اختصاصی سرانه؛
نوآوری شرط ماندگاری مزیت رقابتی / رضا پدیدار- عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران
بازار رقابتی به معنای وجود رقبا و شرکای متعدد در یک صنعت یا کسبوکار است و برای بقا در این فضا راهی جز ارتقای کیفیت و کاهش قیمتتمام شده تولید وجود ندارد
بازار رقابتی به معنای وجود رقبا و شرکای متعدد در یک صنعت یا کسبوکار است و برای بقا در این فضا راهی جز ارتقای کیفیت و کاهش قیمتتمام شده تولید وجود ندارد. به تعبیر دیگر، مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی، سازمان را موفقتر از سایر سازمانها میکند و مزایا و ویژگیهایی را به نمایش میگذارد که رقبا به راحتی نمیتوانند آن را کپی کنند.
هدف نهایی مزیت رقابتی، دستیابی به عملکرد برتر نسبت به رقباست و درعین حال لازم نیست کسبوکارهای برخوردار از مزیت رقابتی، دارای بالاترین عملکرد در تولید خود نیز باشند. در این ساختار هدفگذاری«بقا در میان رقبا با تجربه عملکردی بالاتر از سطح میانگین» است. نکته بعدی نیز ماندگاری طولانی مدت در این وضعیت است.
برای بررسی مکانیسمهای ایجاد و حفظ «مزیت رقابتی پایدار» با هدف دستیابی به کیفیت مطلوب باید بر چند نکته توجه داشت:
- بنگاهها در وضعیت رقابتی و پیچیده متاثر از جهانی شدن و سرعت فزآینده انتشار تکنولوژیهای جدید قرار گرفتهاند. در چارچوب این چشمانداز جدید، بقاء و پیشرفت، مستلزم عملکردی متفاوت از قبل است.
- بنگاهها برای بقا راهی جز بهره از منابع جدید«مزیت رقابتی» ندارند و این مهم نیازمند درک روشن از ماهیت و پویایی «رقابت» است.
- هرچند که تمرکز بر «مزیت رقابتی» در سالهای اخیر به یکی از مباحث پایهای «استراتژیهای رقابتی» تبدیل شده اما همچنان ارائه یک تعریف دقیق از مزیت رقابتی مشکل است. از یکسو، مزیت رقابتی به معنای بازده بیش از حد معمول تلقی شده و از طرف دیگر، مزیت رقابتی به عملکرد بازار سرمایه و انتظارات مرتبط است. ولی رایجترین تعریف مزیت رقابتی در ادبیات استراتژی رقابت، در چارچوب خلق ارزش معنا شده و در «افزایش درآمد نسبت به هزینه» خلاصه میشود.
- «نوآوری» یکی از الزامات پیادهسازی رویکرد استراتژیک برای رشد پایدار کسبوکار است. بر اساس یافتههای پژوهشی،در قرن 21 شرکتها میتوانند بر روی شیوههای کیفیت استراتژیک، تعهد رهبری، مدیریت کارکنان، بهبود مستمر، ارتقای کیفیت و تامین نیازهای مشتری متمرکز شوند. نوآوری توان مقابله با تغییرات فزآینده را به سازمان داده و منجر به شناسایی و پاسخگویی سریع به ریسکهای پیشرو میشود. همچنین با تکیه بر ابزار نوآوری میتوان پابهپای توسعه فناوری و تغییرات رفتاری مشتریان حرکت کرد و در پیادهسازی «مزیت رقابتی پایدار» موفق بود.
- رویکرد استراتژیک از دیدگاه کلاسیک شامل برنامهریزی، تعیین اهداف و تشخیص منابع میشود و یک سازمان برای دستیابی به موفقیت نیازمند اجرای این سیاست است. پیادهسازی این مفهوم میتواند کیفیت و انتظارات مشتری از یک سازمان را تضمین کند. کیفیت نیز یک مفهوم چند بعدی است و به ادراک افراد از آنچه بتواند نیازهای آنها را تامین کند بستگی دارد. بنابراین هدایت تلاشهای کارکنان به سمت جلب رضایت مشتری، نیازمند دستیابی به دید مشترک در مورد«کیفیت» است. بنابراین میتوان مدیریت کیفیت جامع را به عنوان یک عنصر استراتژیک برای خلق مزیتهای رقابتی پایدار در نظر گرفت و پایداری کسبوکار را تضمین کرد.