شوک آبی در راه است: واردات یا قبوض نجومی؟
تشدید بحران آب، سیاستگذاران را به سمت واردات آب از تاجیکستان، مدیریت مصرف و بازنگری در اقتصاد آب و توسعه شهری سوق داده است.
پراکنش ناموزون بارندگی در ایران به چالشی جدی برای تامین نیاز آبی کشور تبدیل شده است، به گونهای که حتی در سالهای پربارش نیز این ناهمگونی مانع از پاسخگویی کامل به مصرف سراسری میشود. این وضعیت، بحثهای تازهای را در خصوص راهکارهای مقابله با بحران آب، از جمله ایده واردات آب، به میان کشیده است.
چالش آب در ایران؛ از ناموزونی بارش تا گزینههای روی میز
در حالی که پیش از این تبوتاب بحث انتقال آب از جنوب کشور به سایر نقاط ایران غالب بود، اکنون ایده واردات آب به یکی از محورهای اصلی گفتوگو تبدیل شده است. موافقان و مخالفان این طرح، هر یک با دیدگاهی متفاوت به موضوع مینگرند. برخی منتقدان این سوال را مطرح میکنند که در شرایطی که بسیاری از کشورهای همسایه خود با بحران آب مواجهاند، ایران از کدام منبع آب وارد خواهد کرد؟ این دیدگاه اغلب بدون اشاره به نام کشورهای خاص مطرح میشود.
در مقابل، گروهی به پیچیدگیهای سیاستگذاری، ملاحظات امنیتی و نگرانی از دست رفتن مفهوم خودکفایی اشاره میکنند. عدهای دیگر نیز جنبه اقتصادی ماجرا را برجسته میسازند و این پرسش را مطرح میکنند که در نهایت، کدام مسیر (انتقال آب داخلی یا واردات از کشورهای همسایه) هزینه کمتری در بر خواهد داشت.
واردات آب؛ راهحل مقطعی یا گزینه استراتژیک؟
محمدابراهیم رئیسی، کارشناس حوزه آب و انرژی، در این خصوص به بررسی ابعاد اقتصادی واردات آب پرداخته و میگوید: «اگر آب از خلیج فارس با قیمت ۵ یورو تامین شود و در مقابل، امکان واردات آب از تاجیکستان با قیمت تمامشده ۲ یورو فراهم باشد، طبیعی است که گزینه اقتصادیتر، واردات از تاجیکستان خواهد بود.» او پیشنهاد یک قرارداد ۱۰ تا ۱۵ ساله با تاجیکستان را مطرح میکند تا در این بازه زمانی، با استفاده از اختلاف هزینه، مصرف آب در شهرهایی نظیر مشهد مدیریت شده و از هدررفت حدود ۳۰ درصدی آب جلوگیری شود.
رئیسی همچنین این فرض اولیه که کشورهای منطقه بیآب هستند را نادرست میداند و اظهار میکند: «کشورهایی مانند تاجیکستان و افغانستان به دلیل طبیعت کوهستانی، از منابع آبی فراوانی برخوردارند که خودشان توان استفاده کامل از آن را ندارند. این امر میتواند فرصتی برای این کشورها باشد تا در قالب قراردادهای صحیح، این آب را در اختیار کشورهای همسایه خود قرار دهند و از آن به عنوان یک منبع درآمد اقتصادی بهره ببرند.»
به گفته این کارشناس، واردات آب میتواند پیشنهادی قابل تأمل برای شرایط بیآبی یا کمبود آب باشد. با این حال، او تأکید میکند که این گزینه باید در قالب مطالعات دقیق اقتصادی، فرهنگی و محیطزیستی ارزیابی شود و تنها به عنوان راهحلی برای بخشی از مشکل آب مطرح است، نه تمام آن.
فراتر از تامین؛ مدیریت مصرف و الگوی توسعه شهری
رئیسی یکی از گرههای اساسی در حل بحران آب را عدم اصلاح الگوی توزیع و بازتعریف شاخصهای توسعه شهری میداند. او با اشاره به شهری مانند مشهد، این پرسش را مطرح میکند که آیا تا کنون ملاکهای توسعهای هر استان و شهر مشخص شده است؟ او ادامه میدهد: «اگر مشهد را به عنوان قطب توریستی-زیارتی، کشاورزی یا صنعتی تعریف کردهایم، باید بر اساس آن برنامهریزی کنیم. تداوم همزمان همه این نقشها، به افت شدید سطح آب زیرزمینی و نشست زمین منجر خواهد شد.»
وی معتقد است که تعیین الگوی توسعه هر شهر، پیش از برنامهریزی برای تامین آب، حیاتی است. این که هر شهر چه نقشی در توسعه دارد، چه میزان آب نیاز دارد و این آب چگونه باید مدیریت شود، از اهمیت بالایی برخوردار است. در غیر این صورت، سناریویی مشابه تهران تکرار خواهد شد که با تامین آب از منابع مختلف برای جمعیت رو به افزایش، همچنان با پرسش «آب را از کجا بیاوریم؟» مواجه است.
چالشهای اقتصادی تامین آب؛ از توپوگرافی تا هزینه استخراج
این کارشناس آب و انرژی به این نکته نیز اشاره میکند که کمبود آب با کمبود اقتصادی آب بسیار متفاوت است. او توضیح میدهد که کشورهایی مانند افغانستان با وجود برخورداری از منابع آبی، به دلیل توپوگرافی خشن و کوهستانی، هزینههای بسیار بالایی برای تامین آب سالم شهری دارند. در ایران نیز اگر هزینه تامین آب از طریق حفر چاه و استخراج افزایش یابد (مثلاً با بالابردن قیمت برق یا سوخت)، ممکن است این مشکل تکرار شود؛ یعنی آب موجود باشد، اما به دلیل هزینه بالا، کسی به سراغ استفاده از آن نرود.
رئیسی تاکید میکند که هزینه پایین تامین آب در ایران، که حدود ۶۰ درصد آب کشاورزی کشور به آن متکی است، باید مورد بازنگری قرار گیرد. البته هدف، به مخاطره انداختن معیشت کشاورزان نیست، بلکه برنامهریزی جامع برای رسیدن به راهحلهای کارآمد با در نظر گرفتن تمام ابعاد مصرف و تامین آب است.
ضرورت سیاستگذاری جامع برای عبور از بحران آب
رئیسی در پاسخ به چرایی مواجهه ایران با مخاطرات آبی میگوید: «حدود ۸۰ درصد اقلیم ایران خشک یا نیمهخشک است و تنها ۲۰ درصد آن بارندگی بالای هزار میلیمتر دارد. این پراکنش بسیار ناموزون، مدیریت و هدایت آب را دشوار میسازد و حتی با سدسازی نیز بخش مهمی از مشکل حل نشده است. علاوه بر این، روی مدیریت مصرف نیز به اندازه کافی کار نکردهایم.»
او در نهایت اظهار میکند که سیاستگذاری درست و جامع، که همه جوانب از تامین تا مصرف را در بر گیرد، حیاتی است. وی نتیجه میگیرد: «اگر آب از تاجیکستان وارد نکنیم، مصرف آب قطع نمیشود، بلکه تنها گزینه باقیمانده، تامین آب گرانقیمت خواهد بود. بنابراین، واردات آب میتواند در کنار اصلاح مصرف، راهحل مقطعی مناسبی باشد.»