غلامرضا تختی: نبرد اصلی اسطوره در میدان زندگی بود، نه کشتی!
جهانپهلوان غلامرضا تختی، اسطوره کشتی و قهرمان مردمی که نامش با یاری به زلزلهزدگان بوئینزهرا عجین شد، در سالگرد درگذشتش گرامی داشته میشود.
غلامرضا تختی، جهانپهلوان نامدار کشتی ایران، نه تنها به واسطه مدالهای درخشان المپیک و جهان در تاریخ ورزش این مرز و بوم جاودانه شد، بلکه با منش انسانی و فداکاریهای بیبدیل خود در قلب مردم ایران نیز جای گرفت. امروز، هفدهم دیماه، پنجاه و هفتمین سالگرد درگذشت این اسطوره تکرارنشدنی کشتی ایران است و یاد و خاطره او همچنان در اذهان عمومی زنده و جاری است.
کارنامه درخشان ورزشی جهانپهلوان
غلامرضا تختی در طول دوران فعالیت ورزشی خود، افتخارات بیشماری را برای ایران به ارمغان آورد و نام خود را در فهرست بزرگان کشتی جهان ثبت کرد.
صعود به اوج افتخار
وی در مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان در هلسینکی سال ۱۹۵۱، با وجود سن کم، موفق به کسب عنوان نایبقهرمانی جهان شد و اولین نشانه از استعداد بینظیر خود را به نمایش گذاشت. در آذرماه ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) و در بازیهای المپیک ملبورن، تختی با اقتدار کامل، تمامی حریفان خود را در وزن ۸۷ کیلوگرم مغلوب کرد و اولین مدال طلای المپیک خود را به گردن آویخت. در ادامه همین سال، با غلبه بر مرحوم حسین نوری، بازوبند پهلوانی ایران را به دست آورد و در سالهای ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ نیز این عنوان را تکرار کرد.
موفقیتهای بینالمللی تختی ادامه یافت و او در سال ۱۹۵۸ در بازیهای آسیایی توکیو مدال طلا و در مسابقات قهرمانی جهان صوفیه مدال نقره را کسب کرد. در مهرماه ۱۳۳۸ (۱۹۵۹)، چهارمین دوره مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان در تهران میزبان سومین عنوان قهرمانی جهان برای تختی بود. مسابقات قهرمانی جهان در یوکوهامای ژاپن (۱۹۶۱) نیز میدانی فراموشنشدنی برای تختی بود؛ جایی که او با نمایشی مقتدرانه، آخرین مدال طلای جهانی خود را به ارمغان آورد.
مبارزه با مشکلات و خداحافظی از تشک
در رقابتهای قهرمانی جهان در تولیدوی آمریکا (۱۹۶۲)، جهانپهلوان تختی تنها به دلیل ۲۰۰ گرم اضافهوزن نسبت به حریف، از کسب نشان طلا محروم شد و به مدال نقره بسنده کرد. این در حالی بود که قهرمان ارزشمند ایران در شرایطی سخت و با رنجبردن از بیماری خطرناکی در این رقابتها حضور یافت. عشق به ملت ایران او را به مصاف با بزرگترین قهرمانان جهان کشاند؛ تا جایی که پس از دیدار فینال، به سرعت به نیویورک منتقل و در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت.
بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶، با وجود افزایش سن، تختی همچنان عضو تیم ملی ایران بود. در بازیهای المپیک ۱۹۶۴ توکیو، با بداقبالی از کسب چهارمین نشان المپیک بازماند و به عنوان چهارمی جهان بسنده کرد. پهلوان ۳۶ ساله ایران، با وجود عدم آمادگی کافی و گذشتن از مرز بازنشستگی، حضور در مسابقات جهانی ۱۹۶۶ تولیدو را پذیرفت. اما با قرعهای نامساعد روبرو شد؛ پس از پیروزی بر حریفی از مجارستان، به ترتیب با الکساندر مدوید و احمد آئیک (نفرات اول و دوم این دوره از رقابتها) مبارزه کرد و با قبول شکست در برابر آنها، برای همیشه از صحنه کشتی خداحافظی کرد.
تختی؛ قهرمان مردمی و اسطوره انسانیت
آنچه تختی را از سایر قهرمانان متمایز میکند، نه فقط مدالهایش، بلکه انسانیت و مردمیبودن اوست. تختی، با وجود تمامی افتخارات ورزشی و شهرت جهانی، همواره در کنار مردم و برای مردم زندگی کرد. او هرگز نسبت به مسائل اجتماعی و مشکلات مردم بیتفاوت نماند و در مواقع لزوم، دست یاری به سوی نیازمندان دراز میکرد.
ایثار در زلزله بوئینزهرا
یکی از درخشانترین جلوههای انسانیت و فداکاری تختی، رویداد تلخ زلزله مهیب بوئینزهرا در سال ۱۳۴۱ بود. این زلزله ویرانی گستردهای را به بار آورد و هزاران نفر جان باختند. تختی که در اوج شهرت و محبوبیت قرار داشت، بلافاصله به منطقه حادثه اعزام شد و در پی جمعآوری کمکهای مردمی برآمد. او در خیابانهای تهران با فراخوان عمومی، مردم را به اهدای کمکهای نقدی و غیرنقدی برای آسیبدیدگان زلزله ترغیب کرد. نکته تأثیرگذار این حرکت، استقبال بینظیر مردم بود؛ به اعتبار نام غلامرضا تختی، اقشار مختلف جامعه، همدل و همصدا، کمکهای خود را برای زلزلهزدگان ارسال کردند.
یکی از صحنههای عاطفی این پویش، زمانی بود که یک خانم بیبضاعت، با وجود نداشتن مال و منال، تنها چادر خود را به تختی تقدیم کرد. این حرکت که از سوی فردی فقیر صورت گرفت، نمادی از همدلی و انسانیت بود که تختی به بهترین شکل ممکن آن را نمایندگی میکرد.
تجلی اخلاق و تواضع
غلامرضا تختی، حتی پس از پایان دوران ورزشی خود، همچنان به عنوان یک الگوی اخلاقی در جامعه ایران شناخته میشد. او هرگز اجازه نداد که شهرت و مدالهایش، او را از مردم جدا کند. جهانپهلوان تختی با وجود افتخارات جهانیاش، از رسیدگی به امور مردم غافل نماند و همواره به عنوان یک قهرمان واقعی در کنار آنها بود. او در بسیاری از موارد برای کمک به فقرا و نیازمندان، حتی از منابع شخصی خود نیز استفاده میکرد. این ویژگیهای اخلاقی، او را نه تنها در کسوت یک قهرمان کشتی، بلکه به عنوان نمادی از فداکاری، صداقت و تواضع در قلب مردم ایران جاودانه ساخت.
ابهامات پیرامون درگذشت؛ رازی ماندگار در تاریخ
مرگ غلامرضا تختی در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۴۶، همچنان یکی از بزرگترین معماهای تاریخ ورزش ایران است. روایتها و شایعات متعددی درباره علت درگذشت او وجود دارد. برخی بر این باورند که او به دلیل مشکلات شخصی و خانوادگی دست به خودکشی زد، در حالی که عدهای دیگر مرگ او را نتیجه دخالتهای ساواک و عوامل سیاسی میدانند. برخی تحلیلگران نیز تختی را شخصیتی مستقل و مخالف رژیم پهلوی قلمداد میکنند که ممکن است تحت فشار قرار گرفته باشد. این سوال که آیا تختی خودکشی کرده یا مرگ او نتیجه دخالتهای سیاسی بوده، همچنان بیپاسخ مانده و به بخشی از تاریخ پر رمز و راز ایران تبدیل شده است.
گرامیداشت یاد و نام تختی
یاد و نام غلامرضا تختی، نه تنها به عنوان یک قهرمان کشتی، بلکه به عنوان یک انسان کامل و الگوی اخلاقی، در تاریخ ایران جاودانه مانده است. او در کنار مدالهای افتخارآفرینش، در دل مردم ایران به عنوان یک قهرمان واقعی و انسانی شناخته میشود. حرکتهای انساندوستانه او، بهویژه در دوران زلزله بوئینزهرا، همچنان در یادها باقی خواهد ماند و نام او برای همیشه در تاریخ این سرزمین زنده است. به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطره این اسطوره، موزه کشتی ایران امروز گشایش مییابد تا میراث ماندگار او برای نسلهای آینده حفظ شود.