فاجعه فوتبال زنان ایران: قهرمانیهای سریالی، تباهی یا افتخار؟
قهرمانیهای خاتون بم در فوتبال زنان ایران؛ فرصتی برای توسعه یا چالش رقابتپذیری لیگ؟
لیگ برتر فوتبال زنان ایران بار دیگر شاهد تکرار یک واقعیت آشناست؛ سلطه بیرقیب تیم خاتون بم که در آستانه کسب دوازدهمین عنوان قهرمانی خود در هجدهمین دوره لیگ قرار دارد. این تیم از ۱۸ دوره برگزاری لیگ، ۱۱ عنوان قهرمانی را به خود اختصاص داده است و اکنون این تداوم قهرمانی، پرسشی جدی را مطرح میکند: آیا این پدیده برای فوتبال زنان کشور یک نقطه قوت است یا یک نقطه ضعف؟
سلطه ممتد؛ چالش جذابیت لیگ و رقابتپذیری
در نگاه نخست، سلطه طولانیمدت یک تیم میتواند نشانهای منفی تلقی شود. این موضوع که در فوتبال مردان نیز بارها محل بحث بوده، ممکن است به کاهش جذابیت لیگ، از بین بردن روحیه رقابت و کاهش انگیزه سایر تیمها منجر شود. زمانی که هوادار از ابتدای فصل احساس کند قهرمان از پیش مشخص است، طبیعی است که هیجان مسابقات افت کند. از این منظر، قهرمانیهای پیاپی خاتون بم میتواند بهعنوان زنگ خطری برای توازن رقابتی لیگ زنان در نظر گرفته شود.
خاتون بم؛ الگویی برای باشگاهداری حرفهای
با این حال، روی دیگر سکه، نگاهی حرفهایتر و عمیقتر به ساختار فوتبال زنان ایران را طلب میکند. خاتون بم صرفاً تیمی نیست که بهصورت اتفاقی یا با هزینههای مقطعی قهرمان شود. این باشگاه طی سالیان متمادی با برنامهریزی، ثبات مدیریتی، سرمایهگذاری روی بازیکنان بومی، توجه به ردههای پایه و حفظ کادر فنی منسجم، استانداردهای جدیدی را در فوتبال زنان تعریف کرده است. در واقع، خاتون بم الگویی از «باشگاهداری حرفهای» در فوتبالی است که هنوز در حال طی کردن مسیر حرفهای شدن است.
در این چارچوب، قهرمانیهای متوالی خاتون بم را میتوان نه نشانه ضعف لیگ، بلکه نشانه وجود یک معیار قابل اتکا دانست. این تیم با عملکرد خود، سطح کلی لیگ را بالا برده و دیگر باشگاهها را وادار کرده تا برای رقابت با آن، ساختارهای خود را بهبود بخشند. شاید به همین دلیل است که در سالهای اخیر شاهد ورود یا تقویت تیمهای بزرگی مانند گلگهر و پرسپولیس بودهایم. تیمهایی که با پشتوانه مالی و مدیریتی قویتر به تدریج فاصله خود را با صدر جدول کاهش دادهاند. حتی زمزمههای ورود استقلال به لیگ زنان از فصل آینده نشان میدهد فوتبال زنان ایران دیگر یک حاشیه نیست، بلکه به بخشی جدی از فوتبال باشگاهی کشور تبدیل شده است.
رقابتپذیری در مقیاس جهانی و آینده فوتبال زنان
نکته مهم اینجاست که حرفهای شدن فوتبال زنان لزوماً به معنای توزیع فوری قهرمانیها بین تیمهای مختلف نیست. در بسیاری از لیگهای معتبر دنیا نیز دورههایی از سلطه یک تیم وجود داشته است؛ از لیون در فوتبال زنان اروپا گرفته تا بارسلونا در سالهای اخیر. آنچه اهمیت دارد این است که سایر تیمها در حال نزدیک شدن به سطح تیم پیشتاز باشند، نه درجا زدن. اگر فاصله امتیازی کاهش یابد، کیفیت بازیها بالا برود و رقابت در زمین شکل بگیرد، حتی قهرمانی یک تیم ثابت هم میتواند لیگ را جذاب نگه دارد.
بنابراین، قهرمانیهای پیدرپی خاتون بم نه کاملاً مثبت است و نه کاملاً منفی. این موضوع زمانی میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود که دیگر تیمها پیشرفتی نداشته باشند و لیگ به یک رقابت یکطرفه مبدل گردد. اما اگر این سلطه محرکی برای رشد سایر باشگاهها، افزایش سرمایهگذاری و بالا رفتن استانداردها باشد، در نهایت میتواند به نفع کل فوتبال زنان ایران تمام شود.
شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که «چرا خاتون بم همیشه قهرمان میشود؟»، بلکه این باشد که «چه زمانی سایر تیمها میتوانند به سطح خاتون بم برسند؟» پاسخ به این پرسش، آینده فوتبال زنان ایران را روشنتر خواهد کرد.