سرآمد انتخاب هوشمندانه

فاجعه زیست‌محیطی ایران: تقصیر با کیست؟

تغییر اقلیم با اثرات مخرب بر تالاب‌ها و دریاچه ارومیه، نیازمند مدیریت بحران و حفاظت از محیط زیست است.

فاجعه زیست‌محیطی ایران: تقصیر با کیست؟

پیامدهای تغییر اقلیم؛ از گرمایش زمین تا خشک شدن تالاب‌ها

کاهش ۱.۱ درجه‌ای دمای جهانی؛ زنگ خطری جدی برای اکوسیستم‌ها

افزایش دمای کره زمین نسبت به عصر پیشاصنعتی، اگرچه عددی کوچک به نظر می‌رسد، اما در واقع بسیار نگران‌کننده است. افزایش ۱.۱ درجه سانتی‌گراد دما، منشأ موج گرما، بارش‌های سیل‌آسا، خشکسالی‌های پی‌درپی و مجموعه‌ای از رخدادهای حدی است که اکنون در سراسر جهان مشاهده می‌شود. این تغییرات، کاهش توده‌های یخ قطبی، افزایش سطح آب اقیانوس‌ها، آسیب به کشاورزی، امنیت غذایی و منابع آب را در پی دارد. بخش عمده این روندها به فعالیت‌های انسانی، به ویژه سوزاندن سوخت‌های فسیلی و انتشار گازهای گلخانه‌ای بازمی‌گردد.

صنعت و حمل‌ونقل؛ پیشگامان انتشار گازهای گلخانه‌ای

صنعت و حمل‌ونقل در صدر منابع انتشار دی‌اکسید کربن و دیگر گازهای گلخانه‌ای قرار دارند. قطع درختان و تبدیل جنگل‌ها به کاربری‌های دیگر نیز وضعیت را وخیم‌تر کرده است. تلاش برای بارورسازی ابرها به جای تمرکز بر حل ریشه‌ای مسئله، نمونه‌ای از رویکردهای نادرست است. فناوری‌های موجود در این زمینه با عدم قطعیت بالا، هزینه‌های زیاد و نتایج متفاوت مواجه هستند. بنابراین، مدیریت صحیح کاربری زمین و بهبود فرایندهای صنعتی، راهکارهای اثربخش‌تری محسوب می‌شوند.

تغییرات اقلیمی و چالش‌های ایران

تغییرات اقلیمی با سیلاب‌های مخرب، بارش‌های ناگهانی، موج‌های گرما و ریزگردها در ایران گره خورده است. الگوهای بارش در دو دهه گذشته تغییرات چشمگیری داشته و کاهش بارش همراه با افزایش تبخیر، تعادل آب و خاک را برهم زده است. این وضعیت، پوشش گیاهی و تنوع زیستی کشور را تهدید می‌کند و گونه‌های وابسته به شرایط خاص اقلیمی را آسیب‌پذیر می‌سازد.

خشکسالی و بی‌آبی؛ تهدیدی برای سلامت و معیشت

کاهش بارش و خشکسالی، سلامت و معیشت مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خشکسالی و بی‌آبی از یک سو و باران‌های سیل‌آسا از سوی دیگر، اقتصاد خانوارها را مختل کرده و در بلندمدت منجر به تغییر سبک زندگی و مهاجرت‌های منطقه‌ای می‌شود. اثرات تجمعی این مشکلات، تاب‌آوری فردی و اجتماعی را کاهش می‌دهد.

مدیریت بحران؛ نیازمند انسجام و بازنگری

نظام مدیریت بحران تنها زمانی موفق خواهد بود که همه دستگاه‌ها نقش خود را در اقدامات پیشگیرانه، آمادگی، پاسخ و بازتوانی به‌درستی انجام دهند. این نظام نیازمند انسجام در سطوح ملی تا محلی است. با تشدید تغییرات اقلیمی، باید تعریف بحران را بازبینی و اقدامات تدریجی و پیشگیرانه را در اولویت قرار داد. تصمیم‌گیری صحیح در مدیریت سرزمین و ارتقای آگاهی عمومی، دو رکن اصلی پیشگیری از بحران هستند.

راهکارهای مقابله با بحران؛ از اجرای قوانین تا حفاظت از محیط‌زیست

اجرای مؤثر قانون مدیریت بحران، اشراف به آن و التزام به مفاد آن، مهم‌ترین نیاز مدیریت بحران است. نگاه صرفاً انفعالی به مدیریت بحران، هزینه‌های گزافی به کشور تحمیل می‌کند. به‌روز کردن نقشه‌های پهنه‌بندی خطر، رفع ضعف داده‌ها، تقویت همکاری دستگاه‌ها در تبادل اطلاعات و توجه به حفاظت از محیط‌زیست و پوشش گیاهی باید به عنوان یک وظیفه عمومی پذیرفته شود.

درس عبرتی از خشک شدن دریاچه ارومیه

خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب میانکاله و کاهش تراز آب دریای خزر، همگی ناشی از بی‌توجهی به ظرفیت زیستی اکوسیستم‌ها است. برداشت بی‌رویه، تصمیم‌گیری‌های نادرست و عدم تخصیص حقابه لازم، حیات این پیکره‌های طبیعی را به مرز آسیب جدی رسانده است. کاهش ورودی رودخانه‌ها، نوسان سطح دریای خزر، کاهش تبادل آب و برداشت آب تالاب‌ها، خدمات اکوسیستمی این مناطق را مختل کرده و دیر یا زود آنها را با آسیب جدی روبه‌رو می‌سازد.

آینده اکوسیستم‌ها؛ در گرو تصمیمات امروز

خشک شدن دریاچه ارومیه باید درس عبرت باشد. پایش مستمر، کاهش منابع آلاینده، برنامه‌ریزی فضایی صحیح و توقف پروژه‌های ناسازگار با حریم تالاب، فشار بر اکوسیستم‌ها را کاهش می‌دهد. در هر تصمیم، پیامدهای آن برای پیکره‌های طبیعی باید سنجیده شود، زیرا ادامه روند فعلی به معنای از دست رفتن سرمایه‌های زیستی کشور است.

ارسال نظر