سرآمد انتخاب هوشمندانه

فاجعه ملی: پزشک خانواده، نه مسیر شغلی پایدار، که تله‌ای موقت برای پزشکان جوان!

چالش‌های پزشک خانواده در نظام سلامت؛ از مراقبت‌های اولیه تا تعامل با پزشکان متخصص.

برنامه پزشک خانواده، که به منظور ساماندهی خدمات درمانی و ارائه مراقبت‌های اولیه بهداشتی در کشور طراحی شده است، با چالش‌های جدی در مسیر پیاده‌سازی و اثربخشی مواجه است. این طرح، علی‌رغم مأموریت حیاتی خود در نظام سلامت، در عمل نتوانسته به جایگاه و کارایی مطلوب دست یابد و با موانعی اساسی روبروست که بقا و موفقیت آن را با پرسش مواجه می‌کند.

مراجعه مستقیم به متخصصان؛ مانع اصلی طرح پزشک خانواده

یکی از مهمترین دلایل عدم استقبال از طرح پزشک خانواده و ناکارآمدی آن، تمایل بیماران به مراجعه مستقیم به متخصصان است. سال‌ها ترویج این دیدگاه که بهترین راهکار درمانی، مراجعه به پزشک متخصص است، باعث شده تا بیماران بدون گذر از فیلتر پزشک عمومی یا خانواده، مستقیماً به پزشک متخصص مراجعه کنند. این در حالی است که بخش عمده‌ای از مشکلات و بیماری‌ها در سطح مراقبت‌های اولیه و توسط پزشکان عمومی قابل تشخیص و درمان هستند. دسترسی بدون محدودیت به پزشکان متخصص، عملاً نقش پزشک خانواده را کم‌رنگ کرده و چرخه ارجاع را مختل می‌سازد.

جایگاه پزشک خانواده؛ مأموریتی بزرگ با ابزارهای محدود

پست پزشک خانواده، که قرار بود به عنوان یک مسیر حرفه‌ای پایدار و مهم در نظام سلامت مطرح شود، در عمل به گزینه‌ای موقت برای برخی پزشکان جوان تبدیل شده است. این وضعیت، نشان‌دهنده محدودیت ابزارها و امکانات موجود برای این طرح است که مانع از تحقق اهداف بزرگ آن می‌شود. عدم جذابیت کافی برای پزشکان جهت انتخاب این مسیر به عنوان یک شغل بلندمدت و پایدار، به دلیل کمبود حمایت‌ها و زیرساخت‌های لازم، باعث شده تا بسیاری از فارغ‌التحصیلان پزشکی، آن را تنها به عنوان گامی موقت برای کسب تجربه یا ورود به حوزه‌های تخصصی‌تر در نظر بگیرند. این امر، پایداری و اثربخشی طرح را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

ارسال نظر