشور مطرح شده است. تداوم تولید پایدار گاز، شرط اساسی برای حفظ پویایی صنایع، جذب سرمایهگذاریهای جدید و ثبات رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران محسوب میشود.
وابستگی حیاتی اقتصاد ایران به گاز طبیعی
اقتصاد ایران در دو دهه گذشته به تدریج از وابستگی به نفت خام کاسته و گاز طبیعی به مهمترین نهاده انرژی در فرآیندهای تولیدی کشور تبدیل شده است. سهم گاز در سبد انرژی ایران به بیش از ۷۰ درصد رسیده و تمامی بخشها، از نیروگاهها و صنایع بزرگ گرفته تا واحدهای کوچک تولیدی، وابستگی مستقیمی به پایداری عرضه این حامل انرژی دارند. در چنین ساختاری، هرگونه اختلال در تولید و انتقال گاز، مستقیماً به کاهش تولید صنعتی، افت سرمایهگذاری و در نهایت کاهش رشد GDP منجر میشود.
پیوند ناگسستنی تامین گاز و تولید ناخالص داخلی
تحقیقات اقتصادی نشان میدهد که همبستگی بالایی میان رشد مصرف گاز و رشد تولید ناخالص داخلی در ایران وجود دارد. در سالهایی که تولید و تحویل گاز پایدار بوده، صنایع انرژیبر با ظرفیت بالاتری فعالیت کرده و نرخ رشد اقتصاد از ثبات نسبی برخوردار بوده است. در مقابل، محدودیتهای گازی در زمستانهای اخیر که با قطع یا کاهش خوراک صنایع همراه بوده، عملاً بخشی از رشد بالقوه اقتصاد را از بین برده است.
کارشناسان اقتصاد انرژی، گاز طبیعی را در ایران نه تنها یک نهاده تولید، بلکه یک "زیرساخت رشد" میدانند. به عقیده آنها، همانگونه که نبود برق یا حملونقل، فعالیت اقتصادی را مختل میکند، کاهش فشار و تولید گاز نیز بهسرعت به رکود موضعی در صنایع مادر نظیر فولاد، سیمان، پتروشیمی و نیروگاهها میانجامد؛ زیرا زنجیره تولید بدون گاز پایدار، عملاً معنایی ندارد.
انرژی پایدار؛ مزیت رقابتی در حال تضعیف
دسترسی به انرژی ارزان، یکی از معدود مزیتهای نسبی اقتصاد ایران در فضای رقابت منطقهای است. این مزیت سالها عامل اصلی شکلگیری صنایع بزرگ و جذب سرمایهگذاری صنعتی بوده است؛ اما پایداری این مزیت تنها زمانی محقق میشود که عرضه انرژی قابل اتکا و بدون وقفه باشد.
سرمایهگذار داخلی و خارجی پیش از هر چیز به "اطمینان از تأمین انرژی" توجه میکند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که حتی قیمت پایین انرژی، در صورت ناپایداری عرضه، نمیتواند انگیزه سرمایهگذاری ایجاد کند. قطع گاز صنایع در زمستان، کاهش خوراک پتروشیمیها و اجبار نیروگاهها به استفاده از سوخت مایع، به مثابه علامت هشدار به فعالان اقتصادی است که ریسک انرژی در حال افزایش است.
در چنین شرایطی، پروژههای فشارافزایی گاز و حفظ سطح تولید میادین، نه تنها برای پاسخگویی به مصرف فعلی، بلکه برای حفظ جذابیت اقتصاد ایران برای سرمایهگذاری، امری ضروری است. بدون این پروژهها، انرژی ارزان به یک مزیت صرفاً روی کاغذ تبدیل خواهد شد، نه یک مزیت واقعی اقتصادی.
پارس جنوبی؛ موتور توسعه نیازمند تقویت
میدان مشترک پارس جنوبی به تنهایی حدود ۷۰ درصد گاز مصرفی کشور را تامین میکند و طی دو دهه گذشته، موتور اصلی رشد صنایع گازمحور و توسعه اقتصادی ایران بوده است. اما واقعیت این است که فازهای این میدان به نیمه دوم عمر خود رسیدهاند و افت طبیعی فشار، به پدیدهای اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
بر اساس برآوردهای فنی، در صورت عدم اجرای پروژههای فشارافزایی، تولید گاز پارس جنوبی در سالهای آینده با کاهش قابلتوجهی مواجه خواهد شد؛ کاهشی که ابتدا خود را در زمستانها نشان میدهد و به تدریج به یک بحران دائمی بدل میگردد. این مسئله میتواند کل معادله رشد اقتصادی کشور را برهم زند.
کارشناسان انرژی بر این باورند که پارس جنوبی امروز همچنان "موتور رشد اقتصادی" کشور است، اما این موتور بدون فشارافزایی، به تدریج خاموش خواهد شد. پروژههای فشارافزایی، اگرچه هزینهبر و پیچیدهاند، اما در مقایسه با هزینههای اقتصادی ناشی از کمبود گاز، کاملاً توجیهپذیر هستند.
فشارافزایی گاز؛ راهبردی فراتر از صنعت نفت
در نگاه سنتی، فشارافزایی گاز صرفاً یک پروژه فنی در صنعت نفت تلقی میشود؛ اما واقعیت این است که آثار این پروژهها به مراتب فراتر از مرزهای این صنعت است. فشارافزایی، تضمینکننده تداوم خوراک صنایع، ثبات تولید برق، کاهش مصرف سوختهای آلاینده و در نهایت کاهش شوکهای قیمتی در اقتصاد کشور است.
وقتی گاز به موقع به نیروگاهها میرسد، هزینه تولید برق کاهش مییابد؛ زمانی که صنایع با محدودیت مواجه نشوند، قیمت تمامشده کالاها کنترل میشود؛ و وقتی تولید پایدار بماند، تورم انتظاری نیز تعدیل میشود. از این منظر، فشارافزایی گاز یک سیاست پشتیبان ثبات اقتصاد کلان است، نه فقط یک اقدام فنی.
اثرات مستقیم بر تولید ناخالص داخلی
برآوردهای غیررسمی نشان میدهد که هر یک درصد کاهش در تحویل پایدار گاز به بخش صنعت، میتواند تا چند دهم درصد از رشد GDP بکاهد. این اثر بهویژه در صنایع بزرگ و صادراتمحور شدیدتر است. پتروشیمیها، فولادسازان و واحدهای معدنی، در صورت کاهش خوراک، بهسرعت تولید خود را کاهش میدهند و این افت، در آمارهای رشد اقتصادی منعکس میشود.
از سوی دیگر، ناپایداری انرژی باعث تعویق یا لغو پروژههای توسعهای میشود. وقتی بنگاهها به استمرار گاز اطمینان نداشته باشند، سرمایهگذاری جدید انجام نمیدهند و این به معنای کاهش ظرفیت تولید آینده اقتصاد است. بنابراین، فشارافزایی گاز علاوه بر حفظ تولید فعلی، نقشی کلیدی در حفظ رشد آینده GDP دارد.
چالشهای پیشرو و نقش سیاستگذاران
بزرگترین مانع اجرای پروژههای فشارافزایی، تامین مالی آنهاست. این پروژهها نیازمند سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری، فناوری پیشرفته و مدیریت یکپارچه هستند. در شرایط محدودیتهای مالی و تحریم، نقش سیاستگذار در تعریف مدلهای جذاب سرمایهگذاری بیش از پیش اهمیت پیدا میکند.
کارشناسان پیشنهاد میکنند دولت با نگاه اقتصادی، نه صرفاً بخشی، به فشارافزایی بنگرد و آن را در اولویتهای رشد اقتصادی کشور قرار دهد. استفاده از ظرفیت صندوق توسعه ملی، مشارکت شرکتهای داخلی توانمند و طراحی قراردادهای بلندمدت میتواند بخشی از این چالش را برطرف کند.
فشارافزایی و سرمایهگذاری صنعتی
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که دارای منابع گازی هستند، زمانی توانستهاند از این مزیت به رشد صنعتی پایدار برسند که زیرساخت تولید و انتقال گاز را همگام با توسعه صنایع گسترش دادهاند. در ایران نیز حفظ سطح تولید گاز، شرط لازم برای توسعه زنجیره ارزش و جذب سرمایهگذاری صنعتی است.
صنایع پاییندستی گاز، از متانول و اوره گرفته تا فولاد و سیمان، همگی نیازمند افق بلندمدت تامین انرژی هستند. فشارافزایی گاز، این افق را برای سرمایهگذار روشن میکند و پیام روشنی به بازار میدهد: انرژی در ایران پایدار خواهد ماند.
جمعبندی: تضمین آینده اقتصادی با فشارافزایی
در نهایت، فشارافزایی گاز را باید یکی از حلقههای مفقوده رشد پایدار اقتصادی ایران دانست. بدون این پروژهها، حتی بهترین برنامههای صنعتی و اقتصادی نیز با محدودیت جدی مواجه خواهند شد. پارس جنوبی، اگرچه همچنان ستون اصلی تامین گاز کشور است، اما تداوم نقش آن در رشد اقتصادی، به تصمیمهای امروز سیاستگذاران وابسته است.
اگر فشارافزایی بهموقع اجرا شود، گاز میتواند همچنان موتور محرک تولید، ثبات اقتصادی و رشد GDP باشد؛ در غیر این صورت، افت تدریجی تولید، اقتصاد ایران را با محدودیتهای جدیدی روبهرو خواهد کرد؛ محدودیتهایی که هزینه آنها بهمراتب فراتر از سرمایهگذاری در صنعت گاز است.