سرآمد انتخاب هوشمندانه

شوکه کننده: پشت پرده جنگ اوکراین، مهندسی ادراک، سلاح سری قدرت‌ها برای کنترل جهان در قرن ۲۱!

جنگ ترکیبی با روایت‌سازی و مهندسی ادراک، افکار عمومی را در بحران اوکراین و سیاست بین‌الملل شکل می‌دهد.

شوکه کننده: پشت پرده جنگ اوکراین، مهندسی ادراک، سلاح سری قدرت‌ها برای کنترل جهان در قرن ۲۱!

تحولات اخیر در روند مذاکرات میان روسیه، ایالات متحده آمریکا و اوکراین، اهمیت بنیادین «روایت» در سیاست بین‌الملل معاصر را برجسته کرده است. در دوران جنگ‌های ترکیبی، روایت دیگر صرفاً یک ابزار جانبی نیست، بلکه به میدان اصلی رقابت قدرت‌ها تبدیل شده است. برخلاف قرن بیستم که موازنه قدرت عمدتاً با شاخص‌های سخت‌افزاری نظیر توان نظامی و بازدارندگی هسته‌ای سنجیده می‌شد، در قرن بیست‌ویکم، «مهندسی ادراک» و «مدیریت روایت» نقشی هم‌سنگ با قدرت سخت ایفا می‌کنند.

بر اساس نظریه‌های نوین روابط بین‌الملل، به‌ویژه رویکرد سازه‌انگاری و مفهوم «قدرت نرم» جوزف نای، مشروعیت‌بخشی به کنش‌های سیاسی از طریق اقناع افکار عمومی، در موفقیت راهبردها نقشی تعیین‌کننده دارد. با این حال، تجربه بحران اوکراین نشان می‌دهد که قدرت‌ها از مرحله صرف «اقناع» فراتر رفته و به فاز «مهندسی ادراک» گام نهاده‌اند؛ فازی که در آن نه تنها محتوا، بلکه زمان، حجم و حتی سکوت خبری نیز بخشی از فرایند پیچیده روایت‌سازی محسوب می‌شود.

بازتعریف موازنه قدرت با ابزار روایت

بحران اوکراین که از سال ۲۰۱۴ آغاز و به‌ویژه پس از عملیات نظامی روسیه در فوریه ۲۰۲۲ ابعاد گسترده‌تری یافت، به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های تقابل ژئوپلیتیکی میان مسکو و غرب بدل شده است. این تقابل صرفاً به میدان نظامی یا تحریمی محدود نمانده، بلکه ابعاد روایی گسترده‌ای نیز پیدا کرده است. غرب به رهبری واشنگتن تلاش کرد با بسیج ظرفیت رسانه‌های فراملی، چارچوبی تفسیری از جنگ ارائه دهد که روسیه را «متجاوز مطلق» و خود را «مدافع نظم بین‌الملل مبتنی بر قواعد» معرفی کند.

در مقابل، مسکو این بحران را نتیجه توسعه‌طلبی ناتو و بی‌توجهی غرب به دغدغه‌های امنیتی خود بازنمایی کرده است. در این چارچوب، هر تحول میدانی بلافاصله وارد چرخه روایت‌سازی می‌شود؛ پیروزی‌ها بزرگ‌نمایی شده و عقب‌نشینی‌ها یا سانسور می‌گردند یا در قالبی توجیه‌گرانه بازتعریف می‌شوند. بنابراین، مذاکرات احتمالی یا توافق‌های پشت‌پرده، صرفاً رویدادهای دیپلماتیک نیستند، بلکه عناصری از یک پازل بزرگ‌تر روایی محسوب می‌شوند.

اهمیت مدیریت روایت در روند مذاکرات

در ادبیات نظری جنگ‌های ترکیبی، یکی از ارکان اصلی موفقیت، حفظ انسجام داخلی و جلوگیری از فرسایش مشروعیت سیاسی است. افکار عمومی در جوامع غربی، به‌ویژه در ایالات متحده، نسبت به هزینه‌های اقتصادی و نظامی جنگ حساسیت بالایی دارند. در روسیه نیز استمرار حمایت اجتماعی از سیاست‌های کرملین از اهمیت حیاتی برخوردار است. اوکراین نیز بقای خود را تا حد زیادی مدیون تداوم حمایت افکار عمومی غرب می‌داند.

از این رو، هرگونه مذاکره یا تغییر در مواضع رسمی می‌تواند پیامدهای سیاسی داخلی مهمی داشته باشد. اگر مذاکره به مثابه «عقب‌نشینی» تعبیر شود، ممکن است به تضعیف موقعیت دولت‌ها بینجامد. بنابراین، مدیریت نحوه بازنمایی مذاکرات، خود بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبرد کلان است. در چنین شرایطی، حتی محدودسازی انتشار جزئیات، می‌تواند به قدرت‌ها امکان دهد چارچوب روایی مطلوب خود را در زمان مناسب ارائه کنند.

مهندسی روایت و تحولات نظم نوین جهانی

بحران اوکراین صرفاً یک منازعه منطقه‌ای نیست، بلکه نمادی از گذار نظام بین‌الملل از تک‌قطبی به نظمی پیچیده‌تر و چندمرکزی است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این جنگ، آزمونی برای توانایی غرب در حفظ هژمونی پساجنگ سرد است. در این میان، روایت‌سازی به ابزاری برای تثبیت یا تضعیف این هژمونی بدل شده است. غرب می‌کوشد با چارچوب‌بندی بحران در قالب دفاع از «ارزش‌های لیبرال» و «حاکمیت ملی»، اجماع بین‌المللی ایجاد کند؛ اما بخش قابل توجهی از کشورهای غیرغربی، از جمله در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، روایت جایگزین را می‌پذیرند یا دست‌کم نسبت به روایت غربی تردید دارند. این شکاف روایی، نشانه‌ای از فرسایش انحصار معنایی غرب در تعریف مشروعیت بین‌المللی است.

قدرت رسانه و افکار عمومی در تصمیم‌سازی‌ها

یکی از ویژگی‌های عصر دیجیتال، سرعت بی‌سابقه گردش اطلاعات و تأثیر شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به ادراک عمومی است. الگوریتم‌های پلتفرم‌ها، اتاق‌های پژواک و جنگ شناختی، فضای جدیدی ایجاد کرده‌اند که در آن دولت‌ها و بازیگران غیردولتی برای تسلط بر «ذهن‌ها» رقابت می‌کنند. در چنین فضایی، کنترل روایت صرفاً به معنای انتشار پیام نیست، بلکه به معنای مدیریت کل زیست‌بوم اطلاعاتی است.

مطالعات جدید در حوزه امنیت شناختی نشان می‌دهد که ادراک تهدید، بیش از واقعیت عینی تهدید بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی اثر می‌گذارد. اگر افکار عمومی احساس کند که ادامه جنگ بی‌فایده یا پرهزینه است، فشار برای تغییر سیاست افزایش می‌یابد. بنابراین، روایت‌سازی نه تنها ابزاری برای مشروعیت‌بخشی، بلکه ابزاری برای جهت‌دهی به فرآیند تصمیم‌سازی است.

مذاکرات: میدانی برای نبرد روایت‌ها

در چارچوب تحلیل راهبردی، مذاکرات بخشی از استمرار جنگ با ابزارهای دیگر است. هر طرف می‌کوشد از مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای میدانی، کاهش فشارهای بین‌المللی یا آزمودن اراده طرف مقابل استفاده کند. اما هم‌زمان، نحوه بازنمایی مذاکرات می‌تواند بر معادلات میدانی نیز اثر بگذارد. اگر یک طرف بتواند خود را «صلح‌طلب» و طرف مقابل را «مانع صلح» معرفی کند، سرمایه نمادین مهمی به دست می‌آورد.

در بحران اوکراین، هر سه بازیگر اصلی یعنی واشنگتن، مسکو و کی‌یف تلاش دارند روایت مذاکرات را در چارچوب منافع راهبردی خود تعریف کنند. واشنگتن می‌خواهد نشان دهد که همچنان بازیگر تعیین‌کننده است؛ مسکو در پی آن است که خود را طرفی منطقی و آماده گفت‌وگو معرفی کند و کی‌یف می‌کوشد حمایت غرب را حفظ کند بدون آنکه به‌عنوان بازیگری سازش‌کار تصویر شود. این رقابت روایی، بخشی از همان «هندسه نوین قدرت» است که در آن تصویرسازی به اندازه تانک و موشک اهمیت دارد.

تحلیل تحولات اخیر نشان می‌دهد که در بحران اوکراین، مدیریت روایت نه یک امر حاشیه‌ای، بلکه مؤلفه‌ای ساختاری از راهبرد قدرت‌هاست. در جهانی که افکار عمومی، بازارهای مالی و ائتلاف‌های سیاسی به‌سرعت تحت تأثیر جریان اطلاعات قرار می‌گیرند، کنترل روایت می‌تواند معادل کسب برتری ژئوپلیتیکی باشد. از این منظر، تمرکز بر «روایت‌سازی» در تحلیل مذاکرات اوکراین، تلاشی برای فهم لایه پنهان‌تر رقابت قدرت‌هاست؛ لایه‌ای که در آن معنا، ادراک و مشروعیت، همان‌قدر تعیین‌کننده‌اند که جغرافیا و توان نظامی دارای اهمیت هستند.

بحران اوکراین نشان داده است که جنگ‌های قرن بیست‌ویکم، پیش از آنکه در میدان نبرد تعیین تکلیف شوند، در میدان روایت‌ها جهت می‌گیرند. هر بازیگری که بتواند چارچوب تفسیری مسلط را شکل دهد، نه‌تنها در افکار عمومی، بلکه در معادلات راهبردی نیز دست برتر خواهد داشت. در نتیجه، فهم بحران اوکراین بدون تحلیل مهندسی روایت، تحلیلی ناقص خواهد بود. آینده این منازعه، همان‌قدر به تحولات میدانی وابسته است که به نبرد برای تسلط بر ذهن‌ها؛ نبردی که شاید کم‌هزینه‌تر از جنگ سخت باشد، اما آثار آن عمیق‌تر و پایدارتر است.

ارسال نظر