بمب خبری: بلینگام مصدوم شد، رئال مادرید 'هیولایی' جدید متولد میکند!
رئال مادرید: بلینگام، گولر و آربلوا در قلب تاکتیکهای جدید برای استحکام دفاعی و خط میانی.
غیبت جود بلینگام، ستاره جوان رئال مادرید، در دیدار مقابل والنسیا در مستایا، هرچند به دلیل مصدومیت و خارج از تصمیمات تاکتیکی مستقیم بود، اما بهطور غیرمستقیم مسیر جدیدی را در رویکرد تاکتیکی این تیم تحت تأثیر فلسفه آلوارو آربلوا گشود. این تحول، منجر به نمایشی متفاوت از رئال مادرید شد که تمرکز بر استحکام دفاعی و تعادل تیمی را در اولویت قرار داد.
بازگشت تعادل دفاعی در غیاب ستاره
رئال مادرید در مصاف با والنسیا، نه تنها دچار فشار شدید نشد و نمایش درخشانی ارائه نداد، بلکه برخلاف بسیاری از دیدارهای اخیر، از نظر دفاعی دچار آشفتگی و ضعف نبود. آمارهای این دیدار به وضوح گویای این تغییر هستند؛ تیبو کورتوا، دروازهبان رئال، حتی یک مهار نیز ثبت نکرد و تنها شوت خطرناک والنسیا از کنار دروازه به بیرون رفت. این عملکرد، بار دیگر این ایده را تقویت کرد که رئال مادرید ممکن است بدون بلینگام، به تعادل دفاعی بیشتری دست یابد. این فصل تنها در سه بازی، رئال مادرید هیچ شوت در چهارچوبی دریافت نکرده است که دو مورد از آنها به دورانی بازمیگردد که رویکردی مشابه با فلسفه آربلوا در تیم حاکم بوده است. در مقابل، با حضور بلینگام در برخی مسابقات، خط دفاعی رئال دچار فروپاشی شده و کورتوا بارها ناجی تیم بوده است.
احیای خط میانی فیزیکی و پویا
مصدومیت بلینگام و انتخاب تاکتیکی منجر به استفاده از ترکیبی جدید در خط میانی شد که زمینهساز بازگشت یک خط میانی فیزیکی و پرانرژی گردید. مثلثی متشکل از شوامنی، والورده و کاماوینگا، به همراه آردا گولر که نقش آزادتر و خلاقانهتری در خلق بازی و ارسال پاسهای نهایی ایفا میکرد، شکل گرفت. این ترکیب، با گذشت زمان و پیشرفت بازی، عملکرد هماهنگتر و مؤثرتری از خود نشان داد. آمارهای فردی نیز این رویکرد جدید را تأیید میکنند؛ شوامنی و کاماوینگا بیشترین تکلهای موفق را به ثبت رساندند، والورده در بازپسگیری توپ نقش کلیدی ایفا کرد و گولر با بیشترین توپگیری در میان بازیکنان، آمار شگفتانگیزی را از خود بر جای گذاشت. نتیجه این تغییرات، تیمی فشردهتر، منسجمتر و منظمتر بود که کاملاً با فلسفه تاکتیکی مورد نظر آربلوا همخوانی دارد.
چالشهای تاکتیکی و آینده بلینگام
جود بلینگام همواره بازیکنی با پیچیدگیهای تاکتیکی برای جایگیری و تعریف نقش بوده است. در دوران کارلو آنچلوتی، بیشترین بهرهبرداری از او صورت گرفت و بلینگام فصلی رؤیایی را با ۲۳ گل و ۱۳ پاس گل در رئالی متفاوت تجربه کرد. با این حال، در دورههای تاکتیکی دیگر، نوسانهایی در عملکرد او دیده شد و بلینگام نتوانست به بهترین نسخه خود دست یابد. آربلوا نیز پیش از مصدومیت بلینگام، در حال یافتن بهترین نقش برای او بود. مثلث میانی کنونی با حضور شوامنی، والورده و کاماوینگا، به کادر فنی اجازه میدهد تا خط دفاعی را جلو بکشد، پرس را در زمین حریف اعمال کند و به مدافعان کناری آزادی عمل بیشتری بدهد. تنها چالش باقیمانده در آینده، انتخاب نهایی بین بلینگام و گولر خواهد بود؛ دو بازیکن با آمارهای نزدیک اما تأثیرگذاریهای متفاوت. بازیهای بزرگ و مهم پیشرو، تعیینکننده این خواهند بود که آیا این رویکرد جدید رئال مادرید واقعاً نویدبخش آیندهای روشنتر است یا خیر.