فوری/هشدار: رانت انرژی، پاشنه آشیل مرگبار اقتصاد ایران را نشانه گرفت!
چالشهای ناترازی انرژی و آلودگی هوا، گذار به سمت بهینهسازی، فناوری و حکمرانی نوین انرژی را ضروری میسازد.
حسین خواجهپور، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی شریف، با هشدار نسبت به تبدیل بخش انرژی به «پاشنه آشیل» کشور، تاکید کرد که ناترازی انرژی عواقب گستردهای از جمله ناترازی اقتصادی، آلودگی محیطزیست، بیکاری و حتی نارضایتی اجتماعی را در پی داشته است. وی این موضوع را نشاندهنده اهمیت راهبردی انرژی در مدیریت آرامش اجتماعی و سیاسی جوامع دانست.
علل اصلی شدت بالای مصرف انرژی در ایران
خواجهپور با اشاره به اینکه شدت مصرف و انتشار انرژی در ایران حتی در مقایسه با کشورهای مشابه نیز بالاست، اظهار داشت: بخش قابلتوجهی از این وضعیت ناشی از ساختار اقتصادی، قیمتگذاری نادرست انرژی، فناوریهای فرسوده و الگوی مصرفی است که در طول سالیان شکل گرفته است. وی افزود، حدود ۳۰ درصد از انرژی کشور در سمت عرضه (پالایشگاهها، نیروگاهها) و ۷۰ درصد در سمت تقاضا (خانگی، حملونقل، صنعت) مصرف میشود. از منظر انتشار سرانه انرژی و شدت انتشار به ازای تولید هر دلار ارزش افزوده، ایران با بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی توسعهیافته فاصله معناداری دارد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد که مقایسه شدت مصرف انرژی میان کشورها باید با احتیاط انجام شود، زیرا عوامل متعددی مانند شرایط اقلیمی، تفاوتهای فرهنگی، دسترسی به منابع انرژی، ساختار اقتصادی و میزان اتکا به انرژی ارزانقیمت در این مقایسهها نقش دارند. وی برخورداری ایران از منابع غنی سوختهای فسیلی را یک مزیت دانست که منجر به توسعه صنایع انرژیبر شده است، در حالی که کشورهایی مانند ژاپن مسیرهای متفاوتی را در توسعه صنعتی پیمودهاند. همچنین، الگوی مصرف انرژی در ایران طی دههها، شامل سبک زندگی و تفاوتهای اقلیمی، بر میزان مصرف اثرگذار بوده است.
فناوری فرسوده و قیمتگذاری نادرست؛ چالشهای اصلی
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، یکی از دلایل اصلی شدت بالای مصرف انرژی در صنعت را فعالیت با فناوریهای قدیمی و عدم امکان تامین سرمایه برای نوسازی دانست. در بخش حملونقل نیز ناتوانی در سرمایهگذاری برای تولید سوختهای پاکتر و نوسازی پالایشگاهها، به همراه محدودیت توان خانوار برای خرید خودروهای جدید، به تداوم مصرف سوخت بیکیفیت و پرمصرف دامن زده است.
خواجهپور همچنین گسترش شبکه گاز و برق به دورافتادهترین مناطق را با وجود دستاورد مهم بودن، عامل کاهش حساسیت مصرفکنندگان دانست. وی تاکید کرد در شرایط تورم سالانه ۴۰ تا ۵۰ درصدی و ثبات قیمت حاملهای انرژی، عملاً قیمت واقعی انرژی هر سال کاهش مییابد که به افزایش تمایل به مصرف بیرویه و استفاده از خودروی شخصی منجر میشود.
اصلاح الگوی مصرف: نیازمند سیاستهای ترکیبی
این استاد دانشگاه برای اصلاح الگوی مصرف فعلی، ترکیبی از سیاستهای قیمتی و غیرقیمتی، افزایش بهرهوری، کاهش تلفات و ارتقای آگاهی عمومی را ضروری دانست. وی تصریح کرد که واقعیسازی قیمت انرژی در بخشهایی که توان تحمل آن وجود دارد، میتواند منطق صرفهجویی را نهادینه کند، اما قیمت بهتنهایی کافی نیست. خواجهپور بر ضرورت ایجاد انگیزه در تمامی بخشها تاکید کرد؛ بهگونهای که تولیدکننده، صنعتگر و مردم به سمت صرفهجویی و استفاده از فناوریهای کممصرف سوق یابند.
وی بخش عمدهای از صرفهجوییهای کنونی را ناشی از مسئولیت اجتماعی و دغدغههای محیطزیستی دانست، نه کاهش هزینه قبوض. به گفته او، تا زمانی که ساختار قیمتگذاری و نظام مشوقها اصلاح نشود، تغییر اساسی در مصرف انرژی رخ نخواهد داد. خواجهپور افزود که در دهههای گذشته، دولت به عنوان تولیدکننده اصلی انرژی، بر امنیت عرضه تمرکز کرده و فشار لازم برای درک ارزش واقعی انرژی به جامعه وارد نشده است.
هزینه فرصت پنهان و اصلاحات در زنجیره عرضه
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، مفهوم «هزینه فرصت» را در مصرف انرژی تشریح کرد و گفت: هر مترمکعب گازی که بدون ضرورت مصرف میشود، میتوانست صادر شود، به تولید برق پاک کمک کند یا در اختیار صنایع ارزشآفرین قرار گیرد. وی پیشنهاد داد که دولت میتواند با واقعی کردن قیمت انرژی در زنجیره عرضه (مانند خوراک ورودی نیروگاهها و پالایشگاهها)، یارانه را بهجای عرضهکننده، مستقیماً به مصرفکننده نهایی، بهویژه دهکهای درآمدی ضعیف، پرداخت کند تا بهرهوری در سمت عرضه افزایش یابد.
بازار بهینهسازی انرژی؛ راهکاری نوآورانه
خواجهپور ایجاد «بازار بهینهسازی انرژی» را یک راهکار نوآورانه دانست که به مصرفکننده امکان میدهد انرژی صرفهجوییشده را به مصرفکننده دیگری بفروشد. ایده اعطای گواهی یا اعتبار انرژی به خانوارها نیز مطرح است که در آن، مصرف در حد الگوی منطقی با هزینه کم یا رایگان و مازاد آن با قیمت واقعی محاسبه میشود. وی تاکید کرد که واقعیسازی قیمت انرژی به صورت یکباره امکانپذیر نیست و باید از مکانیزمهای تدریجی و نوآورانه استفاده کرد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد که قیمت انرژی ابزاری مهم است، اما بهتنهایی کافی نیست و باید در کنار سایر قیمتها و در چارچوب یک «بردار قیمتها» معنا پیدا کند. او لزوم همزمانی سیاستهای قیمتی و غیرقیمتی را تشریح کرد و گفت: پیش از افزایش قیمت بنزین، باید خودروی کممصرف تولید شود و زیرساخت حملونقل عمومی توسعه یابد. وی وضعیت کنونی را یک «بنبست» دانست که دولت به دلیل پرداخت یارانههای سنگین، منابعی برای توسعه زیرساختها ندارد و از سوی دیگر، انگیزهای مؤثر برای صرفهجویی در جامعه ایجاد نشده است.
خواجهپور بازار بهینهسازی انرژی را مسیری برای «گذار بدون شوک قیمتی» توصیف کرد که در آن، مصرفکننده با صرفهجویی یا اجازه به شرکتهای خدمات انرژی (ESCO) برای بهینهسازی، گواهی صرفهجویی دریافت میکند که قابل تبدیل به درآمد است. طرح تعویض کولرهای آبی و نقش سازمان بهینهسازی انرژی نیز از دیگر نمونههای عملی این رویکردهاست.
نقش فناوریهای نوین: هوش مصنوعی و هوشمندسازی
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، هوش مصنوعی را ابزاری کلیدی برای مدیریت مصرف انرژی در آینده دانست. وی با اشاره به تاسیس مرکز ملی هوش مصنوعی در دانشگاه شریف، تاکید کرد که این فناوری با جمعآوری دادهها، تحلیل شرایط محیطی و صدور دستورات کنترلی، میتواند مصرف انرژی را به حالت بهینه نزدیک کند. هوشمندسازی موتورخانهها، سیستمهای هواساز و روشنایی، از اولویتهای اصلی دانشگاه صنعتی شریف برای اصلاح الگوی مصرف انرژی با هزینهای نسبتاً کم و با تکیه بر دانش بومی است.
مدیریت مصرف انرژی؛ راهکار ریشهای مقابله با آلودگی هوا
خواجهپور با تاکید بر نقش محوری مدیریت مصرف انرژی در کاهش آلودگی هوا و انتشار گازهای گلخانهای، اظهار داشت: بخش عمدهای از آلایندههای محلی و گازهای گلخانهای کشور ریشه در فرآیندهای احتراقی دارد و حل ریشهای این معضل بدون اصلاح الگوی مصرف انرژی امکانپذیر نیست. وی افزود، نزدیک به ۸۰ درصد انتشار گازهای گلخانهای و بیش از ۹۰ درصد آلایندههای محلی از بخش انرژی ناشی میشود. توسعه اتوبوسها و تاکسیهای برقی و توسعه مترو نیز علاوه بر کاهش مصرف سوخت، با هدف اصلی بهبود کیفیت محیطزیست کلانشهرها انجام میشود.
آموزش، پژوهش و پروژههای ملی؛ رسالت دانشگاه صنعتی شریف
این عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، به نقش این دانشگاه در تربیت متخصصان حوزه انرژی از طریق رشته مهندسی سیستمهای انرژی و ارائه دروس متنوع اشاره کرد. وی همچنین به مشارکت دانشگاه در پروژههای ملی مانند «بررسی برنامه مدیریت انرژی و کربن در صنایع پتروشیمی ایران» و طرح جامع بهینهسازی انرژی و محیطزیست در منطقه ویژه انرژی پارس اشاره کرد. خواجهپور تاکید کرد که در صنایع انرژیبر مانند پتروشیمی که حاملهای انرژی را با تعرفههای نسبتاً واقعی مصرف میکنند، بهینهسازی انرژی تا حد زیادی انجام شده، اما هنوز با استانداردهای جهانی فاصله داریم.
تحلیل اگزرژی و گذار انرژی به سوی هیدروژن سبز
خواجهپور اهمیت «تحلیل کیفیت انرژی» یا «اگزرژی» را فراتر از اندازهگیری صرف مصرف دانست و گفت: انرژی فقط تلف نمیشود، بلکه تخریب هم میشود. این تحلیل میتواند فرصتهای پنهان بهینهسازی، مانند تولید برق از طریق استفاده از توربین به جای شیر فشارشکن در صنعت نفت و گاز، را شناسایی کند. وی همچنین به تدوین «برنامه ملی مدیریت کربن» با همکاری سازمان حفاظت محیطزیست و وزارت نفت اشاره کرد.
این استاد دانشگاه، راهبردهای جهانی گذار انرژی را مجموعهای بههمپیوسته از بهینهسازی، برقیسازی، توسعه تجدیدپذیرها و ذخیرهسازی انرژی (بهویژه در قالب هیدروژن) دانست و تاکید کرد که ایران نیز چارهای جز حرکت همزمان در این مسیرها ندارد. وی هیدروژن را پاسخی به عدم قطعیت انرژیهای تجدیدپذیر و سوختی پاک با ارزش حرارتی بالا توصیف کرد. خواجهپور با اشاره به سرمایهگذاریهای کلان کشورهای منطقه در تولید و صادرات هیدروژن، تاکید کرد که هیدروژن میتواند یکی از ستونهای اصلی گذار انرژی و کربنزدایی صنایع باشد.
حکمرانی هوشمند انرژی؛ ضرورتی برای آینده کشور
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، در پایان توصیههای کلیدی خود به سیاستگذاران حوزه انرژی را اینگونه بیان کرد: دولت تا زمانی که ضرورتی ندارد، نباید بهصورت مستقیم در عرضه و مصرف انرژی مداخله کند، بلکه نقش اصلی آن باید تنظیمگری و تضمین منافع عمومی جامعه باشد. وی تاکید کرد که اصلاح الگوی مصرف انرژی با دستور و اجبار امکانپذیر نیست و دولت باید با جذابسازی بازار انرژی برای سرمایهگذاران، آگاهیبخشی و تسهیل فناوری، منطق بهینهسازی مصرف را در جامعه ایجاد کند.
خواجهپور بار دیگر هشدار داد که امروز بخش انرژی به پاشنه آشیل کشور تبدیل شده و برای افزایش راندمان و بهبود عملکرد، نیازمند بازنگری اساسی است. وی تصور «انرژی بینهایت ارزان» را نادرست خواند و تاکید کرد که سمت تقاضا نیز نیازمند متولی و حکمرانی هوشمند است تا با کمک سازوکارهای نوآورانه مانند بازار بهینهسازی انرژی، مدیریت مصرف بهصورت عملیاتی انجام شود و آیندهای آبادتر برای ایران رقم بخورد.