مصدومیت بلینگام: کابوس یا تولد رئال مادریدِ ترسناک؟
بلینگام و تحول خط میانی دفاعی رئال مادرید با تاکتیکهای آربلوا
غیبت جود بلینگام، ستاره جوان رئال مادرید، در دیدار مقابل والنسیا در مستایا، به طور غیرمستقیم فرصتی برای آشکار شدن مسیری تاکتیکی تازه تحت هدایت آلوارو آربلوا فراهم آورد و به نظر میرسد به تعادل بیشتری در ترکیب تیم منجر شده است.
عملکرد دفاعی مستحکم در غیاب بلینگام
رئال مادرید در بازی اخیر خود مقابل والنسیا، نه درخشان ظاهر شد و نه تحت فشار حریف قرار گرفت. نکته قابل توجه این بود که برخلاف هفتههای گذشته، تیم در فاز دفاعی دچار آشفتگی نشد و انسجامی مثالزدنی به نمایش گذاشت. آمارها نیز این تغییر را به خوبی نشان میدهند؛ تیبو کورتوا، دروازهبان رئال، حتی یک مهار نیز ثبت نکرد و تنها شوت خطرناک والنسیا توسط بلتران از کنار تیر دروازه به بیرون رفت.
این عملکرد به طور مجدد این ایده را تقویت میکند که ممکن است رئال مادرید بدون حضور بلینگام، به تعادل دفاعی بیشتری دست یابد. لازم به ذکر است که در فصل جاری، رئال مادرید تنها در سه بازی هیچ شوتی در چارچوب دریافت نکرده است که دو مورد از آنها به دوران مربیگری آربلوا بازمیگردد. این در حالی است که با حضور بلینگام در برخی مسابقات، خط دفاعی رئال دچار فروپاشی شده و کورتوا بارها ناجی تیم بوده است.
معادلات جدید در خط میانی: مثلث شوامنی، والورده، کاماوینگا
مصدومیت بلینگام و تصمیم تاکتیکی آربلوا برای استفاده از داوید خیمنس، زمینه را برای بازگشت یک خط میانی فیزیکی و پرانرژی به ترکیب رئال مادرید فراهم آورد. این مثلث متشکل از اورلین شوامنی، فدریکو والورده و ادواردو کاماوینگا، با نقش آزادتر آردا گولر برای خلق بازی و ارسال پاسهای نهایی، ترکیبی کارآمد را شکل داد که با پیشروی بازی، عملکرد بهتری از خود نشان داد.
تناسب تاکتیکی با فلسفه آربلوا
در این آرایش جدید، شوامنی و کاماوینگا بیشترین تکلهای موفق را به ثبت رساندند، والورده در بازپسگیری توپ بسیار مؤثر عمل کرد و گولر نیز با ثبت بیشترین توپگیری، آماری شگفتانگیز از خود برجای گذاشت. نتیجه این تغییرات، تیمی فشردهتر، منسجمتر و منظمتر بود که کاملاً با فلسفه تاکتیکی آربلوا همخوانی دارد. بلینگام همواره بازیکنی با پیچیدگیهای تاکتیکی برای جانمایی در ترکیب بوده است؛ هرچند آنچلوتی بیشترین بهره را از او برد و فصلی رؤیایی با ۲۳ گل و ۱۳ پاس گل را در رئالی متفاوت و بدون امباپه برای او رقم زد. در دوران ژابی آلونسو نیز نوساناتی در عملکرد بلینگام مشاهده شد و او هرگز به بهترین نسخه خود دست نیافت. آربلوا نیز در حال یافتن بهترین نقش برای او بود که مصدومیت مسیر را تغییر داد.
این مثلث میانی جدید به آربلوا امکان میدهد تا خط دفاعی را بالاتر ببرد، پرس را در زمین حریف اعمال کند و به مدافعان کناری نظیر کارراس و ترنت، آزادی عمل بیشتری در حملات بدهد.
چالشهای پیشرو و آینده بلینگام
تنها چالش پیشروی کادر فنی، انتخاب نهایی میان بلینگام و گولر خواهد بود؛ دو بازیکن با آمار نزدیک، اما تأثیرگذاری متفاوت در زمین. آزمونهای بزرگ پیشرو، از جمله دیدارهای مقابل بنفیکا و رئال سوسیداد، مشخص خواهد کرد که آیا این رئال مادریدِ جدید واقعاً آیندهدار است و این تغییرات تاکتیکی منجر به موفقیتهای پایدار خواهد شد یا خیر.