فاجعه در کیش ایر: هویت حراج، رگ حیاتی جزیره زیر تیغ!
واگذاری کیشایر به بخش خصوصی با مدل مشارکت عمومی-خصوصی، افقهای جدیدی برای گردشگری و هوانوردی جزیره کیش میگشاید.
در روزهایی که دولت چهاردهم بر توسعه مناطق آزاد و رفع دغدغههای معیشتی و زیرساختی این مناطق تأکید دارد، زمزمههای واگذاری صددرصدی شرکت هواپیمایی «کیشایر» توسط سازمان خصوصیسازی، موجی از نگرانی را در میان فعالان اقتصادی و ساکنان جزیره کیش ایجاد کرده است. جاوید فخریان، فعال رسانهای هوانوردی و کارشناس حوزه تبلیغات و مارکتینگ، این واگذاری را نه یک اقدام ساده اقتصادی، بلکه «خلع سلاح حاکمیتی» مروارید خلیج فارس از منظر استراتژیهای برندینگ و اقتصاد رسانه میداند.
کیشایر؛ سفیر بصری و رسانه تعاملی جزیره
فخریان در تحلیل خود اشاره میکند که در دنیای مدرن گردشگری، یک ایرلاین اختصاصی برای هر مقصد، تنها وسیلهای برای حملونقل نیست؛ بلکه «نخستین نقطه تماس» و قدرتمندترین رسانه تعاملی آن منطقه محسوب میشود. به عقیده وی، کیشایر سفیر بصری و هویت برند جزیره در آسمان کشور است. واگذاری کامل این شرکت به مجموعههایی با نگاه صرفاً ترازنامهای، به معنای سپردن «مدیریت تصویر و هویت کیش» به دست کسانی است که تعهدی به استراتژیهای کلان تبلیغاتی و گردشگری جزیره ندارند. این کارشناس تأکید دارد که نمیتوان با صرف میلیاردها تومان برای تبلیغات محیطی به منظور جذب توریست، اختیار پروازی را که قرار است آن توریست را به جزیره بیاورد، در دست نداشت.
تهدید زنجیره ارزش و اقتصاد گردشگری کیش
از سوی دیگر، کارشناس حوزه هوانوردی به نقش کیشایر در اقتصاد گردشگری اشاره کرده و آن را «اتوبان دسترسی» جزیره کیش میخواند. وی معتقد است که در هیچ کجای دنیا، اتوبان اصلی یک شهر به پیمانکاری فروخته نمیشود که هدفش صرفاً کسب سود آنی باشد. رونق هتلها، بازارها و پروژههای اقتصادی بزرگی که در کیش تعریف شدهاند (مانند طرحهای اعتباری و بانکی برای گردشگران)، همگی به یک متغیر اساسی وابسته هستند: «تضمین صندلی پرواز». به باور فخریان، خصوصیسازی بدون قید و شرط، ریسک خروج ناوگان از مسیرهای منتهی به کیش به مقصد مسیرهای خارجی پرسودتر را در پی خواهد داشت. این وضعیت میتواند ستونهای اقتصادی را که بخش خصوصی طی دههها با تلاش فراوان در جزیره بنا کرده، به لرزه درآورد.
ابهام در ارزشگذاری داراییهای نامشهود
جاوید فخریان همچنین به ابهاماتی در خصوص ارزشگذاری داراییهای نامشهود کیشایر اشاره دارد. او این سؤال اساسی را از سازمان خصوصیسازی مطرح میکند که در محاسبات این سازمان، ارزش «اسلاتهای پروازی» (Slots)، سابقه برند و حقوق ترافیک این شرکت چگونه دیده شده است. وی هشدار میدهد که کیشایر نباید صرفاً به قیمت «آهنآلات و بدنه هواپیما» فروخته شود. به عقیده این کارشناس، اسلاتهای پروازی در فرودگاههای استراتژیک کشور، داراییهای ملی و متعلق به مردم کیش هستند که با پول عوارض آنها ساخته شدهاند. واگذاری این داراییها بدون شفافیت در قیمتگذاری واقعی برند، تضییع حقوق ذاتی کیشوندان خواهد بود.
پیشنهاد راهبردی: مشارکت عمومی-خصوصی به جای رهاسازی
در پایان، جاوید فخریان تأکید میکند که خصوصیسازی نباید با «رهاسازی» اشتباه گرفته شود. او مدلهای «مشارکت عمومی-خصوصی» (PPP) را به عنوان راهکاری مشخص پیشنهاد میدهد. به گفته وی، واگذاری مدیریت به بخش خصوصی متخصص، باید مشروط به حفظ «سهام طلایی» و حق نظارت استراتژیک برای سازمان منطقه آزاد کیش باشد. تنها در این صورت است که میتوان تضمین کرد کیشایر همواره «در خدمت توسعه کیش» باقی میماند. فخریان با قاطعیت اظهار میدارد که کیشایر نباید از کیش جدا شود؛ چرا که این جدایی، آغاز رکود در زنجیره گردشگری جزیره خواهد بود.