پشت پرده: بیبیسی چگونه بحرانهای غرب آسیا را مهندسی میکند؟
سرویس جهانی بیبیسی در غرب آسیا به عنوان ابزار قدرت نرم بریتانیا، روایتسازی میکند که با سوگیری ساختاری در سیاست خارجی این کشور همراه است.
سرویس جهانی بیبیسی، به عنوان یکی از پرنفوذترین رسانههای فراملی، نقش کلیدی در روایتسازی از بحرانهای منطقه غرب آسیا ایفا میکند. تحلیلی عمیقتر نشان میدهد که این روایتها، با وجود ظاهر حرفهای و بیطرفانه، اغلب در چارچوب راهبرد قدرت نرم بریتانیا و همسو با اهداف سیاست خارجی این کشور معنا مییابند و رسانهها را به بازیگران اثرگذار در صحنه سیاست جهانی بدل کردهاند.
قدرت نرم و ابزار رسانه در سیاست خارجی بریتانیا
قدرت نرم، به توانایی تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت، اقناع و شکلدهی به ترجیحات، نه از مسیر اجبار نظامی یا فشار اقتصادی، بلکه از راه فرهنگ، ارزشها و روایتها اشاره دارد. در چارچوب سیاست خارجی انگلستان، قدرت نرم همواره جایگاهی محوری داشته و نهادهایی چون وزارت امور خارجه، توسعه و کشورهای مشترکالمنافع (FCDO) وظیفه هماهنگسازی این راهبرد را بر عهده دارند.
این وزارتخانه، رسانههای برونمرزی را از دیرباز بخشی از ابزارهای قدرت نرم خود تعریف کرده است. سرویس جهانی بیبیسی که سابقه آن به دهه ۱۹۳۰ و دوران امپراتوری بریتانیا بازمیگردد، با هدف ارتباطگیری مستقیم با افکار عمومی خارج از مرزهای این امپراتوری شکل گرفت.
اگرچه این سرویس خبری پیوسته بر استقلال حرفهای و تحریریهای خود تأکید کرده است، اما از منظر نهادی و مالی، پیوند آن با دولت لندن انکارناپذیر است. بودجه سرویس جهانی بیبیسی در سالهای اخیر مستقیماً از سوی وزارت امور خارجه و توسعه انگلستان تأمین میشود؛ موضوعی که در اسناد رسمی دولت این کشور نیز به عنوان بخشی از راهبرد دیپلماسی عمومی و نفوذ نرم تصریح شده است. در این چارچوب، سرویس جهانی بیبیسی نه صرفاً یک رسانه خبری، بلکه ابزاری برای حضور پایدار بریتانیا در فضای فکری، فرهنگی و سیاسی کشورهای هدف، به ویژه در غرب آسیا، محسوب میشود.
شیوههای تولید قدرت نرم توسط سرویس جهانی بیبیسی
سرویس جهانی بیبیسی با رویکردهای خاصی، اقدام به تولید قدرت نرم میکند که فراتر از تبلیغات آشکار است و بیشتر بر «چارچوببندی» رویدادها متمرکز است:
روایتسازی بهجای تبلیغ: این رسانه به ندرت متهم به تبلیغات آشکار سیاسی میشود؛ اما نقش اصلی آن در «چارچوببندی» بحرانهاست. سرویس جهانی بیبیسی بدون تحریف واقعیت، با انتخاب زاویه دید، اولویتبندی موضوعات و برجستهسازی برخی عناصر، میتواند فهم مخاطب را هدایت کند. در پوشش بحرانهای غرب آسیا، این رسانه غالباً بر مسائل انسانی، حقوق بشری و مطالبات مدنی تمرکز میکند. این رویکرد، اگرچه از منظر اخلاق رسانهای قابل دفاع است، اما همزمان میتواند نقش بازیگران خارجی و ریشههای ژئوپلیتیکی بحرانها را به حاشیه براند و بحرانها را بیشتر به عنوان «مسائل داخلی و ناکارآمدی دولتها» تصویر کند تا پیامد رقابتهای منطقهای و بینالمللی.
سیاست پنهان در زبان: واژگانی که در گزارشها به کار میروند، دارای بار ارزشی هستند و ناخودآگاه قضاوت مخاطب را شکل میدهند. استفاده از اصطلاحاتی مانند «رژیم» در برابر «دولت»، یا «شبهنظامی» در برابر «نیرو»، صرفاً انتخابهای فنی نیستند؛ بلکه حامل معنا و جهتگیریاند. سرویس جهانی بیبیسی با بهرهگیری از زبانی که در ظاهر خنثی است، میتواند تصویری خاص از مشروعیت یا عدم مشروعیت کنشگران سیاسی ارائه دهد، بیآنکه مستقیماً موضعگیری کند.
انتخاب تحلیلگران و منابع: در بسیاری از گزارشهای مرتبط با غرب آسیا، کارشناسان دانشگاهی غربی، فعالان مدنی همسو با گفتمان لیبرال و نهادهای غیردولتی بینالمللی، جایگاه پررنگی دارند. این انتخاب منابع، به تدریج نوعی سلسلهمراتب مشروعیت ایجاد میکند؛ به گونهای که برخی روایتها «عقلانی و معتبر» و برخی دیگر «حاشیهای یا غیرقابل اعتماد» جلوه داده میشوند.
انساندوستی و غیرسیاسیسازی بحران: تمرکز بر رنج انسانی – کودکان، آوارگان، فقر و ویرانی – از شاخصههای اصلی پوشش سرویس جهانی بیبیسی است. این رویکرد همدلانه، همزمان میتواند بحرانها را از بستر سیاسی و امنیتیشان جدا کند. هنگامی که جنگ یا اعتراض صرفاً به عنوان فاجعه انسانی روایت میشود، نقش تصمیمگیریهای کلان، مداخلات خارجی و رقابت قدرتها کمرنگتر به نظر میرسد.
مخاطب هدف؛ نخبگان آینده: سرویس جهانی بیبیسی به طور خاص مخاطبانی مانند نخبگان، دانشجویان، روزنامهنگاران محلی و طبقه متوسط شهری را هدف قرار میدهد. تأثیرگذاری بر این گروهها، به معنای شکلدهی به زبان تحلیل، معیارهای حرفهای و چارچوب فکری نسل آینده تصمیمسازان است. این همان نقطهای است که رسانه از سطح اطلاعرسانی فراتر میرود و به ابزار قدرت نرم تبدیل میشود؛ ابزاری که بدون اجبار، ترجیحات و درک سیاسی را جهت میدهد.
استقلال حرفهای یا سوگیری ساختاری: نکته کلیدی آن است که سوگیری لزوماً به معنای سانسور یا دستور مستقیم سیاسی نیست. سرویس جهانی بیبیسی ممکن است از نظر حرفهای مستقل عمل کند، اما درون ساختاری فعالیت دارد که مأموریت، تأمین مالی و ارزشهای کلان آن از سیاست خارجی بریتانیا جدا نیست. این «سوگیری ساختاری» باعث میشود برخی روایتها طبیعی و بدیهی و برخی دیگر نامتعارف یا افراطی جلوه کنند.
در جمعبندی، سرویس جهانی بیبیسی را نمیتوان صرفاً یک رسانه بیطرف یا یک ابزار تبلیغاتی دانست. این نهاد نمونهای از قدرت نرم پیچیده و چندلایه است که از طریق روایتسازی حرفهای، زبان، انتخاب منابع و تمرکز بر مخاطبان خاص عمل میکند. در منطقهای مانند غرب آسیا که همزمان میدان نبرد نظامی، سیاسی و رسانهای است، چنین رسانهای نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی و نخبگان ایفا میکند.