خودکفایی غلات چین: رویای فریبنده یا فاجعه پنهان؟
خودکفایی غلات چین و امنیت غذایی: چالشهای اقتصادی و زیستمحیطی پیش روی سیاستهای کشاورزی.
تحلیلگر مسائل توسعهای بخش کشاورزی تأکید کرد که چین تاکنون از طریق پیگیری سیاست خودکفایی غلات، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی را متحمل شده است. این سیاست که با هدف تضمین امنیت غذایی ملی دنبال میشود، بهای گزافی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به همراه داشته است.
هزینههای گزاف سیاست خودکفایی غلات در چین
بالاتر بودن قیمت محصول تولید شده در چارچوب سیاستهای خودکفایی، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تمامی محصولات مبتنی بر غلات شده و در نتیجه رقابتپذیری چین را تضعیف میکند. علاوه بر این، کشاورزان ممکن است فرصتهای خود را برای درگیر شدن در سایر فعالیتهای با ارزش افزوده بالاتر از دست بدهند، زیرا خودکفایی غلات نیازمند استفاده بیشتر از زمینهای کشاورزی برای تولید غلات است. این در حالی است که متوسط درآمد اقتصادی حاصل از تولید غلات تنها ۲۶ درصد از کل درآمد سالانه خانوارهای روستایی را تشکیل میدهد. از آنجایی که اقتصاد چین وارد بازاری با محدودیت تقاضا شده است، پایین بودن قدرت خرید روستاییان که ۷۱ درصد کل جمعیت را تشکیل میدهند، به عنوان مانع اصلی رشد اقتصادی تلقی میشود.
کاهش ضایعات و تنوع منابع وارداتی
بر اساس یک نظرسنجی آکادمی علوم چین، مصرفکنندگان چینی در شهرهای بزرگ تا ۱۸ میلیون تن غذا را در سال ۲۰۱۵ میلادی هدر دادهاند که برای تغذیه سالانه ۵۰ میلیون نفر کافی است. در پاسخ به این چالشها، دولت چین از اقدامات قانونی برای مبارزه با ضایعات مواد غذایی، بهبود ایمنی مواد غذایی، حفاظت از بذر و صنعت بذر و حفاظت از زمینهای کشاورزی استفاده کرده است. همچنین، چین به دنبال تنوع بخشیدن به منابع واردات و پیشبرد همکاریهای کشاورزی جهانی از طریق طرح کمربند و جاده خود اقدام کرده است. در سال ۲۰۲۱، برزیل با تأمین ۲۰ درصد از واردات محصولات کشاورزی چین، جایگزین ایالات متحده به عنوان بزرگترین تأمینکننده شد که موقعیت آن پس از جنگ تجاری ۲۰۱۸ تضعیف شده بود.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی اصرار بر خودکفایی
اصرار بر سیاست خودکفایی غلات به ناچار اثرات منفی مختلفی بر شهرنشینی، تجدید ساختار صنعتی و بهرهوری کشاورزی برای کشوری با ضرر نسبی در تولید غلات خواهد داشت. چینیها میتوانند به راحتی از تجربه ژاپن در زمینه اصرار بر خودکفایی بالا در تولید برنج درس بگیرند. از سوی دیگر، حذف حمایت از قیمت داخلی گندم میتواند باعث کاهش تولید و افزایش قیمت آن در بازارهای جهانی شود که کشورهای صادرکننده گندم را منتفع و کشورهای واردکننده را متضرر خواهد کرد. تأثیر واردات غلات بر بیکاری نیز موضوع بحث و مناقشه بسیاری در میان چینیها بوده است.
چالشهای بازار کار و راهکارهای پیشنهادی
حامیان آزادسازی تجارت استدلال میکنند که کشاورزان چینی میتوانند خود و زمینهای زراعیشان را از تولید غلات به تولید کالاهای با ارزش افزوده و کار فشرده بالاتر مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان سوق دهند. از آنجایی که بیشتر این محصولات نسبت به غلات کار فشردهتر هستند، چنین انتقالی راهحلی برای مشکل بیکاری ارائه میدهد. در مقابل، مکتب مخالف استدلال میکند که مشکل بیکاری تنها زمانی حل میشود که بازارهای کافی برای کالاهای با ارزش افزوده بالاتر وجود داشته باشد. متأسفانه، با افزایش عرضه میوهها، سبزیجات و سایر محصولات نقدی، قیمت این کالاها در سالهای اخیر در چین به شدت کاهش یافته است و کشاورزان گزارش میدهند که به دلیل کمبود تقاضا، محصولات خود را از بین میبرند، که این امر تحقق چنین انتقالی را زیر سوال میبرد.
راه حل اصلی برای نیروی کار انبوه روستایی، انتقال بیشتر آنها به بخشهای غیرکشاورزی، به ویژه بخش خدمات است، هرچند انتقال از تولید غلات به محصولات غیرغلاتی نیز یکی از راه حلها به شمار میرود. کاهش قیمت محصولات غیرغلاتی در سالهای اخیر نشاندهنده عدم تعادل کوتاهمدت در بازار داخلی است، اما در بلندمدت، با افزایش درآمد سرانه، بازار این محصولات گسترش خواهد یافت، هرچند سرعت آن ممکن است کمتر از انتظار باشد.
معضل تأمین مالی واردات و ذخایر ارزی
بدبینان این سوال را مطرح میکنند که آیا چین میتواند هزینه واردات مقدار زیادی غلات را از طریق ذخایر ارز خارجی تأمین کند و مشخص نیست که در بلندمدت، چین بتواند مازاد ذخایر ارزی خود را حفظ کند. چین در اکثر سالها بین آغاز اصلاحات اقتصادی تا سال ۱۹۹۳، کسری حساب جاری داشته و پس از آن مازاد ناشی از افزایش صادرات را ثبت کرده است که عمدتاً نتیجه تعدیل سیاستهای کوتاهمدت است تا بهبود روابط بینالمللی. از این رو، وزن مناسبات دیپلماتیک برای اطمینان از انبارش راهبردی غلات قطعاً سنگینتر خواهد شد. افزایش سریع واردات ماشینآلات و تجهیزات حمل و نقل، مواد اولیه و خدمات با ارزش بالا با ادامه رشد اقتصادی، موجب افزایش رقابت بر سر منابع ارزی کمیاب شده و واردات غلات را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
با این حال، برخلاف هزینههای زیاد ناشی از خودکفایی، واردات غلات از افزایش هزینههای نیروی کار چین جلوگیری کرده و به حفظ رقابت بینالمللی این کشور کمک میکند. علاوه بر این، حتی اگر چین واقعاً در حفظ تراز پرداخت خود با مشکل مواجه شود، ارزش پول چین کاهش یافته و قیمت غلات داخلی کاهش مییابد و واردات غلات متوقف میشود. اینکه سیاست غلات چین تا حد زیادی از خارج تعیین میشود، عدم اطمینان در مورد سیاست غلات آینده چین را افزایش میدهد.
فشارهای زیستمحیطی و تغییر اقلیم
ادامه سیاست خودکفایی به شدت به منابع طبیعی شامل آب و زمینهای زیر کشت بستگی دارد. مقامات چینی بارها نگرانی خود را در مورد زمینهای زیر کشت غلات ابراز کردهاند. در دهههای اخیر، زمینهای قابل کشت در چین به واسطه رشد شهرنشینی و صنعتی شدن سریع، به ویژه در دلتای رودخانه یانگ تسه، دلتای رودخانه مروارید و منطقه پکن-تیانجین و دلتای هبی کاهش یافته است. همچنین فرسایش و آلودگی خاک و بیابانزایی چالشهای جدی برای امنیت غذایی چین ایجاد کرده است. از این رو، دولت چین مجموعهای از سیاستها را برای تضمین کیفیت و کمیت زمینهای قابل کشت غلات از جمله یکپارچهسازی زمینهای کشاورزی و حفاظت از زمینهای کشاورزی اساسی صادر کرده است. آب یکی دیگر از محرکهای کلیدی تولید غلات است.
تغییرات اقلیمی دگرگونیهای مثبت و منفی بزرگی را برای کشاورزی در چین به ارمغان آورده است که بر فنولوژی محصولات تأثیر گذاشته، فراوانی و شدت بلایای طبیعی کشاورزی را افزایش داده و بر سیستم و ساختار کشت محصولات تأثیر میگذارد. افزایش تولید غلات با گسترش فرسایش خاک همراه است و به دلیل بهرهبرداری بیش از حد از آبهای زیرزمینی طی سالیان متمادی، دشت شمال چین به بزرگترین منطقه «قیف آب زیرزمینی» در جهان تبدیل شده است. علاوه بر این، حمل و نقل غلات از شمال به جنوب منجر به تغییر مداوم به سمت شمال در مناطق اصلی تولید غلات شده است که فشار بر منابع آبی در شمال، جایی که منابع آبی نسبتاً کمیاب هستند را تشدید کرده است. در عین حال، با توجه به رشد کاربرد کودهای شیمیایی و آفتکشها، بسیاری از کودها و آفتکشها وارد خاک، جو و چرخه آب میشوند که باعث آلودگی جدی کشاورزی میشود.
تحول در ذائقه و ساختار غذایی
با تسریع شهرنشینی، درآمد سرانه ساکنان شهری و روستایی به میزان قابل توجهی افزایش یافته و استاندارد زندگی و ساختار رژیم غذایی ساکنان به طور مستمر تغییر میکند. خودکفایی برنج، گندم، ذرت و سویا در بسیاری از شهرستانهای چین تا حد زیادی دستنیافتنی است. این وضعیت نشان میدهد که واردات از خارج یا حمل و نقل داخلی برای این شهرستانها مورد نیاز است تا تقاضای خود را برآورده کنند.