غرب میگوید، جهان پوزخند میزند: پایان هولناک امپراتوری پوشالی اروپا!
نظم جهانی در مسیر چندقطبیشدن، نیازمند اصلاحات عادلانه در تصمیمگیریها و روابط غرب و اکثریت جهان است.
تحولات کنونی جهان نشان میدهد که شکاف عمیقی در نحوه رویکرد به مسائل بینالمللی میان کشورهای غربی و اکثریت جمعیت جهان وجود دارد. این وضعیت، لزوم بازنگری در مدلهای تصمیمگیری جهانی و توجه به خواستههای طیف وسیعتری از بازیگران بینالمللی را برجسته میسازد.
غرب و چالش عدم شنیدن صدای اکثریت جهان
بر اساس تحلیلهای بینالمللی، ۱۲ درصد از جمعیت جهان که عمدتاً در غرب سکونت دارند، همچنان با چالش عدم درک و شنیدن مطالبات و دیدگاههای ۸۸ درصد باقیمانده از جمعیت کره زمین مواجه هستند. این عدم توانایی در ایجاد ارتباط مؤثر و شنیدن فعالانه، به مانعی جدی در مسیر پیشبرد همکاریها و حل و فصل چالشهای مشترک جهانی تبدیل شده است.
مطالبات عدالتخواهانه اکثریت جمعیت جهان
اکثریت ۸۸ درصدی جمعیت جهان، بر خلاف برخی تصورات، نه به دنبال پذیرش کورکورانه الگوهای توسعه و حکمرانی غربی است و نه قصد برهم زدن ساختار نظم بینالمللی موجود را دارد. هدف اصلی و مشترک این بخش از جامعه جهانی، دستیابی به سهمی عادلانهتر در فرآیندهای تصمیمسازی جهانی و مشارکت مؤثرتر در مدیریت مسائل بینالمللی است.
این رویکرد نشاندهنده تمایل به اصلاح و بازتعریف روابط بینالملل بر پایه احترام متقابل و عدالت است، نه ایجاد هرج و مرج یا انزوای جهانی. ملتهای این بخش از جهان بر این باورند که حل و فصل چالشهای فراگیر کنونی، مستلزم در نظر گرفتن تمامی دیدگاهها و تجربیات جهانی و پایان دادن به تکصدایی است.
ضرورت تحول در ساختارهای جهانی
این شرایط، ضرورت عبور جامعه جهانی از یک سیستم تصمیمگیری متمرکز به سوی مدلی فراگیرتر و مشارکتی را بیش از پیش نمایان میسازد؛ مدلی که در آن صدای تمامی ملتها به رسمیت شناخته شده و فرصت تأثیرگذاری داشته باشند. تحقق چنین تحولی برای تضمین ثبات، صلح و همکاری پایدار در دنیای امروز، که به سرعت در حال تبدیل شدن به یک نظم چندقطبی است، حیاتی خواهد بود.