سرآمد انتخاب هوشمندانه

یونایتد در لبه پرتگاه: شلیک در تاریکی، آخرین معجزه یا سقوط کامل؟

منچستریونایتد برای پایان دادن به بی‌ثباتی سرمربی‌گری پسافرگوسن و خروج از بحران به دنبال معجزه‌ای با الیور گلاسنر است.

یونایتد در لبه پرتگاه: شلیک در تاریکی، آخرین معجزه یا سقوط کامل؟

منچستریونایتد بار دیگر خود را در نقطه‌ای یافته است که منطق و عقلانیت دیگر راهگشا نیست و تنها یک "معجزه" می‌تواند این باشگاه ریشه‌دار را از بحرانی عمیق نجات دهد. شیاطین سرخ، پس از سال‌ها تلاش ناکام برای بازگشت به دوران اوج خود، به نظر می‌رسد در چرخه‌ای بی‌پایان از تصمیمات اشتباه و تغییرات بی‌حاصل گرفتار آمده‌اند که آینده‌ای مبهم را برای آن‌ها رقم زده است.

وضعیت آشفته شیاطین سرخ: چرخه‌ای بی‌پایان از امید و ناامیدی

وضعیت فعلی منچستریونایتد به شکلی غریب، یادآور یک کمدی ابزورد است؛ جایی که هرج و مرج حاکم است و راه نجاتی از طریق اقدامات منطقی به چشم نمی‌خورد. این تیم سال‌هاست که در دامی از تغییرات مکرر گرفتار شده است: صفحه‌ای جدید گشوده می‌شود، امیدهای تازه جوانه می‌زند، اعتمادی بی‌حد و حصر شکل می‌گیرد، اما با اولین مشکلات، ایمان جای خود را به ناامیدی می‌دهد و این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود. چرخه‌ای بی‌پایان که پس از دوران پرافتخار سر الکس فرگوسن، به نمادی از بی‌ثباتی در این باشگاه تبدیل شده است و "معجزه" تنها واژه‌ای است که می‌تواند به عنوان راه حلی غیرمنطقی، اما شاید تنها امید، مطرح گردد.

پرونده آموریم: قربانی بی‌صبری یا بی‌کفایتی؟

یکی از جدیدترین مثال‌ها از این چرخه معیوب، اخراج روبن آموریم است. سرمربی پرتغالی که با برنامه‌ای بلندمدت و برای یک پروژه جدی به منچستریونایتد پیوست، تنها اندکی بیش از یک سال دوام آورد و حتی یک فصل کامل نیز فرصت کار پیدا نکرد. هرچند تردیدی در نتایج ضعیف او وجود ندارد، اما عدم کسب قهرمانی در لیگ اروپا و ناکامی در فینال مقابل تاتنهام، به قیمتی گزاف تمام شد. سؤال اصلی اینجاست که آیا باشگاه در قبال پروژه‌ای که خود آغازگرش بود، صبوری کافی به خرج داد؟ این سرعت در تغییر کادر فنی، به آموریم اجازه می‌دهد تا این استدلال را مطرح کند که زمان کافی برای اثبات خود به او داده نشده است، استدلالی که رد کردن آن با توجه به عملکرد سال‌های اخیر یونایتد دشوار به نظر می‌رسد.

میراث ناکامی پس از فرگوسن: تکرار تاریخ با نام‌های بزرگ

منچستریونایتد سال‌هاست که در جستجوی راهی برای بازگشت به اوج، به هر دری زده است. از لوئیس فن‌خال و ژوزه مورینیو گرفته تا اریک تن‌هاخ و حتی مربی خودی مانند اوله گونار سولسشایر، نام‌های بزرگی روی نیمکت این تیم نشسته‌اند که هر یک در لیگ‌های دیگر کارنامه‌ای درخشان داشتند. با این حال، هیچ‌کدام نتوانستند آن منچستریونایتد سابق را احیا کنند. مدیران باشگاه انواع و اقسام مربیان را آورده‌اند و بدون کم و کاست بازیکن جذب کرده‌اند، اما حاصل این همه تلاش، چیزی جز شکست نبوده است. این تجربه تلخ نشان می‌دهد که هرگاه یونایتد سعی کرده هوشمندانه و منطقی عمل کند، نتیجه‌ای جز ناکامی به دست نیاورده است.

معمای اولیور گلاسنر: منطقی‌ترین انتخاب، خطرناک‌ترین سرنوشت؟

در حال حاضر، نام الیور گلاسنر، سرمربی کنونی کریستال پالاس، به عنوان گزینه احتمالی بعدی مطرح شده است. او روی کاغذ، گزینه‌ای بسیار جذاب به شمار می‌رود: عملکرد درخشان در اینتراخت فرانکفورت و کریستال پالاس، سازگاری کامل با لیگ برتر، توانایی کار با داشته‌ها و انعطاف‌پذیری تاکتیکی بالا، او را به انتخابی مناسب تبدیل کرده است. گلاسنر که تابستان پیش رو مربی آزاد خواهد بود و حضورش هزینه‌ای برای یونایتد نخواهد داشت، بدون شک شایسته فرصت در یک باشگاه بزرگ است. اما همین منطقی بودن بیش از حد این انتخاب، نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد؛ چرا که سرمربیانی چون تن‌هاخ و آموریم نیز در زمان انتصاب، دقیقاً همینقدر منطقی به نظر می‌رسیدند و سرنوشت آن‌ها در منچستریونایتد از پیش روشن است.

جستجو برای معجزه: راه رستگاری منچستریونایتد در کجاست؟

در این وضعیت، شاید خودداری گلاسنر از پذیرش پیشنهاد منچستریونایتد، یک "معجزه" برای او و حتی برای خود باشگاه باشد. با این کار، او هم خود را از ورود به چرخه معیوب «بازگشت به اوج!» و سپس اخراجی تلخ و تحقیرآمیز نجات می‌دهد و هم یونایتد از امیدهای واهی و آغاز دوباره همان چرخه در امان می‌ماند. گلاسنر مربی فوق‌العاده‌ای است و تماشای اینکه آیا می‌تواند در باشگاهی با جاه‌طلبی‌های بزرگ موفق شود یا خیر، بدون شک یکی از جذاب‌ترین روایت‌های فصل آینده خواهد بود.

منچستریونایتد در مسیر جستجوی معجزه خود قرار دارد. شاید نجات‌بخش آن‌ها کسی باشد که امروز هیچ‌کس، حتی در خود باشگاه، روی او حسابی باز نکرده است؛ چرا که معجزه‌ها معمولاً این‌گونه اتفاق می‌افتند. در حالی که امید به ایجاد یک ساختار قدرتی منسجم و کار اصولی در این باشگاه همیشه وجود دارد، اما با توجه به آنچه در سال‌های اخیر از این تیم دیده‌ایم، یک معجزه، یک "شلیک کور در تاریکی"، به‌ مراتب باورپذیرتر به نظر می‌رسد.

ارسال نظر