کالابرگ ۱میلیونی فقط به چند کالای ضروری ختم شد
کالابرگ یکمیلیونی اگرچه سبدی «باز» پیشروی مردم میگذارد، اما در میدان خرید، خیلی زود به انتخابی محدود میان چند قلم ضروری ختم میشود.
کالابرگ یکمیلیونی اگرچه سبدی «باز» پیشروی مردم میگذارد، اما در میدان خرید، خیلی زود به انتخابی محدود میان چند قلم ضروری ختم میشود.
اعتبار که مینشیند، تردید شروع میشود. کارت روی دستگاه کشیده میشود، پیام تأیید میآید، اما خریدار مکث میکند؛ مکثی برای نگاه کردن به قفسههای کالا و حسابی که زود خالی میشود.
گشتی میدانی در فروشگاههای کالابرگی پایتخت نشان میدهد کالابرگ یکمیلیونی، اگرچه روی کاغذ سبد باز دارد و ۱۱ قلم کالای اساسی را پوشش میدهد، در عمل بیشتر به انتخاب میان چند ضرورت ختم میشود تا امکان خرید همزمانِ همه اقلام. تجربه خرید، بیش از آنکه به تنوع وابسته باشد، به حسابوکتاب دقیق و اولویتبندی اجباری گره خورده است.
کالابرگ کجا خرج میشود؟
بر اساس اعلام رسمی، فروشگاهها از جمله مراکزی هستند که کالابرگ را به شهروندان ارائه میدهند. مشاهدات میدانی شان میدهد هرچند همه این فروشگاه فعالاند، اما کیفیت تجربه خرید و نوع دسترسی به کالاها یکسان نیست.
در برخی فروشگاهها محصولات با برندهای معتبرتر و تنوع قابلقبولتری در دسترس است. دیگر فروشگاهها نیز تلاش کردهاند دامنه اقلام را گسترش دهند؛ بهطوری که در قفسههای جانبو، علاوه بر کالاهای پایه، محصولاتی مانند ذرت کنسروی، پنیر پیتزا، نبات، همبرگر بستهبندی و ناگت مرغ هم دیده میشود. این تنوع، اگرچه در نگاه اول امیدوارکننده است، اما پای قیمتها که به میان میآید، تصویر واقعیتری از قدرت خرید نمایان میشود.
صفها کوتاه شده، کمبودها همچنان پابرجاست
تبوتاب روزهای ابتدایی دریافت کالابرگ فروکش کرده و دیگر صفهای طولانی مقابل فروشگاهها دیده نمیشود. با این حال، کمبود کالا همچنان مسئله اصلی است؛ کمبودی که به گفته فروشندگان ساعتی است و با شارژهای مقطعی جبران میشود. روایت مشترک خریداران اما نشان میدهد این شارژها همیشگی نیست.
یکی از فروشندگان میگوید معمولاً موجودیها چندبار در روز تکمیل میشود، اما تقاضا بالا است. خریداران نیز تجربه مشابهی را روایت میکنند و میگویند اغلب بعدازظهرها بخش قابلتوجهی از اقلام کالابرگی تمام شده و شانس خرید صبحها بیشتر است. همین موضوع، زمان مراجعه را به عامل تعیینکننده تجربه خرید تبدیل کرده است.
۱۱ قلم اساسی؛ انتخاب هست، توان خرید نه
گره اصلی و سردرگمی مردم اینجاست: کالابرگ یکمیلیونی که هنگام عرضه حدود ۷ دلار ارزش داشت، امروز هم تقریباً همان حوالی میارزد. با این ارزش، خرید یک تا دو قلم کالای اصلی، اعتبار هر نفر را بهسرعت مصرف میکند. در چنین شرایطی، «سبد باز» بیش از آنکه به معنای امکان خرید همزمان ۱۱ قلم باشد، به معنای حق انتخاب میان چند گزینه محدود است.
قیمتها چه میگویند؟
نگاهی به قیمتها تصویر روشنی از این محدودیت میدهد. روغنها با قیمتهای متغیر عرضه میشوند؛ روغن غنچه حدود ۲۴۰ هزار تومان و روغن اویلا بزرگ حوالی ۵۶۰ هزار تومان. شانه تخممرغ ۲۰ عددی با کالابرگ۳۶۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است.
در بخش پروتئین، ران بدون پوست ۹۰۰ گرمی از یک برند ۲۶۰ هزار تومان نرخ دارد و سینه مرغ بدون پوست با بازو به ۶۶۰ هزار تومان میرسد. شنیتسل مرغ ۱۶۰۰ گرمی نیز حدود ۸۳۰ هزار تومان فروخته میشود. گوشت چرخکرده، ران قرمز و ماهی در فهرست اقلام دیده میشوند، اما تعدادشان محدود است؛ بهگونهای که دسترسی نخست معمولاً به تخممرغ و مرغ است و سپس در صورت موجودی به گوشت قرمز و ماهی میرسد.
محدودیتهای نانوشته خرید
به گفته خریداران، امکان آن وجود دارد که کل اعتبار صرف یک قلم شود یا میان چند قلم تقسیم شود؛ با این حال، در برخی فروشگاهها برای اقلامی مانند روغن، قند و شکر محدودیت اعمال میشود و اجازه نمیدهند کل اعتبار به این بستهها اختصاص یابد. اختلاف قیمتها نیز باعث خُردهآوردن حساب میشود؛ به همین دلیل، بسیاری برای رُندکردن مبلغ نهایی، اقلام کوچکتری مانند شیر پاکتی یا پنیر کمچرب کوچک به سبد اضافه میکنند تا خرید تا آخرین ریال تسویه شود.
روایتهای میدانی از سبدی نیمهپر
یک بازنشسته میگوید برای خرید با کالابرگ ناچار به انتخاب است و نهایتاً میتواند دو تا سه قلم کالای اصلی بردارد. او تأکید میکند که هر خرید به معنای حذف کالای دیگر است.
زنِ سرپرست خانواری که با دقت قیمتها را جمع میزند، میگوید اگر خانواده چهار نفره باشد، شاید بتوان به ازای هر نفر بخشی از ضروریات را تهیه کرد، اما سبد کامل شکل نمیگیرد.
مرد میانسالی کنار قفسه پروتئینها توضیح میدهد که پرفروشهای این بازار مشخصاند؛ پروتئین، روغن و سپس قند و شکر. او اضافه میکند وقتی پروتئین تمام میشود، انتخابها به حداقل میرسد. همین محصولات پروتئینی هم کمی قیمتشان با بازار بیرون متفاوت است و حدود بیست تا سی تومن گرانتر است.
روش دوم؛ وعدهای که هنوز به میدان نرسیده
در کنار این تجربهها، نوع دومی از استفاده از کالابرگ نیز مطرح شده است؛ روشی که بر اساس آن، افراد میتوانند حدود ۳۵۰ هزار تومان نقدی پرداخت کنند و سبد خرید خود را آزادانهتر بچینند. با این حال، بررسیهای میدانی نشان میدهد این روش هنوز برای بسیاری از فروشندگان آشنا نیست.
چند فروشنده میگویند چنین مدلی به آنها ابلاغ نشده و احتمال میدهند اجرای آن به ماههای آینده موکول شود.
الگوی نانوشته بازارِ کالابرگ
الگوی نانوشته بازار کالابرگ در پایتخت این است: صبحها شانس بیشتری برای دسترسی به اقلام وجود دارد، حسابوکتاب باید از پیش انجام شود و اولویتها مشخص باشد. برای بسیاری، این اولویت به یک یا دو قلم ضروری ختم میشود؛ اغلب پروتئین یا روغن. باقی اقلام، اگر اعتباری بماند.
کالابرگ قرار بود فشار را کم کند، اما در میدان بیشتر نقش تخفیفی محدود را بازی میکند تا سبدی کامل. ۱۱ قلم کالای اساسی هست، تنوع در قفسهها دیده میشود، اما سقف اعتبار اجازه نمیدهد این تنوع به سفره منتقل شود.