فوری و جنجالی: ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان و غولهای بودجهبگیر، تا کی خون مردم را میمکند؟ ضربالاجل: همین حالا بودجه را رها کنید!
همافزایی حاکمیتی و مشارکت نهادها، راه تحقق خدمترسانی مطلوب و رضایت عمومی.
خدمترسانی به مردم در شرایط کنونی، اقدامی صرفاً کوچک و مقطعی تلقی نمیشود، بلکه چالشی ساختاری، گسترده و پیچیده است که حل کامل آن فراتر از توان یک دولت، حتی دولتی پرتلاش و پرانگیزه است. این وضعیت ایجاب میکند تا رویکرد «دولت تنها» کنار گذاشته شده و به سوی «حاکمیت همافزا» حرکت کنیم؛ رویکردی که در آن، نهادهای اقتصادی فراتر از دولت اما وابسته به ساختار قدرت، نقش محوری در حل مسائل ایفا کنند و نه در حاشیه.
ضرورت مشارکت نهادهای فرادولتی در حل مشکلات جامعه
نهادها و سازمانهایی نظیر ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان، بنیاد پانزده خرداد و دیگر مجموعههایی که طی دههها از منابع مالی عظیم و داراییهای گسترده برخوردار بودهاند، امروز باید با تصمیمی قاطع، به شریک فعال در حل مسائل کشور بدل شوند. در این راستا، حتی میتوان نهادهای مذهبی را نیز به میدان یاری فراخواند.
تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه این نهادها به موقع وارد عرصه شدهاند، گرهی از مشکلات مردم گشوده شده و در مقابل، هرگونه تأخیر در ورود آنها، هزینههای مستقیم و سنگینی را بر دوش جامعه تحمیل کرده است که به نارضایتی عمومی منجر میشود.
مسئله اصلی در این مقطع حساس و تاریخی، نه صرفاً در اختیار گرفتن نهادها توسط دولت یا همراهی آنها، بلکه در تقسیم مسئولیتها است. اگر توان دولت ضریب نیابد، فشار مشکلات چندین برابر خواهد شد و در صورتی که این ضریب از طریق همافزایی نهادهای حاکمیتی تأمین نشود، بار آن ناگزیر از جیب مردم برداشته خواهد شد؛ مردمی که امروز بیش از همیشه زیر بار مشکلات معیشتی خمیدهاند.
پیشنهاداتی برای بازتعریف مسئولیتها و تقویت اعتماد عمومی
در این میان، اتخاذ برخی اقدامات نه تنها مطلوب، بلکه حیاتی به شمار میرود. پرداخت داوطلبانه مالیات توسط نهادهای معاف از مالیات، میتواند نخستین پیام جدی «بازگشت به مردم» باشد. همچنین، خروج داوطلبانه برخی مجموعهها از ردیفهای بودجهای، نشانهای از درک صحیح شرایط خاص کشور است. این اقدامات نه امتیازات ویژه، بلکه بازتعریفی از مسئولیتهای اجتماعی و ملی محسوب میشوند.
مقابله با تهدید نارضایتی اجتماعی با خدمترسانی واقعی
نباید فراموش کرد که بدخواهان این کشور، پیش و بیش از بهرهگیری از قدرت نظامی، از نارضایتیهای اجتماعی تغذیه میکنند. هرگونه خلأ در خدمترسانی، فرصتی برای روایتسازیهای مغرضانه و عملیات روانی دشمن است و هر تعلل در تصمیمگیریها، دریچهای به سوی بیاعتمادی میگشاید. بستن این پنجرهها تنها با کار واقعی و ملموس امکانپذیر است، نه صرفاً با انتشار بیانیه و سخنرانی.
امروز، زمان «با هم بودن» است؛ با محوریت دولت و مشارکت همهجانبه تمامی نهادها. میدان خدمت، جای عقبنشینی نیست و سیاست برای حفظ اعتبار خود، باید از این عرصه سربلند بیرون آید. این مهم تنها زمانی محقق خواهد شد که همه به درک ضرورت تاریخی و با نیت حل مشکلات مردم، داوطلبانه وارد میدان شوند و از این طریق موفقیت خود را نیز تضمین کنند.