سرآمد انتخاب هوشمندانه

اعتراف هولناک: نه گفتن به مارادونا می‌توانست جانم را بگیرد!

ماکری و مارادونا؛ دو اسطوره بوکا جونیورز، از ریاست تا سرمربیگری.

اعتراف هولناک: نه گفتن به مارادونا می‌توانست جانم را بگیرد!

مائوریسیو ماکری، رئیس سابق باشگاه بوکا جونیورز، به تازگی ابعاد جدیدی از رابطه پرتنش و چالش‌برانگیز خود با دیه‌گو مارادونا، اسطوره فقید فوتبال آرژانتین، را فاش کرده است. ماکری این رابطه را «همزیستیِ آسیب‌زا» و «رنج‌آور» توصیف کرده و به یکی از دشوارترین تصمیمات دوران ریاست خود، یعنی رد درخواست مارادونا برای هدایت فنی تیم، اشاره کرده است.

"همزیستی آسیب‌زا" با اسطوره فوتبال

ماکری در گفت‌وگویی پادکستی، از سختی‌های مدیریت رابطه با مارادونا در دوران ریاستش بر بوکا سخن گفت. او دوران حضور مارادونا در باشگاه را «واقعاً سخت و طاقت‌فرسا» و «یک رنج دائمی» توصیف کرد. رئیس سابق بوکا برای تشریح وضعیت نامناسب شخصی مارادونا در آن مقطع، به مثالی حیرت‌آور اشاره کرد: «او پنج ضربه پنالتی پیاپی را خراب کرد، پنج تا! شانس از دست دادن پنج پنالتی متوالی، میلیون‌ها به یک بود. واضح است که او از نظر شخصی و به‌خاطر وابستگی‌هایش آن‌قدر حال بدی داشت که حتی نمی‌توانست یک پنالتی را گل کند.»

"نه" بزرگ به آرزوی مارادونا برای هدایت بوکا

به گفته ماکری، یکی از دشوارترین لحظات دوران ریاستش زمانی بود که مجبور شد درخواست مارادونا برای قبول هدایت فنی تیم پس از جدایی ویرا را رد کند. او اعتراف کرد: «اینجاست که واقعاً روزگار سختی را می‌گذرانی، چون باید به او نه بگویی وقتی می‌خواهد سرمربی بوکا شود. این اتفاق واقعاً بسیار آسیب‌زا و سخت‌ترین تصمیم دوران ریاست من بود.» ماکری توضیح داد که هرگز از مارادونا عصبانی نشده، چرا که درک می‌کرد او «در سراسر جهان مثل یک خدا با او رفتار می‌شد.» او گفت‌وگویی را نقل کرد که به‌خوبی تصویر ذهنی مارادونا از خودش را نشان می‌دهد: «در بحث‌ها به من می‌گفت: چیزی که تو نمی‌فهمی این است که من بین خدا و انسان‌ها قرار دارم. اما دلیلش این بود که پادشاهان، رؤسای‌جمهور و حتی پاپ با او همین‌طور رفتار می‌کردند.»

اصول باشگاه بالاتر از عواطف شخصی

با وجود همه دشواری‌ها، ماکری پذیرفت که مارادونا همچنان بت او بوده است: «عاشقش بودم. روبه‌رویش با چهره‌ای جدی می‌ایستادم، اما درونم می‌خواستم بغلش کنم، می‌خواستم عکس‌های بیشتری بگیرم، اما مجبور بودم نقش خودم را بازی کنم، چون می‌خواستم قوانین رعایت شود.» او تصمیم برای منصوب نکردن مارادونا به‌عنوان سرمربی را زمانی گرفت که مارادونا نامزدی‌اش را از طریق رسانه‌ها اعلام کرد؛ در دوره‌ای که باشگاه در حال بررسی گزینه‌هایی مانند کارلوس بیانکی یا بریندیسی بود. ماکری روایت کرد: «یک روز بیدار شدم، ویرا رفته بود و ما داشتیم بررسی می‌کردیم که بیانکی بیاید یا بریندیسی. ناگهان خبر را دیدم. به باشگاه رسیدم و همه می‌گفتند: "باید او را بگذاریم، وگرنه ما را می‌کشند."» با این حال، ماکری محکم ایستاد و استدلال کرد که باشگاه بالاتر از هر چیز دیگری است و انضباط اهمیت اساسی دارد: «چطور می‌توانیم چنین کاری بکنیم وقتی این بیچاره حتی نمی‌تواند تضمین کند فردا کجا از خواب بیدار می‌شود؟»

حقانیت تصمیم با گذر زمان

ماکری تصمیم نهایی خود را این‌گونه جمع‌بندی کرد: «ممکن است مرا بکشند، اما کاری را انجام می‌دهم که درست است؛ مربی‌ای می‌گذارم که در حد این چالش باشد و همان را به دیه‌گو می‌گویم: این‌که آرزو داشتم روزی سرمربی بوکا شود، اما ابتدا باید مشکل کوچکِ خودش را حل کند.» در پایان، ماکری با اطمینان گفت که گذر زمان درستی تصمیمش را ثابت کرده است: «واقعیت این است که زمان نشان داد حق با من بود. اگر در آن مقطع دیه‌گو را به‌عنوان سرمربی می‌پذیرفتیم، هیچ امکانی نداشت که دو جام بین‌قاره‌ای، جام لیبرتادورس، ۱۷ عنوان قهرمانی و جایگاه شماره یک جهان را در بسیاری از مقاطع دوران ریاست من به دست بیاوریم. این موفقیت‌ها فقط در سایه قانون و نظم حاصل می‌شود.»

ارسال نظر