اعتراف تکاندهنده: ایران ورق جنگ را برگرداند؛ ادامه نبرد تنها یک پیروزی دیگر است!
هشدار فارن افرز: تشدید افقی ناشی از سیاست آمریکا، خاورمیانه را به جنگ منطقهای میکشاند.
نشریه معتبر فارن افرز در تحلیلی جامع پیرامون تحولات اخیر در منطقه و واکنش جمهوری اسلامی ایران به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، تأکید کرده است که پاسخ تهران صرفاً یک اقدام تلافیجویانه نبوده، بلکه بخشی از راهبردی حسابشده برای دگرگون ساختن ساختار کلی جنگ است. این نشریه آمریکایی، این رویکرد ایران را نشانهای از تغییر قواعد درگیری در خاورمیانه میداند.
عملیات «خشم حماسی» و پاسخ راهبردی ایران
بنابر گزارش فارن افرز، عملیات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی که تحت عنوان «عملیات خشم حماسی» صورت گرفت، در ابتدا به عنوان یک موفقیت بزرگ نظامی تلقی شد. این عملیات با بهرهگیری از حملات دقیق، به کشته شدن شماری از مقامات و فرماندهان ارشد نظامی ایران منجر گشت. از دیدگاه واشنگتن و تلآویو، هدف این اقدام فلج کردن ساختار فرماندهی ایران و قرار دادن نظام سیاسی این کشور در آستانه فروپاشی بود.
با این حال، واقعیت میدانی تنها چند ساعت پس از این عملیات، مسیری کاملاً متفاوت را به نمایش گذاشت. ایران با شلیک صدها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل و همچنین اهدافی در سراسر خلیج فارس، نه تنها ثابت کرد که ساختار فرماندهی آن از هم نپاشیده است، بلکه توانایی سازماندهی و اجرای عملیاتی گسترده را در مدت زمانی کوتاه به اثبات رساند. تحلیلگران فارن افرز این پاسخ سریع را پیامی روشن دانستند: ایران همچنان قادر به فرماندهی، هماهنگی و اجرای عملیات در ابعاد وسیع است.
استراتژی «تشدید افقی» و گسترش میدان نبرد
فارن افرز معتقد است که واکنش ایران نمونهای از یک راهبرد نوین با عنوان «تشدید افقی» است. در این استراتژی، به جای تمرکز بر افزایش شدت درگیری در یک جبهه خاص، میدان نبرد به مناطق جغرافیایی و حوزههای سیاسی و اقتصادی جدیدی گسترش مییابد. در این چارچوب، تهران تلاش کرده است درگیری را از مرزهای داخلی خود فراتر ببرد.
این نشریه اشاره میکند که ایران به طور مستقیم به اهدافی در دستکم ۹ کشور حمله کرده یا آنها را در تیررس قرار داده است که بسیاری از این کشورها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند. پیام تهران از این اقدامات صریح بود: کشورهایی که نیروهای آمریکایی را میزبانی میکنند، ممکن است بهای این جنگ را بپردازند. به اعتقاد فارن افرز، این رویکرد به سرعت جنگ را به یک بحران منطقهای بدل کرده و دولتهای منطقه خلیج فارس را وادار به مدیریت همزمان امنیت داخلی و اطمینانبخشی به سرمایهگذاران خارجی و گردشگران کرده است.
پیامدهای طولانی شدن جنگ برای آمریکا، منطقه و اروپا
در بخش اصلی تحلیل خود، فارن افرز به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که چرا طولانی شدن جنگ به نفع ایران است. به نوشته این نشریه، استراتژی «تشدید افقی» تنها به معنای افزایش تعداد اهداف برای دشمن نیست، بلکه تأثیر عمیقتر آن تغییر کامل درک دشمن از «ریسک» است. در یک درگیری کوتاهمدت، ریسک با معیارهایی چون تعداد پروازهای جنگی یا درصد موفقیت رهگیری موشکها سنجیده میشود؛ اما در یک درگیری طولانی، ریسک از میدان جنگ به عرصه سیاست کشیده شده و تصمیمگیریها به مراتب پیچیدهتر میگردد.
تحولات در روابط منطقه و مشروعیت داخلی
فارن افرز تأکید میکند که در صورت طولانی شدن این جنگ، دولتهای منطقه خلیج فارس که تاکنون همکاریهای امنیتی با اسرائیل را به صورت پنهانی پیش میبردند، احتمالاً مجبور به آشکارسازی این روابط خواهند شد. این آشکارسازی برای آنها بسیار خطرناک است، زیرا افکار عمومی در کشورهای عربی به شدت با سیاستهای نظامی تهاجمی اسرائیل مخالف است. هرچه جنگ بیشتر به درازا بکشد، حفظ این شراکت برای حاکمان این کشورها بدون آسیب جدی به مشروعیت داخلیشان دشوارتر خواهد شد. «تشدید افقی» دقیقاً بر همین نقاط حساس و شکننده میان دولتها و مردمشان فشار وارد میکند.
تاثیر بر سیاست داخلی آمریکا و اروپا
این نشریه همچنین به تأثیر طولانی شدن جنگ بر صحنه سیاسی آمریکا میپردازد و مینویسد: یک جنگ طولانی، چهره سیاست داخلی آمریکا را دگرگون خواهد کرد. در حالی که حمله اولیه به رهبری ایران ممکن است در روزهای نخست حمایت از رئیسجمهور را افزایش دهد، نظرسنجیها نشان میدهد که حتی یک هفته پس از آغاز جنگ، اکثریت مردم آمریکا با آن مخالف بودهاند. یک جنگ فرسایشی در منطقه، همراه با افزایش شدید قیمت انرژی، تلفات نیروهای آمریکایی و اهداف مبهم، نارضایتی و اعتراضات داخلی در آمریکا را به شدت افزایش خواهد داد. بخش قابل توجهی از حامیان سیاسی دونالد ترامپ از همان ابتدا با درگیریهای خاورمیانه مخالف بوده و معتقدند که رهبران آمریکا صرفاً پیرو سیاستهای اسرائیل هستند. هرچه عملیات نظامی آمریکا طولانیتر شود، این اختلافات درون پایگاه رأیدهندگان ترامپ نیز عمیقتر و گستردهتر خواهد شد.
در ارتباط با اروپا، فارن افرز پیشبینی میکند که تنش با این قاره نیز افزایش خواهد یافت. کشورهای اروپایی به شدت به ثبات قیمت انرژی وابسته بوده و از موج جدید مهاجرت نگران هستند. اگر آمریکا به دنبال تشدید عملیات باشد، در حالی که دولتهای اروپایی خواهان مهار و پایان سریع درگیریها هستند، شکاف بین دو سوی اقیانوس اطلس عمیقتر خواهد شد. اروپاییها تلاش خواهند کرد خود را از این جنگ دور نگه دارند. تجربه کوزوو نشان داد که حفظ وحدت یک ائتلاف نظامی نیازمند مدیریت سیاسی دائمی است. در صورت ممانعت کشورهای اروپایی از استفاده از خاکشان برای پشتیبانی لجستیکی یا سوخترسانی هوایی، ادامه بمبارانهای طولانی برای آمریکا بسیار دشوار خواهد شد. حتی بریتانیا نیز نسبت به استفاده طولانیمدت آمریکا از پایگاه دیگو گارسیا (متعلق به بریتانیا) ناراضی است. برای جلب حمایت اروپا در جنگ با ایران، آمریکا ممکن است ناچار به ارائه تعهدات بیشتر در اوکراین به اروپا شود؛ اقدامی که میتواند پایگاه هواداران MAGA رئیسجمهور را بیشتر برانگیزد.
این نشریه در پایان این بخش نتیجهگیری میکند که طولانی شدن جنگ، تهدیدهای نامتقارن را به شدت افزایش میدهد. در یک درگیری طولانی در خلیج فارس، احتمالاً گروههای غیردولتی و شبهنظامی بیشتری وارد میدان میشوند؛ بهویژه اگر نیروهای زمینی آمریکا حتی به شکل محدود درگیر شوند. گروههای مسلح جدید یا قدیمی که میخواهند از خشم عمومی منطقه بهره ببرند، ممکن است مستقیماً کسانی را هدف قرار دهند که آشکارا با عملیات آمریکا همراهی کردهاند. آنچه با تبادل موشک بین دو دولت آغاز شد، میتواند به مرور به میدانی بسیار گستردهتر از خشونت، بیثباتی و آشوب تبدیل شود.
تاثیرات اقتصادی و روانی و درسهایی از تاریخ
فارن افرز تأکید دارد که بخشی از راهبرد ایران، انتقال جنگ به حوزه اقتصاد و افکار عمومی است. حملات موشکی و پهپادی منجر به تعطیلی فرودگاهها، آسیب به املاک تجاری و اختلال در بازارهای انرژی و بیمه شده است. به گفته تحلیلگران فارن افرز، حتی در مواردی که خسارت فیزیکی محدود باشد، ضربه به تصویر امنیتی منطقه میتواند بسیار پرهزینه باشد. این گزارش مثال میآورد: «هنگامی که هشدارهای موشکی فعالیت فرودگاه دبی – یکی از شلوغترین فرودگاههای جهان – را مختل میکند، هزینه اعتباری (reputational) آن بسیار بیشتر از خسارت واقعی است.»
درسهایی از ویتنام و کوزوو
برای تبیین این وضعیت، فارن افرز به تجربیات تاریخی آمریکا در جنگ ویتنام اشاره میکند. در آن زمان، واشنگتن با اتکا به برتری هوایی خود تصور میکرد که میتواند با بمباران گسترده، اراده سیاسی هانوی را در هم بشکند. اما در سال ۱۹۶۸، نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگ با آغاز حملات هماهنگ در بیش از صد شهر و شهرک ویتنام جنوبی – که اگرچه هزینههای زیادی برای آنها داشت – تصویر پیروزی نزدیک آمریکا را نابود کردند. نتیجه آن بود که افکار عمومی آمریکا به سرعت علیه جنگ تغییر کرد و در نهایت مسیر سیاسی جنگ دگرگون شد.
نمونه دیگری که فارن افرز به آن اشاره میکند، جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ است. در آن زمان، ناتو تصور میکرد که با چند روز حملات هوایی دقیق میتواند دولت صربستان را وادار به عقبنشینی کند. اما صربستان با اعزام دهها هزار نیرو به کوزوو و اخراج گسترده غیرنظامیان آلبانیایی، بحران انسانی بزرگی ایجاد کرد که دولتهای اروپایی را تحت فشار قرار داد. در نهایت، جنگ تنها پس از ۷۸ روز حمله هوایی، فشار دیپلماتیک روسیه و تهدید حمله زمینی ناتو به پایان رسید.
اهداف سیاسی راهبرد ایران
فارن افرز معتقد است که پاسخ ایران اهداف سیاسی مشخصی را دنبال میکند. نخستین هدف، تضعیف تصور «امنیت کامل» در کشورهای منطقه خلیج فارس است؛ کشورهایی که خود را به عنوان مراکز امن تجارت، گردشگری و سرمایهگذاری معرفی میکنند. هدف دوم، افزایش هزینه سیاسی میزبانی از نیروهای آمریکایی برای دولتهای منطقه است. سومین هدف نیز شکل دادن به روایت سیاسی جدیدی درباره نظم منطقهای است؛ روایتی که در آن ایران خود را در برابر محور آمریکایی – اسرائیلی تعریف میکند.
چالش دشوار پیش روی واشنگتن
در پایان این تحلیل، فارن افرز تأکید میکند که واشنگتن اکنون با یک انتخاب دشوار روبهرو است. یک گزینه، تشدید عملیات نظامی و گسترش حملات هوایی برای مهار توان موشکی ایران است؛ مسیری که ممکن است به یک حضور نظامی طولانیمدت در منطقه منجر شود. گزینه دیگر، پایان دادن به عملیات و اعلام تحقق اهداف است؛ تصمیمی که هرچند ممکن است با انتقاد سیاسی روبهرو شود، اما از گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی جلوگیری میکند.
این نشریه نتیجه میگیرد: «حملات اولیه شاید یک موفقیت تاکتیکی بوده باشد، اما اکنون آمریکا با یک چالش راهبردی روبهرو است.» به باور فارن افرز، سرنوشت این جنگ نه با شلیک موشک بعدی، بلکه با نحوه درک واشنگتن از راهبرد ایران و واکنش سیاسی و نظامی آن تعیین خواهد شد.