شوک بزرگ در مادرید: فروپاشی پلن B و معمای آینده رئال
استراتژی چرخشی رئال مادرید و "پلن B" به عملکرد ضعیف و چالش "مبل خاکستری" انجامیده است.
باشگاه رئال مادرید در استفاده بهینه از طرح مدیریت ستارگان خود با چالش مواجه شده و نتوانسته است از پتانسیل کامل بازیکنان خود در قالب یک استراتژی چرخشی و جایگزین بهرهبرداری کند.
رویکرد اولیه و احیای تیم
پیش از این، آلوارو آربلوا، یکی از چهرههای کلیدی در بدنه باشگاه، روشی برای حل و فصل نارضایتیهای بازیکنان مطرح کرده بود که بر اساس گفتگوی مستقیم و بدون واسطه میان بازیکن و مسئولین تیم بنا شده بود؛ شیوهای که در والدبباس به "مبل خاکستری" شهرت یافت. این شیوه ارتباطی، به رئال مادرید اجازه داد تا چهار پیروزی متوالی کسب کند و نشانههایی از انسجام، تعهد جمعی و شدت بیشتر در تمرینات و مسابقات در تیم نمایان شود. بازیکنانی که پیشتر از جریان تیم جدا به نظر میرسیدند، با نگرشی متفاوت ظاهر شده و مهرههای کلیدی در زمان دریافت فرصت، قدم پیش گذاشته، در حالی که باتجربهها مسئولیت بیشتری بر عهده گرفتند.
پیادهسازی چرخشهای کنترلشده
این روند مثبت ادامه داشت تا زمانی که تیم راهی پامپلونا شد. در آنجا، در اولین دفاع از صدرنشینی پس از گرفتن آن از بارسلونای زخمی، کادر فنی با وجود تقویم فشرده تصمیم گرفت به برنامه چرخشهای کنترلشده پایبند بماند. این تصمیم با هدف مدیریت خستگی بازیکنان و آمادهسازی برای دیدارهای حساس اروپایی اتخاذ شد. به همین دلیل و با نگاه به دیدار برگشت برابر بنفیکا، رئال مادرید در چارچوب ترکیب اصلی مورد اعتمادش دست به چرخش زد و تنها جود بلینگام در دسترس نبود. این روش پیش از این نیز جواب داده بود و تیم برابر رئال سوسیداد واکنش نشان داده بود، کیلیان امباپه با تمرکز بر اروپا استراحت کرده بود و آسنسیو برای محافظت از ساق پایش نفس تازه کرده بود.
عدم پایداری "نقشه B" در زمین
با این حال، آنچه در میدان عمل رخ داد، با انتظارات کادر فنی متفاوت بود. "نقشه B" یا همان استراتژی چرخش بازیکنان، نتوانست پایداری لازم را در زمین مسابقه به نمایش بگذارد و تیم با مشکلاتی جدی روبرو شد. تغییرات در ترکیب اصلی و استفاده از چند بازیکن خارج از چرخش همیشگی، نتیجه مطلوبی نداشت و تیم را وادار به عقبنشینی کرد. پیام روشن بود: "همه مهم هستند، اما مدیریت ضرورت دارد." اما پلن B باید در زمین پایدار میبود، که چنین نشد.
عملکرد ناموفق بازیکنان در فرصتهای به دست آمده
در این میان، عملکرد برخی بازیکنان که فرصت حضور در ترکیب اصلی را یافته بودند، با انتقاداتی همراه شد. دنی کارواخال در تقابل با ویکتور مونیوز دچار مشکل شد و پیش از تعویض در دقیقه ۶۰، فدریکو والورده ناچار بود مدام برای پوشش او وارد عمل شود. داوید آلابا نیز در تیمی گسسته با گذر زمان تحت فشار قرار گرفت. بیشترین فشار بر دنی سبایوس وارد شد؛ هافبکی که دیده بود دو بازیکن آکادمی جای او را در میانه میدان گرفتهاند، برای در دست گرفتن کنترل توپ جلو رفت اما آن را از دست داد و همان اشتباه به گل دوم اوساسونا انجامید. براهیم دیاز نیز در همان مسیر حرکت کرد و دور از درخششی که پیش از فینال تلخ جام ملتهای آفریقا نشان داده بود، ظاهر شد. نگرانکنندهتر وضعیت فرانکو ماستانتونو است که در سه مسابقه متوالی به میدان نرفته و فران گارسیا که عملاً از صحنه رقابت ناپدید شده است.
این وضعیت نشان میدهد که "نقشه B" نیاز به بازنگری اساسی دارد و بازیکنانی که در این طرح فرصت یافتهاند، هنوز شایستگی خود را برای حضور پررنگتر در ترکیب اصلی ثابت نکردهاند و لازم است دوباره با رویکرد "مبل خاکستری" آربلوا به گفتگو بنشینند.