سرآمد انتخاب هوشمندانه

مذاکرات هسته‌ای: افشای مسئول اصلی بن‌بست!

مذاکرات دیپلماتیک ایران و آمریکا درباره برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها در عمان دنبال می‌شود.

مذاکرات هسته‌ای: افشای مسئول اصلی بن‌بست!

دور دوم مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده، که از چند هفته پیش در مسقط عمان آغاز شده بود، روز سه‌شنبه در ژنو سوئیس به پایان رسید. این گفت‌وگوها با میانجی‌گری بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، انجام شد و به گفته رئیس هیئت ایرانی، مسیر روشن‌تری نسبت به دور اول مذاکرات به دست آمده است.

مذاکرات ژنو و دیدارهای دیپلماتیک

ریاست هیئت ایرانی را، که شامل کارشناسان فنی، اقتصادی و حقوقی بود، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه وقت ایران، بر عهده داشت. در طرف مقابل، هیئت آمریکایی با حضور استیو ویتکاف، نماینده ویژه خاورمیانه، و جرد کوشنر، مشاور ارشد رئیس‌جمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، شرکت کرد. پس از اتمام این گفت‌وگوها، عراقچی در مصاحبه‌ای اعلام کرد که ایران و آمریکا به دنبال کار بر روی یک «متن احتمالی» هستند، هرچند تاکید کرد که دو طرف هنوز تا ورود به متن فاصله دارند. ترامپ نیز پیش از این، این مذاکرات را «بسیار مهم» توصیف کرده و گفته بود که به صورت غیرمستقیم در آن درگیر خواهد بود.

نشانه‌ها حاکی از آن است که این دور از مذاکرات وارد مرحله‌ای جدی‌تر و فنی‌تر شده است. حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که دیدارهایی با عراقچی و هیئت آمریکایی داشت، این موضوع را تایید می‌کند. پیشرفت واقعی در این گفت‌وگوها منوط به یافتن راه حلی میانه است که بتواند خواسته‌ها و انگیزه‌های هر دو طرف را محقق سازد.

انگیزه‌های آمریکا برای ورود به مذاکرات

برای ایالات متحده، ورود به این مذاکرات نشان‌دهنده درکی از پیچیدگی‌ها و هزینه‌های بالای گزینه نظامی در قبال ایران است. مقامات آمریکایی به صراحت اذعان کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست. موقعیت ژئوپلیتیک ایران در خلیج فارس و توانایی آن برای استفاده از تنگه هرمز، مسیری حیاتی برای عبور ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت جهان، به عنوان یک اهرم فشار قدرتمند، می‌تواند قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش داده و اقتصاد ایالات متحده را تحت فشار قرار دهد.

کارشناسان اندیشکده شورای آتلانتیک پیش‌بینی کرده‌اند که چنین سناریویی می‌تواند قیمت نفت را تا بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه بالا ببرد که برای رئیس‌جمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، با تمرکز بر رشد اقتصادی و کاهش تورم، یک چالش سیاسی بزرگ محسوب می‌شود. علاوه بر این، ایران دارای زرادخانه موشکی پیشرفته‌ای است که می‌تواند پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار دهد. تحلیلگران نظامی آمریکایی هشدار داده‌اند که هر حمله نظامی باید «عظیم و قاطع» باشد تا موثر واقع شود، اما حتی در این صورت، ممکن است منجر به اتحاد داخلی در ایران شود.

از منظر سیاسی داخلی، جامعه آمریکا پس از جنگ‌های طولانی در عراق و افغانستان، از درگیری‌های جدید خسته است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت آمریکایی‌ها مخالف عملیات نظامی جدید در خاورمیانه هستند. همچنین، متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز نگران عواقب غیرقابل کنترل چنین جنگی هستند. با این وجود، آمریکا به دنبال توافقی است که بتواند نزد هوادارانش تصویر یک «مرد قدرتمند» را حفظ کند و دستاوردی فراتر از برجام داشته باشد تا به رأی‌دهندگان آمریکایی عرضه شود.

مواضع ایران: خطوط قرمز هسته‌ای و گشایش اقتصادی پایدار

در سوی دیگر، ایران با مواضعی محکم و روشن وارد این مذاکرات شده است. تهران تاکید دارد که گفت‌وگوها باید صرفاً به مسائل هسته‌ای محدود شود و موضوعات غیرمرتبط مانند برنامه موشکی یا سیاست‌های منطقه‌ای نباید وارد دستور کار شوند. همچنین، غنی‌سازی صفر برای ایران یک خط قرمز غیرقابل عبور است که بر پایه حق قانونی ایران تحت معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و به عنوان نمادی از استقلال تکنولوژیک و غرور ملی استوار است.

خواست مهم دیگر ایران در مذاکرات این است که هرگونه امتیازدهی در موضوع هسته‌ای با تعهد آمریکا به برداشتن تحریم‌ها و ایجاد گشایش اقتصادی واقعی و پایدار همراه شود. تجربه خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، که با وجود محدودیت‌های هسته‌ای ایران، تحریم‌های ثانویه آمریکا مانع از ورود شرکت‌های خارجی و بهره‌مندی اقتصاد ایران شد، درس بزرگی برای تهران بوده است. بنابراین، ایران فراتر از رفع تحریم‌های صرفاً کاغذی، بر ایجاد فواید ملموس و بلندمدت اقتصادی تاکید دارد تا هر توافقی پایدار و موثر باشد.

مسئولیت پیشرفت مذاکرات؛ توپ در زمین واشنگتن

با بررسی مواضع دو طرف، روشن است که مسئولیت اصلی پیشرفت یا شکست مذاکرات اکنون بر عهده ایالات متحده است. دولت دونالد ترامپ باید فرمولی کشف کند که بتواند گره‌هایی را که در گفت‌وگوها ایجاد کرده است، باز کند. این امر مستلزم آن است که ایالات متحده از مطالبات حداکثری که در موضع‌گیری‌های مقامات آمریکایی مطرح می‌شود، دست بردارد، زیرا هیچ کشوری وارد مذاکراتی نمی‌شود که نتیجه آن از قبل توسط طرف دیگر تعیین شده باشد.

هم عقل سلیم و هم تجارب تاریخی نشان می‌دهد توافقی که مصداق تسلیم کامل و تنها بر مبنای رفع سایه جنگ انجام شود، نه تنها از تهدیدها نمی‌کاهد، بلکه طرف مقابل را در خواسته‌اش برای تهاجم‌گری مصمم‌تر می‌کند. در وهله دوم، ایالات متحده باید راه حلی پیدا کند تا ضمن آنکه برای ترامپ یک دستاورد بزرگ و فراتر از برجام تلقی شود، از خطوط قرمز ایران یعنی حفظ سطحی از غنی‌سازی و عدم ورود به مسائل غیرهسته‌ای عبور نکند.

در نهایت، این مذاکرات می‌تواند نقطه عطفی برای ثبات منطقه باشد، اگر آمریکا واقع‌بینانه عمل کند و فرمولی پیدا کند که منافع هر دو طرف را تأمین کند. در غیر این صورت، تنها بحران را به تعویق می‌اندازد و ریسک درگیری را افزایش می‌دهد.

ارسال نظر