راز کثیف فاش شد: اسرائیل، برنده فاجعه جمعیتی جنوب سوریه!
مهاجرت فزاینده در جنوب سوریه؛ چالش ژئوپلیتیک حکومت، عشایر و اسرائیل در درعا و سویدا.
یکی از روندهای کمتر مورد توجه رسانهها اما با پیامدهای ژئوپلیتیکی عمیق در سوریه، مهاجرت گسترده عشایر جنوب این کشور از استانهای درعا و قنیطره به ریف جنوبی دمشق است که به کاهش چشمگیر جمعیت در استان درعا منجر شده است. به گفته کارشناسان، ریشه اصلی این تحول به بافت عشایری جنوب سوریه و فشارهای حکومت مرکزی برای خلع سلاح این جمعیت، همراه با توصیههای غیررسمی به ترک منطقه بازمیگردد که زمینهساز این موج مهاجرت شده است.
ریشههای مهاجرت و ناامنی در جنوب سوریه
مجیدی، کارشناس مسائل منطقه، توضیح میدهد که حکومت مستقر در دمشق به دلایلی مشخص، از جمعیت جنوب سوریه واهمه دارد و به همین دلیل فشار شدیدی برای خلع سلاح آنان اعمال کرده است. این وضعیت، در کنار موقعیت جغرافیایی درعا ــ همجواری با سویدای دروزینشین در شرق و جولان اشغالی در غرب ــ موجب افزایش ناامنی داخلی و تشدید مهاجرت شده است.
وی تاکید میکند که این مهاجرت محدود به مناطق نزدیک به مرزهای اشغالی نیست و حتی مناطق شرقی درعا مانند انخل و ازرع را نیز دربر گرفته است، که نشان از گستردگی و عمق این پدیده دارد.
اهمیت ژئوپلیتیکی درعا و سناریوهای احتمالی
از نگاه مجیدی، پرسش کلیدی آن است که چه طرفی از خالی شدن تدریجی جنوب سوریه، بهویژه استان درعا، منتفع میشود. او در پاسخ، نقش درعا را به عنوان مهمترین مانع در برابر اتصال سویدا به اسرائیل و سناریوهای تجزیه سوریه میداند.
به گفته این کارشناس، هرگونه اتصال سرزمینی میان سویدا و اسرائیل ناگزیر باید از مسیر درعا عبور کند. افزون بر این، مجیدی بر قرابت فرهنگی عمیق اهالی درعا با فلسطینیها تاکید میکند و آن را یکی از عوامل بازدارنده در برابر چنین سناریوهایی میداند.
دورنمای خودمختاری سویدا و نقش درعا
به باور مجیدی، کاهش مستمر جمعیت درعا میتواند راه را برای مصالحهای باز کند که در آن سویدا ابتدا خودمختاری و سپس استقلال را اعلام کند و با به رسمیت شناخته شدن از سوی اسرائیل، از طریق درعا به یک مسیر ارتباطی دست یابد. وی در نهایت این پرسش را مطرح میکند که چرا حکومت دمشق از چنین روندی حمایت میکند.