قتل به خاطرخریدتریاک ناخالص + جزییات خواندنی
جوانی که به خاطرخریدتریاک ناخالص با دوستش درگیرشده و او را به طرزفجیعی کشته بود، هنگام بازسازی صحنه جنایت درحضورقاضی ویژه قتل عمد مشهد، راز انفجار وآتش افروزی ساختگی را نیز درحالی فاش کرد که هنوزتحقیقات برای کشف زوایای پنهان این ماجرای جنایی تکان دهنده ادامه دارد.
جوانی که به خاطرخریدتریاک ناخالص با دوستش درگیرشده و او را به طرزفجیعی کشته بود، هنگام بازسازی صحنه جنایت درحضورقاضی ویژه قتل عمد مشهد، راز انفجار وآتش افروزی ساختگی را نیز درحالی فاش کرد که هنوزتحقیقات برای کشف زوایای پنهان این ماجرای جنایی تکان دهنده ادامه دارد.
سحرگاه بیستم فروردین سال گذشته بود که صدای انفجاری مهیب، اهالی و ساکنان قسمتی از منطقه قاسم آباد مشهد را، وحشت زده و هراسان از خانه هابیرون کشید.شعلههای سرکش و ترسناک آتش ازدرون مغازهای زبانه میکشیدکه به محل مسکونی تبدیل شده بود و مردی حدود۴۳ ساله در آن زندگی میکرد. به همین خاطر اهالی بلافاصله با امدادگران آتش نشانی وپلیس تماس گرفتند و بدین ترتیب دقایقی بعد تلاشها برای خاموش کردن شعلههای آتش آغازشد اما وقتی شعلههای سوزان آتش فرونشست، جسد سوخته مرد۴۳ساله به نام «ن-ب»نمایان شد که به طورکامل درمیان آتش سوخته بود.
امدادگران آتش نشانی علت انفجاررا انباشت گازشهری تشخیص دادند که ازاجاق گاز۳شعله رومیزی منتشر شده بود. از سوی دیگر بررسیهای مقدماتی پلیس نیز نشان داد که مرد مذکور به شغل ثبت ازدواج و طلاق اشتغال داشت، اما بعد از جدایی از همسرش، لوازم خود را جمع کرده و زندگی جدیدی را درمغازه زیرساختمان مسکونی پدرش شروع کرده است. درعین حال ماجرای این انفجار هولناک به قاضی ویژه قتل عمد گزارش شد و قاضی وحید خاکشوردستورهای تخصصی ویژهای برای واکاوی دقیق علت انفجار را درحالی صادرکرد که معاینات پزشکان قانونی از وجود آثار جراحت با شیئی نوک تیز زیادی در ناحیه گردن مقتول پرده برداشت.
این گونه بود که فرضیه قتل قوت گرفت و گروهی از کارآگاهان زبده با هدایت مستقیم سرهنگ جواد بیگی(رئیس پلیس آگاهی مشهد)وارد عمل شدند و با راهنماییهای مقام قضایی تحقیقات گستردهای را آغاز کردند.
درحالی که افرادی به عنوان مظنون زیرذره بین تحقیقات نامحسوس کارآگاهان قرارگرفته بودند، ناگهان سرنخی از یک جوان ۳۶ساله بهدست آمد که ازدوستان نزدیک مقتول بود و برای مصرف موادمخدر به محل سکونت وی میرفت. بنابراین جوان مذکوردردایره مظنونان اصلی پرونده قرارگرفت و چتر اطلاعاتی پلیس برسر وی گشوده شد.
وقتی کارآگاهان به یقین رسیدندکه شب وقوع انفجاردرمغازه(محل سکونت مرد محضردار)، «مجید-پ»(مظنون)نیزحضور داشته است، بیدرنگ ردزنیهای وی با دستورهای قاضی شعبه۲۵۸دادسرای عمومی وانقلاب آغاز شد تا این که سیزدهم بهمن هنگامی که وی سوار بریک دستگاه خودرو از مشهد به سوی چناران درحرکت بود، عملیات دستگیری وی توسط گروه کارآگاهان به سرپرستی احسان شفاعی(افسرپرونده)دردستور کارقرارگرفت و خیلی زود متهم به قتل در بزرگراه آسیایی به محاصره کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی درآمد و درمیان بهت و ناباوری حلقههای قانون بردستانش گره خورد. او که تصورنمی کرد با این صحنهسازی ماهرانه، پلیس به وی مشکوک شود، درحالی که شوک زده بود به مشهد منتقل شدو با نظارت سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمد آگاهی) مورد بازجوییهای فنی قرارگرفت. این جوان ۳۶ ساله که دیگر همه راههای انکار را بسته میدید به ناچار لب به اعتراف گشود و راز قتل فجیع دوستش با ضربات مهلک چاقو و سپس انفجار ساختگی به خاطر پنهان کردن ماجرای جنایت را فاش کرد.
«مجید-پ»که روز گذشته به منظور بازسازی صحنه قتل به محل جنایت هدایت شده بود در حضور قاضی خاکشور، زوایای دیگری ازجنایت هولناک خود را بازگو کرد وگفت: «ن-ب» که قبلا محضر ازدواج و طلاق داشت، همسرم را به عقد من درآورد و این گونه ما باهم آشنا شدیم به طوری که از سال ۴۰۲ با یکدیگر پای بساط استعمال مواد مخدر مینشستیم و من بیشتر اوقات را نزد او میرفتم ولی حدود یک هفته قبل از این حادثه، من بیشتر از یک کیلوگرم تریاک برای یکی از نزدیکان «ن»خریدم و تحویل دادم ولی او مدعی شد که موادمخدر خراب است و ناخالصی زیادی دارد.
به همین دلیل اصرار میکرد تا آن را عوض کنم! این ماجرا چند روز طول کشد به گونهای که دلخوری زیادی بین من و دوستم به وجود آورد و ما مدام باهم به همین دلیل مشاجره داشتیم تا این که شب حادثه(بیستم فروردین)وقتی برای استعمال موادمخدر به مغازه (محل سکونت مقتول)رفتم، دوباره درگیری لفظی ما در حالی شروع شد که او این بار ناسزای ناموسی داد و خشم مرا برانگیخت. من هم عصبانی بودم، خود خوری میکردم تا این که تصمیم به قتل گرفتم و منتظر ماندم تا او به خواب برود.
هنوز من روی همان اجاق رومیزی مشغول مصرف مواد مخدر بودم که او به خواب عمیقی فرورفت. من هم بلافاصله روی شکم او نشستم و بالشت خودم را روی صورتش گذاشتم تا خفه شوداما او تکان خورد و صورتش را به طرف دیگر چرخاند. در این لحظه با دست چپم بالش را محکم گرفتم و با دست راست چاقویی را برداشتم که از آن برای تمیز کردن سیخهای استعمال مواداستفاده میکردیم.
چاقو را بالا بردم و ضربات متعددی را به ناحیه گردنش فرود آوردم. بعد هم برای آن که آثار جنایت را از بین ببرم، گازشهری را درحالی بازگذاشتم که شعله اجاق گاز هنوز روشن بود. سپس تریاکها را از داخل کشوی میز برداشتم و فرارکردم.براساس این گزارش، با پایان اعترافات تکان دهنده متهم این پرونده جنایی، مقام قضایی دستور انتقال وی به زندان را صادر کرد تا بررسیها درباره زوایای دیگر این جنایت هولناک ادامه یابد.