هشدار تکاندهنده فایننشال تایمز: ترامپ در باتلاق مرگبار ایران گرفتار شد؟
تشدید رویارویی آمریکا و ایران بر سر بحران هستهای، بازارهای انرژی و امنیت تنگه هرمز را تهدید میکند.
روزنامه معتبر فایننشال تایمز در تحلیلی جامع، پیشبینی کرده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، به زودی پایان رویارویی علیه ایران را اعلام خواهد کرد. این روزنامه تاکید کرده که این تصمیم، نه از تحقق اهداف ترامپ، بلکه بیشتر از میزان تحمل فشارها و مشکلات شخصی وی نشأت میگیرد.
تحلیل فایننشال تایمز از پایان احتمالی جنگ
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، آستانه تحمل ایران در برابر فشارها از ترامپ بالاتر است. این روزنامه میافزاید، ترامپ تلاش خواهد کرد خروج خود را به عنوان یک پیروزی جلوه دهد، اما ایران انگیزههای قوی دارد تا این ادعا را بیاعتبار سازد و مانع از پذیرش آن توسط افکار عمومی شود. این مسئله، به گفته فایننشال تایمز، اساس مشکل خودساخته ترامپ را تشکیل میدهد که از عدم پیشبینیهای لازم او نشأت گرفته است.
اشتباهات استراتژیک و عدم پیشبینی ترامپ
فایننشال تایمز در تحلیل خود، به چندین اقدام ناکام یا انجامنشده از سوی ترامپ اشاره میکند که میتوانست وضعیت فعلی را تغییر دهد. یکی از این موارد، عدم تقویت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا بود که پس از تهاجم روسیه به اوکراین به شدت کاهش یافته و جایگزین نشد. با وجود افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی، ترامپ از اقدام پیشگیرانه در این زمینه غفلت ورزید. دومین اشتباه، ناتوانی در جلب حمایت کشورهای منطقه خلیج فارس برای طرح جنگی خود پیش از آغاز درگیریها بود که به دلیل نبود یک هدف مشخص، این کار را دشوار میکرد و اکنون ترامپ با خشم و حساسیت کشورهای منطقه روبرو است. سومین نکته، عدم آمادهسازی افکار عمومی آمریکا برای یک جنگ طولانی بود که هرگز محقق نشد.
توانمندیهای ایران و چالشهای پیش روی واشنگتن
این روزنامه بریتانیایی در ادامه به توانمندیهای ایران اشاره میکند و مینویسد که حتی یک ایران آسیبدیده نیز میتواند نفتکشها را از ورود به خلیج فارس بترساند و بخش عمدهای از تولید انرژی منطقه را متوقف کند. تا زمانی که ایران به طور کامل اشغال نشود، ترامپ نمیتواند عبور امن از تنگه هرمز را تضمین کند. همچنین، تولید پهپادها در ایران غیرمتمرکز است و کارگاههای آن را نمیتوان از طریق حملات هوایی به طور کامل نابود کرد. فایننشال تایمز همچنین به ادعای ترامپ مبنی بر دخالت در انتخاب رهبر آینده ایران پرداخت و آن را به سخره گرفت، با مقایسهای بین اشغال ۲۰ ساله افغانستان و ناتوانی در جایگزینی طالبان، و اشاره به اینکه ترامپ در زمانی کوتاه توانسته "یک خامنهای را با یک خامنهای دیگر" جایگزین کند؛ این نشان میدهد که او احتمالاً در تأمین آتشبس مورد نظر خود شکست خواهد خورد، چه رسد به تسلیم بیقید و شرط.
گزینههای پرخطر و بیثمر برای ترامپ
فایننشال تایمز دو گزینه پرخطر را برای ترامپ برشمرد. گزینه اول، اعزام نیروهای ویژه آمریکایی یا اسرائیلی به اصفهان برای ربایش حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده باقیمانده ایران است که میتواند یک موفقیت بزرگ و راه فرار نمایشی به ترامپ ارائه دهد، اما ریسک شکستی مشابه عملیات نجات گروگانهای ایران در دوران جیمی کارتر را در پی دارد. گزینه دوم، اشغال جزیره خارک برای قطع صادرات نفت ایران است. این گزینه ریسک بالاتری دارد زیرا نیازمند حضور گسترده نیروهای زمینی آمریکا است و به طولانی شدن جنگ و تشدید بحران نفتی منجر میشود.
این روزنامه تاکید میکند که حمایت عمومی از جنگ در آمریکا پس از تنها یک هفته، در سطحی مشابه حمایت از جنگ ویتنام در پایان سال ۱۹۶۷ قرار دارد و تحمل حتی چند ده تلفات امروز در آمریکا وجود ندارد. بنابراین، ترامپ با هرگونه اعلام پیروزی یکجانبه هزینههای بالایی خواهد پرداخت و بزرگترین خطر، بیاثر بودن این اقدام است. ایران میتواند ادامه اختلال در بازار جهانی انرژی را به عنوان اهرم فشار حفظ کند، زیرا از نقطه ضعف ترامپ – یعنی قیمتهای بالای انرژی – اطلاع دارد.
مسیر ایران به سوی امنیت هستهای و پیامدهای جهانی جنگ
فایننشال تایمز در بخش دیگری از مقاله خود مینویسد که مسیر مطمئن ایران برای امنیت، رسیدن به ظرفیت هستهای است. حتی با اطلاعات دقیق و تخریب بخشهایی از ظرفیت هستهای ایران، تضمینی برای توقف برنامه هستهای این کشور وجود ندارد. همچنین، منطق ایران برای رسیدن به وضعیت مشابه کره شمالی قوی و قانعکننده است و روسیه و کره شمالی نیز ممکن است تمایل به کمک داشته باشند.
در نهایت، این روزنامه به پیامد غیرقابل جبران از دست رفتن اعتماد جهانی به آمریکا اشاره کرد و نوشت: یکی از آسیبهایی که ترامپ نمیتواند جبران کند، از دست رفتن اعتماد دنیا به آمریکا است. حتی وقتی قیمت نفت دوباره ثابت شود، جهان عملکرد دولت او را در نشان دادن قدرت نظامی و «کشندگی» به یاد خواهد آورد. ترامپ تصمیم گرفت وارد جنگ شود و از قدرت خود در تعیین زندگی و مرگ دیگران احساس رضایت کرد. جنگ، آخرین و جدیترین گزینه است که وقتی همه راههای دیگر به پایان میرسد، انتخاب میشود. واضح است که او گزینههای دیگری هم داشت، اما ترجیح این مسیر و انتخاب جنگ، چیزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.