بحران خاموش در «جنت»: زنان خسته، ورشکسته و غرق در بدهی!
آتشسوزی بازارچه جنت، کسبه بهویژه زنان را درگیر بحران معیشت و خسارت اقتصادی کرده؛ وعدههای شهرداری تهران نیز برای جبران بینتیجه مانده است.
بازارچه جنت، روزگاری کانون رفتوآمد مشتریان شب عید و محل کسبوکار دهها خانواده، اکنون به زمین سوختهای تبدیل شده است که خاطره صدها روز کار، امید و سرمایه را در خود مدفون کرده است. آتشسوزی چهاردهم بهمنماه، نه تنها سقفها و ویترینها را خاکستر کرد، بلکه سرمایه، سلامتی و آرامش بسیاری از کسبه، بهویژه زنان فعال در این بازارچه، را نیز به یغما برد و آنها را یکشبه از «فعال اقتصادی» به «آسیبدیده» مبدل ساخت.
نابودی سرمایهها و آرامش در آستانه نوروز
این حادثه ناگهانی، حسابهای بانکی را تهی، برنامههای سال آینده را مختل و زندگی دهها خانواده را که تمام داراییشان در چند متر غرفه خلاصه شده بود، دچار فروپاشی کرد. در میان این آسیبدیدگان، زنانی هستند که سالها با سرمایههای کوچک کار کرده، اعتبار ساخته و اکنون با از دست دادن تنها منبع درآمد خانواده، در آستانه سال نو به نقطه صفر بازگشتهاند. اکنون با گذشت هفتهها از این رویداد، دود و بوی سوختگی از بازارچه رفته است، اما سوزش و بلاتکلیفی در زندگی این زنان باقی مانده است؛ زنانی که در بحبوحه فروش شب عید، بیسرمایه، بیپشتوانه و اغلب بیپاسخ ماندهاند.
وعدههای حمایتی در هالهای از ابهام
با گذشت حدود ۱۸ روز از آتشسوزی، واکنشهای رسمی در روزهای پایانی بهمنماه و همزمان با نزدیکشدن به پایان سال پررنگتر شد. در جلسه سیصد و نود و هفتمین شورای اسلامی شهر تهران، حبیب کاشانی، عضو شورای شهر، از تخریب کامل ۲۵۲ غرفه و نابودی سرمایه دهها خانواده، شامل ۵۲ زن سرپرست خانوار، خبر داد. او خواستار ایجاد غرفههای موقت، بازگشت کسبه به چرخه فعالیت و اختصاص تسهیلات کمبهره با بازپرداخت بلندمدت شد و از بانک شهر خواست وارد عمل شود.
نرگس معدنیپور، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران نیز از پیشبینی کمکهای بلاعوض و یک میلیارد تومان تسهیلات کمبهره برای این افراد خبر داد که چهار قسط نخست آن توسط مرکز زنان و خانواده پرداخت خواهد شد. او همچنین از اختصاص فضای جدید در روزهای منتهی به نوروز برای فعالیت زنان خبر داد. مریم اردبیلی، مدیرکل امور بانوان شهرداری تهران، نیز از انتقال زنان آسیبدیده به بوستان گفتوگو برای حضور در نمایشگاه زنان و تولید ملی و اختصاص مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال برای هر یک از آنان خبر داد. معاون اول رئیسجمهور نیز پس از حادثه بر پیگیری فوری ابعاد آن تأکید کرد و سازمان آتشنشانی علت اولیه آتشسوزی را اتصال در سیمکشی یکی از غرفهها اعلام کرد. با وجود این وعدهها، بسیاری از غرفهداران، بهویژه زنان سرپرست خانوار، همچنان با بلاتکلیفی و نگرانی دست و پنجه نرم میکنند و معتقدند فاصله قابل توجهی میان مصوبات، ارقام اعلامشده و آنچه عملاً به دستشان رسیده، وجود دارد.
روایتهای تلخ؛ زندگیهایی که سوختند
در میان فهرست خسارتها و آمارها، روایتهای تلخی از زنانی نهفته است که زندگیشان در این آتشسوزی نابود شد.
فاطمه حجتی: از ۲۷ سال تلاش تا سکته و انزوا
فاطمه حجتی، ۶۰ ساله و با سابقه ۲۷ سال کار در بازار جنت، یکی از همین زنان است. او که تنها منبع درآمدش مغازهای اجارهای بود، چند روز قبل از آتشسوزی حدود یک میلیارد تومان جنس امانی دریافت کرده بود که تمام این سرمایه در آتش سوخت. پس از حادثه، پیگیریهای اداری و فشارهای روحی منجر به سکته و بستریشدن او شد. فاطمه که به دلیل ناتوانی مالی نتوانسته بود در بیمارستان بماند، اکنون در خانه تنهاست و پاهایش لمس شده است. او با بدهی حدود یک میلیارد تومانی و خسارتی بیش از دو میلیارد تومان، در انزوا و با بیماریهای متعدد، شهردار تهران را مخاطب قرار میدهد و میگوید: «از آقای زاکانی میخواهم خود را جای من بگذارد. من یک زن حدودا ۶۰ساله تنها هستم. من گدا نبودم، بدبخت نبودم. سالها کار کردم و با عزت زندگی کردم. امروز به این وضعیت افتادهام. به داد ما برسید.»
معصومه: انتظار بیثمر برای تحقق وعدهها
معصومه نیز که تمام زندگیاش در غرفهای کوچک خلاصه میشد، از از دست دادن پول، کالا و زحمت چندینساله خود در یک شب سخن میگوید. او و پنج نماینده دیگر، مرتب در جلسات با نمایندگان شهرداری و امور زنان شرکت کردهاند که در آنها وعدههایی همچون کمک بلاعوض، وام کمبهره، پرداخت چهار قسط اول و فراهمکردن فضای موقت داده شده بود. اما به گفته معصومه، وعده اختصاص زمین لغو شد و طرح «بازارگل» نیز عملی نشد. او تأکید میکند که این بینتیجه ماندن وعدهها، فشار روانی و بلاتکلیفی زنان بازار را دوچندان کرده و در آستانه نوروز، با دستانی خالی و آیندهای نامعلوم، بیثبات و بیامنیت شغلی ماندهاند.
ستاره: سرمایهای از جنس کار و اعتبار
ستاره، جوانتر از دیگران، نیز تمام سرمایه و اعتبار خود را در غرفه کوچکش در بازار جنت به دست آورده بود. او میگوید: «ما پولدار نبودیم. سرمایه ما همان کسبوکارمان بود و اعتبار ما در بازار شکل گرفته بود.» او نیز مانند دیگران با بدهی ناشی از اجناس امانی مواجه است و نمیداند چگونه باید دوباره شروع کند. ستاره بیش از خسارت مالی، از احساس ناامنی و نبود پشتوانه رنج میبرد و بیم آن دارد که هر لحظه ممکن است همه چیز دوباره از بین برود.
واکنش شهرداری و اعتراضات کسبه
در ۲۸ بهمنماه، جمعی از کسبه بازار جنت در اعتراض به عدم تحقق وعدهها و عدم مناسببودن محلهای جایگزین (که فاقد آب و برق بودند) مقابل شورای شهر تجمع کردند و با شعار «گرفتن خسارت حق مسلم ماست» خواستار حمایت و پرداخت خسارات خود شدند. یکی از معترضان اعلام کرد که وعده اختصاص وامهای یک میلیارد تومانی از سوی مؤسسه مالی اعتباری علوی و بانک شهر تنها در حد حرف باقی مانده است.
شهردار تهران، علیرضا زاکانی، با اشاره به پیشینه پرونده در دهه ۹۰، اعلام کرد که مسئولیت مستقیم با پیمانکار است و شهرداری تنها بستر و تحویل فضا را برعهده داشته است. او توضیح داد که حدود ۴۲ غرفه پیشتر به زنان سرپرست خانوار در مراکز کوثر شهرداری اختصاص یافته بود و سایر غرفهها از طریق پیمانکار اجاره شدهاند. زاکانی افزود که شهرداری در حال پیگیری مشکلات مالباختگان است و اقداماتی نظیر اختصاص وام، فراهمکردن فضایی جدید تا قبل از عید و احداث جایگاهی پایدار با یک سال اجاره رایگان در دستور کار قرار دارد. به نظر میرسد تمرکز شهرداری عمدتاً بر غرفههای زنان سرپرست خانوار در مراکز کوثر بوده و سایر زنان آسیبدیده، کمتر در این پیگیریها جایگاه دارند.