فوری/ افشاگری بیسابقه غرب: اعتراف تکاندهنده اندیشکدهها به شکست تحریمها مقابل الگوی تابآوری ایران!
با وجود فشار حداکثری و بدهی خارجی، اقتصاد ایران بر تابآوری، تنوع صادرات غیرنفتی و دیپلماسی همسایگی تاکید دارد.
رسانههای معتبر بینالمللی و نهادهای مالی جهانی در گزارشهای اخیر خود، تابآوری اقتصاد ایران در برابر شدیدترین و پیچیدهترین نظام تحریمی را «بینظیر» توصیف کردهاند. این در حالی است که استراتژیستهای «فشار حداکثری» در واشنگتن، با طراحی تحریمهای هوشمند و هدفمند از جمله بستن سوئیفت، تحریم بانک مرکزی و تلاش برای صفر کردن صادرات نفت، برآورد کرده بودند که اقتصاد ایران نهایتاً ظرف ۶ ماه تا یک سال دچار فروپاشی کامل خواهد شد و انتظار قحطی و فلج شدن زیرساختها را داشتند.
با این وجود، پس از گذشت چندین سال از آغاز این جنگ تمامعیار اقتصادی، اگرچه معیشت مردم تحتتاثیر قرار گرفت و تورم بر سفرهها سایه افکند، اما «سازه اصلی اقتصاد» نه تنها فرونریخت، بلکه در بسیاری از بخشها متحول و در برابر شوکهای خارجی «واکسینه» شد. گزارش پیشِرو با استناد به دادههای نهادهای بینالمللی و اعترافات رسانههای غربی، به بررسی این پدیده «تابآوری خیرهکننده» میپردازد.
بازتاب جهانی یک واقعیت انکارناپذیر
در محافل آکادمیک و رسانهای غرب، گفتمان «تغییر رژیم از طریق فشار اقتصادی» جای خود را به این پرسش کلیدی داده است: «ایران چگونه دوام آورد؟»
روزنامه فایننشال تایمز، طی سلسله گزارشهایی در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، مکرراً به این نکته اشاره کرده است که اقتصاد ایران از شوک اولیه تحریمها خارج شده و وارد فاز «اقتصاد تطبیقپذیر» شده است. این رسانه انگلیسی مینویسد: «تجار و تولیدکنندگان ایرانی آموختهاند چگونه بدون غرب زندگی کنند. آنها زنجیرههای تأمین خود را تغییر داده، به تولید داخلی روی آورده و بازارهای جدیدی یافتهاند.» فایننشال تایمز وضعیت کنونی اقتصاد ایران را "تعادل در تحریم" نامیده و رشد مشهود در بخشهای غیرنفتی را گواه شکست سیاست فشار حداکثری در توقف قلب تپنده تولید ایران میداند.
نشریه معتبر فارین افرز نیز در مقالهای تحلیلی، با بررسی شاخصهای کلان اقتصادی ایران، اذعان کرده است که تحریمها تنها توانستند رشد را کُند کنند، اما هرگز قادر به فروپاشی اقتصاد ایران نبودند. نویسندگان این نشریه تأکید میکنند که سیاستگذاران آمریکایی «تنوع و عمق اقتصاد ایران» را دستکم گرفته بودند و ایران برخلاف کشورهای تکمحصولی نظیر عراق دوران صدام یا ونزوئلا، از زیرساختهای عظیم صنعتی و کشاورزی برخوردار است.
دادههای بانک جهانی، که همواره با سختگیری و محافظهکاری در مورد ایران منتشر میشود، نشان میدهد که اقتصاد ایران توانسته است در سه سال گذشته بهطور پیاپی رشد مثبت اقتصادی (GDP Growth) را تجربه کند. اگرچه این رشد بین ۳ تا ۵ درصد نوسان داشته، اما همین عدد مثبت، خط بطلانی بر تئوری فروپاشی کشیده است. بانک جهانی در گزارش «چشمانداز اقتصادی» خود تأیید میکند که بخش خدمات و صنایع ایران پس از شوک کرونا و تحریمها، خود را بازیابی کردهاند.
مولفههای کلیدی تابآوری؛ چرا ایران ونزوئلا نشد؟
کارشناسان بینالمللی با مقایسه ایران با کشورهایی نظیر ونزوئلا که زیر فشار تحریمها دچار اضمحلال اقتصادی شدند، چهار دلیل اصلی برای مقاومت بینظیر اقتصاد ایران ذکر میکنند:
۱. تنوع اقتصادی و فرار از نفرین نفت: بزرگترین توفیق اجباری تحریمها برای ایران، کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی بود. در حالی که پیش از تحریمها، نفت خام بخش عمده درآمدهای ارزی را تشکیل میداد، اکنون صادرات غیرنفتی ایران (شامل پتروشیمی، فولاد، مواد غذایی و مصالح ساختمانی) سهم قابلتوجهی در ارزآوری کشور ایفا میکند. صنعت پتروشیمی ایران با تنوع محصولات و بازارهای صادراتی، عملاً تحریمپذیر نبودن خود را اثبات کرده است. همچنین، ایران طبق آمار انجمن جهانی فولاد، همچنان در میان ۱۰ تولیدکننده برتر فولاد جهان قرار دارد و تحریمها نتوانستهاند موتور این صنعت را متوقف کنند. حجم صادرات غیرنفتی ایران در طول سالهای تحریم، بهرغم چالشها، هیچگاه متوقف نشده و به عنوان مثال، در سال ۱۴۰۳ نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی به ثبت رسید که یک رکورد بیسابقه محسوب میشود. این درآمدهای ارزی، ستون فقرات اقتصاد ایران را در سالهای اخیر تشکیل داده و به دلیل ماهیت کمتر تحریمپذیر خود، فشارهای بینالمللی برای محدود کردن صادرات نفتی را بیاثر کرده است.
۲. جایگزینی واردات و احیای تولید ملی: افزایش نرخ ارز و محدودیتهای وارداتی، تأمین بسیاری از کالاهایی که پیشتر از خارج وارد میشدند را غیرصرفه یا ممنوع کرد. این «حفاظ تعرفهای و تحریمی» فرصتی طلایی برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد کرد. گزارشهای میدانی نشان میدهد که در صنایع لوازم خانگی، پوشاک و قطعهسازی، سهم بازار برندهای ایرانی بهشدت افزایش یافته است. اندیشکده شورای آتلانتیک دراینباره مینویسد: «ایرانیها استاد تبدیل تهدید به فرصت هستند؛ کارخانههایی که زمانی تعطیل بودند، اکنون برای پر کردن خلأ برندهای خارجی فعال شدهاند.»
۳. شبکه هوشمند دور زدن تحریمها: ایران با ایجاد شبکهای پیچیده از صرافیها، شرکتهای پوششی و ناوگان حملونقل دریایی که غرب آن را «ناوگان ارواح» مینامد، توانست محاصره دریایی و بانکی را بشکند. بلومبرگ در گزارشی با ابراز شگفتی نوشت: «صادرات نفت ایران به چین به بالاترین حد در سالهای اخیر رسیده است و سیستم مالی آمریکا نتوانسته است جلوی جریان پول به سمت تهران را بگیرد.»
۴. دیپلماسی همسایگی و نگاه به شرق: چرخش استراتژیک ایران از غرب به سمت شرق و همسایگان، اکسیژن تازهای به اقتصاد تزریق کرد. عضویت در پیمان شانگهای و گروه بریکس، و افزایش تجارت با عراق، ترکیه، روسیه و کشورهای آسیای میانه، بازارهای جدیدی را برای کالاهای ایرانی گشود. این اقدام عملاً تحریمهای غرب را «کماثر» کرد، چرا که غرب دیگر تنها بازیگر اقتصاد جهانی نیست.
بدهی خارجی؛ برگ برنده پنهان در اقتصاد ایران
یکی از شاخصهایی که اقتصاددانان غربی را متحیر کرده است، نسبت «بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی» (External Debt to GDP) ایران است. در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه و حتی کشورهای توسعهیافته با بحران بدهی خارجی دستوپنجه نرم میکنند، ایران به دلیل عدم دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی و انضباط اجباری مالی، یکی از کمترین نسبتهای بدهی خارجی در جهان را دارد. صندوق بینالمللی پول (IMF) در دیتابیس خود تأیید میکند که بدهی خارجی ایران "نزدیک به صفر" (در مقیاس کلان) است. این بدان معناست که برخلاف کشورهایی که با یک شوک ارزی ورشکست میشوند ــ زیرا باید اقساط وامهای دلاری بدهند ــ اقتصاد ایران از این ناحیه آسیبپذیر نیست. این «استقلال مالی» یکی از ارکان تابآوری است که کمتر به آن پرداخته شده است.
هزینهها و دستاوردهای جنگ اقتصادی
رسالت خبری ایجاب میکند که در کنار بیان نقاط قوت، به هزینههای این جنگ نیز اشاره شود. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور تحریمها (آلنا دوهان) در گزارش خود تأیید کرد که تحریمهای آمریکا نقض حقوق بشر بوده و فشار مستقیمی بر بیماران و اقشار آسیبپذیر وارد کرده است. اقتصاد ایران اگرچه «فرونپاشید»، اما «کوچک» شد. تورم مزمن بالای ۴۰ درصد در چند سال اخیر، قدرت خرید طبقه متوسط را کاهش داده است.
اما نکته کلیدی اینجاست که هدف غرب «کوچک کردن سفره مردم» نبود، هدف آنها «از هم پاشیدن شیرازه کشور» بود. اینکه امروز همچنان برق در شبکه جریان دارد، قفسه فروشگاهها مملو از کالاست، سیستم بانکی کار میکند و پروژههای عمرانی افتتاح میشوند، یعنی «ساختار» حفظ شده است. مشکلات معیشتی ناشی از تحریم و برخی سوءمدیریتها است، اما وجود و بقای سیستم اقتصادی، یک پیروزی استراتژیک محسوب میشود.
پایان عصر سلاح تحریم
جمعبندی گزارشهای بینالمللی و واقعیتهای میدانی ما را به یک نتیجه روشن میرساند: اقتصاد ایران از مرحله «بقا» عبور کرده و وارد مرحله «احیا» شده است. تابآوری ایران پیام مهمی برای جهان داشت، اینکه؛ در قرن بیستویکم، دیگر نمیتوان کشوری را با مختصات ژئوپولیتیک و ظرفیتهای ایران منزوی کرد. همانطور که ریچارد نفیو (معمار تحریمهای ایران در دولت اوباما) در کتاب «هنر تحریمها» هشدار داده بود: «اگر کشور هدف بتواند درد را تحمل کند و خود را با شرایط تطبیق دهد، تحریمها خاصیت خود را از دست میدهند.» به نظر میرسد این پیشبینی اکنون محقق شده است؛ ایران نه تنها نشکست، بلکه فرمول شکستناپذیری در جنگ اقتصادی را کشف کرد که اکنون مورد مطالعه سایر کشورهای تحتتحریم نیز قرار گرفته است.