راز هولناک پرسپولیس برملا شد: چارهای جز ویرانی از ریشه و تولد دوباره نیست!
پرسپولیس برای گذر از بحران ساختاری و بازیکنان سالخورده، به تغییر نسل و نوسازی مدیریت نیاز دارد.
شکستهای پیاپی اخیر تیم فوتبال پرسپولیس، پیامی صریح و هشداردهنده از عمق چالشهای ساختاری این باشگاه مخابره میکند. اگرچه ممکن است نتایج مقطعی در فوتبال تصویری گمراهکننده از حقیقت ارائه دهند، اما برای تیمی چون پرسپولیس، این موفقیتهای ظاهری نمیتوانند بحرانی پنهان را که در لایههای زیرین در حال شکلگیری است، کتمان کنند. باشگاهی که در ظاهر همچنان خود را در جمع مدعیان میبیند، در باطن با یک بحران بنیادین مواجه است که نادیده گرفتن آن میتواند بهای سنگینی در آینده داشته باشد.
لزوم بازسازی و رویکرد رقبا
هیچ تیمی در سطح بالای فوتبال بدون بازسازی و نوسازی مستمر قادر به حفظ جایگاه خود نیست. تیمهایی چون استقلال، سپاهان و تراکتور با وجود فراز و نشیبهای مختلف، رویکرد تغییر نسل و جذب مهرههای جدید را در سالیان اخیر در پیش گرفتهاند. آنها به خوبی دریافتهاند که تزریق خون تازه به پیکره تیم، ضامن بقا و تداوم موفقیت یک باشگاه بزرگ است و به همین دلیل تلاش کردهاند ساختار خود را جوانتر و پویاتر کنند.
احتیاط پرسپولیس و پیامدهای آن
در مقابل، پرسپولیس مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این باشگاه با احتیاطی بیش از حد، روند جایگزینی تدریجی نسل قدیمی بازیکنان خود را به تعویق انداخته است. این تأخیر اکنون به مرحلهای رسیده که دیگر قابل چشمپوشی نیست. تیمی که زمانی با ترکیب هماهنگ و انرژی جوان خود شناخته میشد، امروز بیش از اندازه به بازیکنانی متکی است که سالهاست بار اصلی تیم را بر دوش کشیدهاند و این موضوع به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شده است.
وفاداری به گذشته، تهدید آینده
حقیقت این است که زمان برای همه بازیکنان به یکسان میگذرد و حتی بهترینها نیز نمیتوانند برای همیشه در اوج بمانند. در ترکیب فعلی پرسپولیس، بازیکنانی نظیر سروش رفیعی با وجود حفظ کیفیت فنی خود، در آستانه ۳۶ سالگی قرار دارند. این وضعیت نشان میدهد که باشگاه باید خیلی پیشتر برای جایگزینی تدریجی چنین مهرههایی برنامهریزی میکرد. در خط دفاعی نیز، اتکا به بازیکنی مانند مرتضی پورعلیگنجی در حالی ادامه یافته که فرصتهای بسیاری برای وارد کردن مدافعان جوانتر و مستعدتر به چرخه اصلی تیم در سالهای گذشته از دست رفته است. این همان سیاستی بود که در گذشته با جذب بازیکنانی مانند احمد نوراللهی و امید عالیشاه، ابتدا به عنوان گزینههای مکمل و سپس به عنوان ستونهای اصلی، به موفقیت رسیده بود، اما این الگو در سالهای اخیر تکرار نشده است.
خطر فریب رتبه جدول
ممکن است پرسپولیس در پایان فصل همچنان در جمع تیمهای بالای جدول قرار گیرد و حتی عنوان قهرمانی را کسب کند یا سهمیه آسیایی به دست آورد. اما این نتایج نباید مدیران باشگاه را به این تصور غلط سوق دهد که همه چیز در مسیر درست قرار دارد. جدول ردهبندی همیشه تمامی حقیقت را بازگو نمیکند و گاهی یک تیم در ظاهر موفق است، در حالی که پایههایش در حال فرسایش است. اشتباه اصلی از جایی آغاز شد که باشگاه تصمیم گرفت تغییرات بنیادین را به تعویق اندازد و اکنون نیز ادامه این سیاست، خطرات بیشتری را به همراه خواهد داشت.
ضرورت تزریق خون تازه
یک باشگاه با سابقه و اعتبار پرسپولیس باید نیمکت خود را با بازیکنان جوان، مستعد و آیندهدار پر کند؛ بازیکنانی که توانایی حمل بار اصلی تیم را در سالهای آتی داشته باشند. اگر پرسپولیس در انتخابهایش هوشمندانه عمل میکرد، امروز دستکم ۸ بازیکن همسن و سال و با کیفیت بازیکنانی مانند محمودی را در تیم داشت که میتوانستند شالوده تیم قهرمان آینده را بسازند. اما واقعیت امروز چیز دیگری است و به بازیکنانی چون صحرایی، عنایت و صادقی کمتر فرصت داده میشود.
پذیرش واقعیت و نگاه به آینده
فرآیند تغییر نسل، مسیری دشوار و نیازمند سرمایهگذاری مالی و صبر و درک هواداران است. کنسرسیوم بانکی که مسئولیت باشگاه را بر عهده دارد، باید آماده تامین هزینههای لازم باشد و هواداران نیز باید بپذیرند که این تحول ممکن است با افتهای مقطعی همراه باشد. اما حقیقت غیرقابل انکار است: پرسپولیس برای حفظ جایگاه و تداوم موفقیتهای خود، چارهای جز بازسازی و نوسازی اساسی ندارد. ادامه مسیر فعلی شاید در کوتاهمدت نتایجی به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت، خطر سقوط تدریجی و از دست دادن هویت را برای این باشگاه به دنبال خواهد داشت. آینده پرسپولیس به تصمیمی وابسته است که امروز اتخاذ میشود؛ تصمیمی میان ماندن در گذشته یا ساختن فردایی تازه و روشن.