سرآمد انتخاب هوشمندانه

اختصاصی سرانه؛

چگونه جنگ‌ها اقتصاد انرژی جهان را فلج کردند؟

این گزارش به بررسی ۱۰ جنگ و بحران مهم می‌پردازد که تأثیر مستقیم و ماندگاری بر صنعت انرژی جهان گذاشته‌اند. در این میان، نقش خاورمیانه به عنوان کانون تنش‌های انرژی بیش از هر منطقه دیگری برجسته است. سرانه در این گزارش سایه ناامنی‌های استراتژیک بر بازار جهانی نفت در ۷ دهه گذشته را بررسی کرده است.

چگونه جنگ‌ها اقتصاد انرژی جهان را فلج کردند؟

در طول ۷ دهه گذشته، جنگ‌ها و بحران‌های نظامی همواره یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌ثباتی در بازار انرژی جهانی بوده‌اند. از بسته شدن کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ تا حملات پهپادی به تأسیسات آرامکو در سال ۲۰۱۹، هر درگیری عمده‌ای در مناطق استراتژیک انرژی، زنجیره تأمین نفت و گاز را با اختلال مواجه کرده و گاه قیمت‌ها را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است.

بحران سوئز / نخستین شوک نفتی جهان

در سال ۱۹۵۶، حمله مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر پس از ملی‌سازی کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، نخستین بحران انرژی بزرگ قرن بیستم را رقم زد. بسته شدن این آبراه حیاتی، جریان نفت خاورمیانه به اروپا را به‌طور کامل قطع کرد. در آن زمان، کانال سوئز مسیر اصلی انتقال نفت از خلیج‌فارس به بازارهای اروپایی بود و اختلال در آن باعث کاهش ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز شد. کشورهای اروپایی مجبور به اجرای سهمیه‌بندی سوخت شدند و هزینه حمل‌ونقل نفت از مسیرهای جایگزین مانند دماغه امید نیک در افریقا به شدت افزایش یافت. این بحران نشان داد که وابستگی به یک مسیر ترانزیت انرژی تا چه حد می‌تواند امنیت انرژی جهان را تهدید کند. منابعی مانند آژانس بین‌المللی انرژی و گزارش‌های تاریخی شرکت بی‌پی، این رویداد را نقطه عطفی در سیاست‌گذاری انرژی غرب می‌دانند.

 

جنگ ۶ روزه / ۸ سال تعطیلی کانال سوئز

جنگ ۶ ‌روزه در سال ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی همسایه، نه‌تنها مرزهای سیاسی خاورمیانه را تغییر داد، بلکه تاثیر عمیقی بر اقتصاد انرژی جهان گذاشت. در جریان این درگیری، کانال سوئز برای مدت ۸ سال به‌طور کامل بسته شد. این مسیر که پیش از جنگ حدود ۶۰ درصد از واردات نفت اروپا را تامین می‌کرد، ناگهان از چرخه تجارت جهانی حذف شد. شرکت‌های نفتی مجبور شدند نفتکش‌های غول‌پیکر خود را از مسیر طولانی‌تر دماغه امید نیک هدایت کنند که هزینه‌های حمل‌ونقل را به شدت افزایش داد. گزارش‌های سازمان ملل و آژانس اطلاعات انرژی امریکا نشان می‌دهند که این رویداد، انگیزه اصلی برای توسعه نفتکش‌های بزرگ‌تر و احداث خطوط لوله جایگزین مانند SUMED در مصر بود. جنگ ۶ روزه ثابت کرد که حتی یک درگیری کوتاه مدت نیز می‌تواند زیرساخت‌های انرژی را برای سال‌ها فلج کند.

جنگ یوم‌کیپور و تحریم نفتی ۱۹۷۳ / زلزله در بازار نفت

جنگ اکتبر ۱۹۷۳ میان مصر و سوریه علیه اسرائیل، تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه به یک بحران اقتصادی جهانی تبدیل شد. در پاسخ به حمایت غرب از اسرائیل، کشورهای عربی عضو اوپک تحریم نفتی بی‌سابقه‌ای علیه امریکا، کانادا، ژاپن و هلند اعمال کردند. عرضه جهانی نفت روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه کاهش یافت و نرخ هر بشکه نفت در مدت کوتاهی از ۳ دلار به بیش از ۱۲ دلار رسید. این شوک باعث ایجاد صف‌های طولانی پمپ بنزین در امریکا و اروپا شد و بسیاری از کشورها را به سمت سیاست‌های صرفه‌جویی انرژی سوق داد. آژانس بین‌مللی انرژی در واکنش به این بحران تأسیس شد تا ذخایر استراتژیک نفت را مدیریت کند. این رویداد به عنوان نقطه عطفی در تاریخ انرژی شناخته می‌شود که وابستگی جهان به نفت خاورمیانه را به وضوح نشان داد.

جنگ ایران و عراق / آتش در خلیج‌فارس

جنگ ۸ ‌ساله ایران و عراق (۱۹۸۸–۱۹۸۰) یکی از مخرب‌ترین درگیری‌ها برای صنعت انرژی منطقه بود. هر دو طرف زیرساخت‌های نفتی یکدیگر را هدف قرار دادند؛ از حمله به پایانه صادراتی خارک ایران تا تخریب پالایشگاه‌ها و خطوط لوله در دو کشور. مرحله بحرانی این جنگ، جنگ نفتکش‌ها بود که در آن کشتی‌های تجاری در خلیج‌فارس مورد حمله قرار گرفتند. بر اساس گزارش‌های مؤسسه مطالعات استراتژیک بین‌المللی، بین ۴۱۰ تا ۴۵۰ نفتکش و کشتی آسیب دیدند یا غرق شدند. این حملات امنیت عبور و مرور در یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های انرژی جهان را به خطر انداخت و باعث افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل نفت شد. اگرچه تولید جهانی نفت در آن سال‌ها به دلیل افزایش عرضه عربستان سعودی کاهش نیافت، اما جنگ ایران و عراق آسیب‌پذیری خلیج‌فارس را به جهان نشان داد.

جنگ خلیج‌فارس ۱۹۹۱/ آتش‌سوزی عظیم چاه‌های نفت

پس از اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰، ائتلاف بین‌المللی به رهبری امریکا در سال ۱۹۹۱ برای آزادسازی کویت وارد عمل شد. نیروهای عراقی در حال عقب‌نشینی، حدود ۶۰۰ تا ۷۳۰ چاه نفت کویت را به آتش کشیدند. این فاجعه زیست‌محیطی و انرژی، باعث سوختن روزانه ۴ تا ۶ میلیون بشکه نفت به مدت چندین ماه شد. دود حاصل از این آتش‌سوزی‌ها تا فاصله هزاران کیلومتری پراکنده شد و خسارات گسترده‌ای به محیط‌زیست منطقه وارد کرد. سازمان ملل و شرکت نفت کویت گزارش دادند که مهار این آتش‌سوزی‌ها ۸ ماه طول کشید و میلیاردها دلار هزینه دربرداشت. این رویداد به وضوح نشان داد که جنگ می‌تواند نه‌تنها جریان انرژی، بلکه اکوسیستم یک منطقه را برای دهه‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

جنگ عراق ۲۰۰۳ / سقوط تولید نفت در کشوری غنی

حمله امریکا و متحدانش به عراق در سال ۲۰۰۳، اگرچه با هدف سرنگونی صدام حسین انجام شد، اما تأثیر ویرانگری بر صنعت انرژی این کشور داشت. تولید نفت عراق که پیش از جنگ به حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز می‌رسید، در پی تخریب زیرساخت‌ها و ناامنی‌های پس از آن به نصف کاهش یافت. خط لوله استراتژیک کرکوک–جیهان بارها مورد حمله قرار گرفت و صادرات نفت عراق برای ماه‌ها متوقف شد. علاوه بر این، شبکه برق کشور نیز به شدت آسیب دید و قطعی‌های گسترده‌ای را برای مردم به همراه آورد. گزارش‌های بانک جهانی و آژانس اطلاعات انرژی امریکا نشان می‌دهد که بازسازی کامل صنعت نفت عراق بیش از یک دهه طول کشید. این جنگ نمونه‌ای از آن است که چگونه بی‌ثباتی سیاسی می‌تواند حتی در یک کشور دارای ذخایر عظیم نفت، تولید انرژی را فلج کند.

جنگ داخلی لیبی ۲۰۱۱ / فروپاشی یک صادرکننده بزرگ

با آغاز جنگ داخلی لیبی در سال ۲۰۱۱ و سقوط حکومت معمر قذافی، صنعت نفت این کشور که روزی تولیدی نزدیک به ۱.۶ میلیون بشکه در روز داشت، به شدت آسیب دید. میادین نفتی تعطیل شدند، پایانه‌های صادراتی مانند سدره و راس‌لانوف هدف حملات قرار گرفتند و صادرات نفت لیبی به اروپا تقریبا متوقف شد. در اوج درگیری‌ها، تولید نفت این کشور به کمتر از ۲۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش‌های خود اعلام کرد که این کاهش عرضه، یکی از عوامل افزایش نرخ نفت در آن سال‌ها بود. اگرچه لیبی پس از جنگ به‌تدریج تولید خود را بازیابی کرد، اما ناامنی‌های مداوم همچنان باعث نوسان در صادرات این کشور می‌شود. این بحران نشان داد که ثبات سیاسی شرط لازم برای امنیت انرژی است.

جنگ داخلی سوریه / نابودی زیرساخت انرژی

جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شده، زیرساخت‌های انرژی این کشور را تقریبا نابود کرده است. نیروگاه‌های برق مهمی مانند زیزون و تشرین هدف حملات قرار گرفتند و میادین نفتی شرق سوریه مدتی در کنترل گروه داعش بودند. تولید نفت سوریه از حدود ۳۸۳ هزار بشکه در روز پیش از جنگ، به حدود ۴۰ هزار بشکه کاهش یافته است. شبکه برق کشور نیز به شدت آسیب دیده و قطعی‌های طولانی‌مدت برق به امری عادی تبدیل شده است. گزارش‌های بانک جهانی خسارات وارده به بخش انرژی سوریه را میلیاردها دلار برآورد کرده‌اند. این جنگ نمونه‌ای تلخ از تأثیر درگیری‌های طولانی‌مدت بر خودکفایی انرژی یک کشور است.

حمله به آرامکو ۲۰۱۹ / شوک به قلب صنعت نفت

در سپتامبر ۲۰۱۹، حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات نفتی بقیق و خریص در عربستان سعودی، بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ معاصر را ایجاد کرد. این تأسیسات که بزرگ‌ترین مرکز فرآوری نفت جهان محسوب می‌شوند، به‌طور موقت تعطیل شدند. تولید نفت عربستان سعودی روزانه حدود ۵.۷ میلیون بشکه کاهش یافت که معادل ۵ درصد از عرضه جهانی نفت بود. اگرچه عربستان با سرعت بخشی از تولید را بازیابی کرد، اما این حمله آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی انرژی را در برابر تهدیدات نامتقارن نشان داد. بیانیه رسمی شرکت آرامکو و تحلیل‌های آژانس بین‌مللی انرژی تأکید کردند که چنین حملاتی می‌تواند بازار جهانی انرژی را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد.

جنگ روسیه و اوکراین / بحران انرژی اروپا

با آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، بحران انرژی بی‌سابقه‌ای در اروپا به وجود آمد. روسیه صادرات گاز طبیعی خود به اروپا را تا ۸۰ درصد کاهش داد و نرخ گاز در قاره سبز به رکورد تاریخی رسید. همزمان، حملات موشکی روسیه به نیروگاه‌ها و شبکه برق اوکراین، باعث قطعی‌های گسترده در این کشور شد. اتحادیه اروپا در پاسخ، به دنبال تنوع‌بخشی سریع به منابع انرژی خود رفت و واردات گاز مایع از امریکا و قطر را افزایش داد. گزارش‌های کمیسیون اروپا نشان می‌دهد که این جنگ، وابستگی تاریخی اروپا به انرژی روسیه را برای همیشه تغییر داده است. این درگیری ثابت کرد که انرژی می‌تواند به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیک در قرن بیست‌ویکم مورد استفاده قرار گیرد.

جنگ امریکا – صهیونیستی علیه ایران / تنگه هرمز؛ شاهرگ انرژی جهان

تنگه هرمز، باریکه آبی استراتژیک بین خلیج‌فارس و دریای عمان، به عنوان حیاتی‌ترین مسیر ترانزیت نفت جهان شناخته می‌شود. روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام، معادل یک‌ساز کل تجارت دریایی نفت جهان، از این آبراه عبور می‌کند. این حجم شامل حدود ۷۴ درصد از نفت صادراتی ژاپن، ۶۱ درصد از نفت چین و ۲۵ درصد از نفت اروپا است. اتفاقی که این روزها باعث تغییراتی عجیب در نرخ نفت شده است. اگرچه مسیرهای جایگزینی مانند خط لوله شرق–غرب عربستان سعودی یا خط لوله امارات وجود دارد اما ظرفیت آنها برای جبران کامل قطعی هرمز کافی نیست.

بسته شدن تنگه هرمز در جریان تنش‌های اخیر ایران با امریکا و اسرائیل به عنوان یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ انرژی جهان ثبت شد. این آبراه که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت معادل یک‌پنجم مصرف جهانی را جابه‌جا می‌کند به مدت ۶ هفته عملا مسدود شد و بازارهای جهانی را با شوکی بی‌سابقه مواجه کرد. نرخ نفت در اوج بحران به حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید و بیمه‌گران بین‌المللی از پوشش کشتی‌های عبوری خودداری کردند. این رویداد نشان داد که حتی پس از اعلام آتش‌بس، بازگشت ثبات به ماه‌ها زمان نیاز دارد؛ چرا که ترافیک کشتیرانی از میانگین روزانه ۱۳۸ کشتی به تنها ۱۵ کشتی در کل دوره پس از آتش‌بس سقوط کرد. واشنگتن مجبور شد ۸.۴۸ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را آزاد کند و معافیت نفت روسیه را تمدید نماید تا شکاف عرضه را جبران کند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که چنین اختلالی در هرمز می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را تا ۱ درصد کاهش دهد و تورم انرژی را برای ماه‌ها در سطح بالا نگه دارد.

 

 

 

ارسال نظر