فاجعه در کمین: گرانی گاز، شعله مزیت نسبی صنعت فولاد ایران را خاموش میکند!
بحران انرژی، مزیت نسبی صنعت فولاد ایران را تهدید میکند و اهمیت سیاستگذاری کارآمد انرژی را برای اقتصاد کشور آشکار میسازد.
صنعت فولاد ایران در مواجهه با افزایش چشمگیر نرخ گاز صنعتی در بهمنماه، آن هم در شرایطی که محدودیتهای تحویل انرژی همچنان ادامه دارد، بار دیگر با پرسش اساسی همسویی سیاستگذاری انرژی با مزیتهای نسبی اقتصاد کشور روبرو شده است. این صنعت که طی دو دهه گذشته با اتکا به منابع داخلی رشد کرده و در جمع ده تولیدکننده بزرگ جهان قرار گرفته، اکنون با افزایش هزینه یکی از مهمترین نهادههای تولید خود دست و پنجه نرم میکند؛ نهادهای که مزیت رقابتی این صنعت بر آن بنا شده است.
جایگاه استراتژیک فولاد در اقتصاد ایران
اقتصاد ایران، بر دو پایه تاریخی منابع زیرزمینی و ظرفیت صنعتی استوار بوده است. اگر نفت نماد نخستین پایه است، فولاد تجسم دومین آن محسوب میشود؛ صنعتی که از دل ذخایر عظیم سنگآهن، دسترسی گسترده به گاز طبیعی و بازار بزرگ داخلی شکل گرفته و به تدریج در زمره مزیتهای نسبی کشور قرار گرفته است. قرار گرفتن ایران در جمع ده تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، صرفاً حاصل افزایش ظرفیت اسمی نیست؛ بلکه نتیجه انباشت سرمایهگذاری، تکمیل زنجیره از معدن تا محصول نهایی و اتکای نسبی به نهادههایی است که در داخل کشور در دسترساند. این ترکیب، در منطق اقتصاد بینالملل، تعریف روشنی از مزیت نسبی ارائه میدهد.
سه رکن اصلی مزیت نسبی فولاد کشور
مزیت نسبی فولاد ایران بر سه ستون اصلی استوار است. نخست، ذخایر قابل توجه سنگآهن که هزینه تأمین ماده اولیه را نسبت به بسیاری از رقبا کاهش میدهد. دوم، دسترسی به گاز طبیعی که در فرآیند احیای مستقیم و تولید آهن اسفنجی نقشی کلیدی دارد و ایران را به یکی از بازیگران اصلی این فناوری در جهان بدل کرده است. سوم، وجود بازار منطقهای با تقاضای بالا برای محصولات فولادی که هزینه حملونقل را در مقایسه با رقبا کاهش میدهد. چنین ساختاری به طور طبیعی باید ایران را به صادرکنندهای رقابتپذیر تبدیل کند؛ به ویژه در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه فاقد منابع اولیه مشابهاند.
چالشهای پیش روی پایداری مزیت رقابتی
با این حال، مزیت نسبی مفهومی ایستا نیست. این مزیت تنها زمانی به «مزیت رقابتی پایدار» تبدیل میشود که سیاستگذاری داخلی با آن همسو باشد. افزایش ناگهانی هزینه انرژی و ناپایداری در تأمین آن، عملاً بخشی از این مزیت را خنثی میکند. اگر انرژی نسبتاً ارزان و قابل پیشبینی یکی از پایههای مزیت فولاد ایران است، بیثباتی در قیمتگذاری و تحویل آن به معنای تضعیف همان بنیان است. پرسش کلیدی امروز این است که آیا سیاست انرژی در خدمت تثبیت مزیتهای ساختاری اقتصاد ایران است یا ناخواسته آنها را فرسایش میدهد؟ پاسخ به این پرسش، مسیر آینده صنعت فولاد را تعیین خواهد کرد.