شوک بزرگ هوش مصنوعی: پشت پرده پاس گل تراکتور فاش شد!
ابهام آماری جدید در فوتبال ایران؛ آیا پاس گلهای تراکتور به درستی ثبت شدهاند؟
شب گذشته، گل مهدی هاشمنژاد برای تیم تراکتور با ابهامات آماری در مورد ثبت پاس گل همراه شد. این موضوع بار دیگر بحثها درباره معیارهای آماری در فوتبال حرفهای را به میان آورده است، چرا که «پاس گل» برخلاف تصور رایج، در قوانین رسمی داوری تعریف نشده و صرفاً یک شاخص آماری محسوب میشود که بر اساس پروتکلهای شرکتهای آماری معتبر و دستورالعملهای لیگها ثبت میگردد.
پروتکلهای آماری، ملاک ثبت پاس گل
در فوتبال مدرن، ثبت آمار و ارقام نقش مهمی در تحلیل عملکرد بازیکنان و تیمها ایفا میکند. با این حال، مفهوم «پاس گل» یک تصمیم داوری نیست و در متن مقررات رسمی IFAB نیز به آن اشارهای نشده است. بنابراین، ملاک اصلی برای ثبت پاس گل، پروتکلهای دقیق شرکتهای آماری بینالمللی مانند Opta و دستورالعملهای خاص هر لیگ است که بر اساس مجموعهای از معیارها، آخرین بازیکن مؤثر در گلزنی را مشخص میکنند.
صحنه مورد بحث گل تراکتور
مورد بحث شب گذشته مربوط به صحنه گلی است که مهدی هاشمنژاد به ثمر رساند. در این صحنه، توپ ابتدا توسط امیرحسین حسینزاده به سمت محوطه جریمه ارسال شد و سپس با پای دروژدک، همتیمی او، برخورد کرد. پرسش کلیدی در این خصوص این است که آیا تماس دروژدک با توپ به صورت ارادی و کنترلشده بوده است یا خیر؛ این ابهام نقطه اصلی اختلاف در ثبت پاس گل محسوب میشود.
معیارهای کلیدی برای تشخیص پاس گل
شرکتهای آماری برای تعیین ثبت پاس گل، سه معیار اصلی را مد نظر قرار میدهند. نخستین معیار، وجود کنترل یا تلاش آگاهانه بازیکن برای بازی با توپ است. دومین معیار، ایجاد تغییر معنادار در مسیر یا سرعت توپ به واسطه اقدام بازیکن به شمار میرود. در نهایت، سومین معیار، ایجاد یک فاز جدید از مالکیت یا پاس با هدفگذاری مشخص است.
بر اساس این پروتکلها، اگر تماس دوم بازیکن با توپ صرفاً یک برخورد غیرارادی (ricochet) باشد و بازیکن نه قصد پاس داشته، نه کنترلی بر توپ اعمال کرده و نه جهت توپ را آگاهانه تنظیم کرده باشد، معمولاً پاس گل به نفر اول (بازیکن ارسالکننده اولیه) ثبت میشود. چرا که در چنین مواردی، برخورد غیرارادی «خلق پاس» محسوب نمیشود.
تعیین تکلیف نهایی: ارادی یا تصادفی؟
اما در مقابل، چنانچه بازیکن (در اینجا دروژدک) پای خود را برای بازی با توپ جلو برده باشد و حتی با لمسی کوتاه اما هدفمند، عملاً توپ را برای گلزن تنظیم کرده باشد، در این صورت از نگاه آماری او آخرین بازیکن مؤثر خواهد بود و پاس گل به نام وی ثبت میشود.
در مجموع، اگر صحنه مورد بحث صرفاً یک برخورد تصادفی به پای دروژدک بوده و تغییری در نیت اولیه ارسال حسینزاده ایجاد نکرده باشد، طبق پروتکلهای رایج آماری پاس گل باید به نام حسینزاده ثبت شود. اما اگر دخالت دروژدک عامدانه و با هدف تأثیرگذاری بر مسیر توپ بوده باشد، وی مستحق ثبت پاس گل خواهد بود. تعیین نهایی این موضوع، نیازمند بررسی دقیقتر صحنه بر اساس استانداردهای آماری است.