نماد شادی ملی یا خودنمایی یک نسل؟ روزی که مردم با تیم ملی فاصله نداشتند
تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی به دنبال صعود و تکرار حماسه نسلهای پیشین است.
هشت آذر ۱۳۷۶، روزی که مردم ایران پس از صعود تاریخی تیم ملی فوتبال به جام جهانی ۹۸ فرانسه، در خیابانها به جشن و پایکوبی پرداختند، همچنان به عنوان یکی از ماندگارترین خاطرات فوتبال دوستان ایرانی زنده است. این صعود، که چهارمین صعود متوالی تیم ملی به این رویداد مهم ورزشی محسوب میشد، با تساوی ۲ بر ۲ مقابل استرالیا رقم خورد و اوج همدلی و نزدیکی مردم با تیم ملی را به نمایش گذاشت.
میراث احساسی ۸ آذر؛ معیاری برای سنجش تیم ملی
امروز، در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، این میراث احساسی و مردمی بیش از هر زمان دیگری به عنوان معیار سنجش تیم ملی مورد توجه قرار گرفته است. با وجود افزایش شانس صعود به مرحله حذفی به دلیل تغییر فرمت مسابقات به ۴۸ تیمی، بحثهایی پیرامون "محبوبتر بودن" نسل فعلی نسبت به نسل سال ۹۸ از سوی برخی بازیکنان مطرح شده که با واکنش پیشکسوتان آن دوره مواجه شده است.
اختلافنظر نسلی؛ دو قطبی که به فوتبال کمکی نمیکند
این اختلافنظرها، دو قطبی تازهای را میان نسلهای مختلف فوتبال ایران ایجاد کرده است. دو قطبیای که به جای پیشرفت، باعث درگیر شدن ناخواسته هواداران در قیاسهایی میشود که هیچ کمکی به اعتلای تیم ملی نمیکند.
محبوبیت؛ حاصل تلاش در زمین، نه جدالهای رسانهای
واقعیت این است که موفقیت در فوتبال تنها به صعود به جام جهانی خلاصه نمیشود. هرچند صعود چهارباره به مهمترین تورنمنت فوتبال جهان دستاوردی بزرگ است، اما آنچه یک تیم را جاودانه و مردمی میسازد، احساس نزدیکی و همبستگی هواداران با تیم است؛ همان چیزی که در هشتم آذر ۱۳۷۶ به وضوح دیده شد. در آن روز، مردم با تیم ملی فاصلهای نداشتند و شادیشان، خودجوش و برخاسته از قلب بود.
در مقابل، تیم ملی امروز درگیر مقایسههای نسلی و بحثهای حاشیهای شده است؛ مسائلی چون محبوبیت، جنگ رسانهای و حتی پیشبینی میزان شادی مردم یا تعطیلی کشور در صورت موفقیت. این حواشی، تیم را از ارزش واقعی فوتبال دور میکند. محبوبیت با حرف ساخته نمیشود؛ بلکه در خیابانها و در میان مردم شکل میگیرد، نه در مصاحبهها و آمارهای فضای مجازی.
مسیر موفقیت؛ جنگیدن در زمین و ایجاد شادی واقعی
تجربه هشتم آذر نشان داد تیمی محبوب میشود که در زمین بجنگد، با غیرت پیراهن را بر تن داشته باشد و مردم را با عملکرد خود شاد کند. اگر تیم ملی فعلی قصد دارد میراث آن روز تاریخی را ادامه دهد، باید از دو قطبیها و ادعاهای بیثمر فاصله گرفته و به اصل فوتبال بازگردد؛ جایی که رابطه تیم و مردم بر مبنای تلاش، تعهد و نتایج واقعی شکل میگیرد.
تیم ملی امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد در میدان مسابقه محبوبیت بسازد، نه در میدان حرفها. و اگر چنین شود، شاید بتوان شاهد شادیهای خودجوش و یکپارچهای بود که طعم خوش آن از هشتم آذر ۱۳۷۶ همچنان در کام فوتبالدوستان باقی مانده است.