زلزله در بارسلونا: دیوار اعتماد به هانسی فلیک فروریخت! آیا او ورشکسته است یا قربانی سنت؟
بحران تاکتیکی و شکست سنگین بارسلونا در کوپا دل ری؛ آیا هانسی فلیک آینده سرمربی را نجات میدهد؟
آینده هانسی فلیک، سرمربی آلمانی بارسلونا، پس از شکست سنگین چهار بر صفر مقابل اتلتیکو مادرید در مرحله نیمهنهایی کوپا دل ری، با ابهامات جدی مواجه شده است. این نتیجه فاجعهبار نه تنها پژواک تحقیر را در نوکمپ طنینانداز کرده، بلکه پرسشهای اساسی درباره لجاجت تاکتیکی یا وفاداری صرف او به سنتهای باشگاه مطرح میسازد و سایهای سنگین بر نیمکت بلوگرانا انداخته است.
شکست سنگین و ورشکستگی تاکتیکی
این باخت، که فراتر از یک لغزش گذرا بود، به مثابه یک ترازنامه تلخ عمل کرد و سرمربی آلمانی را هم در برابر مدیریت باشگاه و هم بازیکنان، در مظان اتهام قرار داد. نمایش بارسلونا در متروپولیتانو چیزی جز ورشکستگی تاکتیکی نبود؛ نقشهای جایگزین برای پر کردن جای خالی ستارگان تاثیرگذاری مانند پدری و رافینیا که به بدترین شکل ممکن شکست خورد. این اتفاق باعث شد کاتالانها مقابل نبوغ دیهگو سیمئونه، بیروح و منفعل به نظر برسند.
در حالی که فلیک با لجاجت روی رویکرد تهاجمی و پرریسک خود پافشاری میکرد، واقعیت مستطیل سبز تیمی را نشان داد که نه توان پرس کردن داشت، نه در فاز دفاعی از استحکام لازم برخوردار بود و تسلیم محض سناریویی شد که «الچولو» از قبل مو به مو طراحی کرده بود؛ شوکی که حتی نزدیکترین افراد به کادر فنی نیز هنوز نتوانستهاند آن را هضم کنند.
نگرانیها پیش از فاجعه
بر اساس گزارشها، پیش از سوت آغاز بازی در مادرید نیز خوشبینی چندانی در لایههای مدیریتی بارسلونا موج نمیزد. روزنامه الپائیس اسپانیا فاش کرد که گفتوگوهای خصوصی مدیران باشگاه نشاندهنده نگرانی عمیقی از وضعیت چمن ورزشگاه و غیبت مهرههای کلیدی بود. طبق ادعای این روزنامه، برخی اعضای کادر مدیریتی پیش از بازی اعتراف کرده بودند که با توجه به نبود پدری به عنوان مهندس میانه میدان و رافینیا به عنوان رهبر پرس تیمی، حتی یک تساوی هم برای آنها برد محسوب میشد.
پس از پایان مسابقه، مدیریت باشگاه از حالت بیتفاوتی بازیکنانی مانند دنی اولمو و فران تورس به شدت انتقاد کرد. آنها معتقدند فلیک مرز بین شجاعت و حماقت را گم کرده و نباید همیشه با یک متد ثابت به جنگ رقبای مختلف برود، بدون اینکه شرایط متغیر بازی و محدودیتهای نفراتش را در نظر بگیرد.
انفجار در رختکن و اعتراض بازیکنان
پشت درهای بسته و در اتوبوس تیم که مادرید را ترک میکرد، پچپچهای بازیکنان نشان از سرخوردگی شدید و عدم درک تصمیمات فلیک داشت؛ تصمیماتی که موجب آسیبپذیری آنها در برابر ضدحملات زهرآلود اتلتیکو شد. بر اساس گزارش الپائیس، بازیکنان از برتری عددی که اتلتیکو روی هر ارسال از جناحین ایجاد میکرد شاکی بودند؛ چیزی که باعث فروپاشی مکرر خط دفاعی کاتالانها شد.
ستارگان بارسلونا معتقد بودند تیم در انتقال از حمله به دفاع همیشه در موضع ضعف قرار داشت، به طوری که گاهی فقط چهار مدافع بارسا باید مقابل هجوم شش بازیکن اتلتیکو ایستادگی میکردند. این حس در رختکن تقویت شده که تیم مدام در حال تکرار اشتباهات قبلی است و فلیک با وجود تاکید روی بازیسازی و پرس بالا، وقتی دستش توسط رقیب خوانده میشود، هیچ برنامه جایگزین یا نقشه دومی برای تغییر جریان بازی ندارد.
آمار نگرانکننده دفاعی فلیک
آمارها از یک حفره بزرگ در ساختار دفاعی تیم تحت هدایت فلیک پرده برمیدارند؛ آماری که در مقایسه با دوران مربیان قبلی بارسلونا، لرزه بر اندام هواداران میاندازد. در 97 مسابقهای که فلیک روی نیمکت آبیاناریها نشسته، تیم 116 گل دریافت کرده که میانگین فاجعهبار 1.2 گل در هر بازی را نشان میدهد.
وقتی این عدد را با میانگین 0.73 گلِ دوران پپ گواردیولا یا 0.81 دوران لوئیس انریکه مقایسه میکنیم، عمق فاجعه مشخص میشود. حتی در بایرن مونیخ رویایی و برنده ششگانه هم میانگین فلیک (0.96) ضعیفتر از پپ و انریکه بود، اما حالا در بارسلونا، آمار گلهای خورده او 20 درصد نسبت به دوران حضورش در جمع باواریاییها بدتر شده است.
درس تاکتیکی سیمئونه و فلج هجومی بارسا
دیهگو سیمئونه یک درس تاکتیکی بیرحمانه به فلیک داد؛ او با ایزوله کردن خطرناکترین سلاح بارسلونا یعنی لامین یامال، او را در طول 90 دقیقه به یک «شبح» تبدیل کرد. استراتژی سیمئونه به این شکل بود که با حضور گریزمان میانه زمین را خفه کرد و با فشار دائمی لوکمن و جولیانو روی کنده و بالده، اجازه نداد حتی یک توپ سالم به خط حمله برسد.
آمارها عمق این فلج هجومی را نشان میدهند؛ یامال با آمار عجیب صفر شوت در چارچوب به بارسلون برگشت. در حالی که بارسلونا 13 بار شانس خود را امتحان کرد (که فقط 4 تا در چارچوب بود)، اتلتیکو با 11 شوت که 6 تای آن در چارچوب بود، بهینهتر عمل کرد و چهار بار تور دروازه حریف را لرزاند.
بنبست تاکتیکی و وفاداری به روشهای سنتی
حالا این باور وجود دارد که فلیک با لجاجت از امتحان کردن راهکارهای جایگزین که میتواند محاسبات حریف را به هم بزند، خودداری میکند. او ترجیح میدهد به جای ایمن کردن عقب زمین، به همان شیوه هجومی انتحاریاش ادامه دهد. منابع نزدیک به مدیریت بارسلونا به الپائیس گفتهاند که فلیک در تمرینات قرار دادن بالده در پست وینگر را تست کرده و حتی میتوانست از کانسلو در پستهای جلوتر استفاده کند، اما در روز بازی باز هم به همان چهرهها و نقشههای تکراری اعتماد کرد.
از نظر باشگاه، فرمول فلیک یعنی «زجر کشیدن در دفاع برای لذت بردن در حمله»؛ فرمولی که شاید مقابل تیمهای ضعیف جواب بدهد، اما مقابل غولها، همانطور که پیش از این مقابل اینتر نیز دیدیم، فرو میپاشد. بارسلونا در متروپولیتانو لال شده بود و حالا سوال بزرگ این است: آیا فلیک پیش از بازی برگشت، از این درسهای تلخ چیزی یاد میگیرد؟