سرآمد انتخاب هوشمندانه

شوک جنگ سرد نفتی: قربانی پنهان پکن-واشنگتن، تیر خلاص ترامپ به چین و معمای سلطان جدید طلای سیاه!

رقابت ژئوپلیتیک آمریکا و چین بر سر نفت، ونزوئلا را به کانون جنگ نیابتی با محوریت دولت مادورو تبدیل کرده است.

نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، تنها چند ساعت پس از دیدار با فرستاده ویژه چین، به همراه همسرش بازداشت و روانه زندانی در آمریکا شدند. این رخداد، که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل سال ۲۰۲۶ میلادی به وقوع پیوسته و با حملات نظامی گسترده ایالات متحده به ونزوئلا همراه بوده است، پرسش‌های جدی را درباره قربانی شدن کاراکاس در جنگ نیابتی میان واشنگتن و پکن مطرح می‌کند. حملات آمریکا، که شامل بمباران کاراکاس و اقدامات نظامی برای سرنگونی مادورو بوده، نقطه عطفی در رقابت‌های ژئوپلیتیکی آمریکا و چین محسوب می‌شود و بخشی از استراتژی گسترده‌تر واشنگتن برای کاهش نفوذ پکن در آمریکای لاتین است.

بازداشت مادورو و حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا

پس از گزارش‌هایی مبنی بر بمباران کاراکاس و عملیات نظامی برای برکناری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، خبر بازداشت او و همسرش توسط نیروهای آمریکایی منتشر شد. این عملیات نظامی گسترده، که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل سال ۲۰۲۶ انجام شده، نه تنها یک اقدام مستقیم نظامی است، بلکه در چارچوب تلاش‌های ایالات متحده برای محدود کردن نفوذ فزاینده چین در منطقه آمریکای لاتین تعریف می‌شود. این تحولات در حالی رخ داده که ونزوئلا از دیرباز روابط نزدیکی با چین و روسیه داشته است.

ابعاد اقتصادی: کانون رقابت بر سر نفت ونزوئلا

ونزوئلا با دارا بودن بزرگترین ذخایر نفتی جهان، همواره در کانون توجه قدرت‌های جهانی بوده است. چین به عنوان یکی از اصلی‌ترین خریداران نفت ونزوئلا، طی سال‌های اخیر بیش از ۶۰ میلیارد دلار وام به این کشور اعطا کرده و در مقابل، نفت با قیمت مناسب دریافت کرده که بخش عمده‌ای از نیازهای انرژی پکن را تامین می‌کند.

حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، که از سوی رسانه‌های آمریکایی با توجیه مبارزه با "تروریسم و قاچاق مواد مخدر" صورت گرفته، می‌تواند دسترسی چین به این منبع حیاتی انرژی را قطع کند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در استراتژی امنیت ملی جدید (NSS) خود که در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، بر کنترل منابع انرژی در نیمکره غربی تاکید کرده و این حمله را بخشی از رویکرد "صلح از طریق قدرت" دانسته بود. این اقدام می‌تواند قیمت نفت را برای چین افزایش داده و وابستگی این کشور به منابع خاورمیانه را تشدید کند، که خود یک ضعف استراتژیک برای پکن محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، با کنترل احتمالی ونزوئلا، آمریکا می‌تواند صادرات نفت به چین را محدود کند که این خود بخشی از یک جنگ تجاری گسترده‌تر است. گزارش‌ها حاکی از آن است که تحریم‌های اخیر آمریکا علیه تانکرهای مرتبط با چین، نشان‌دهنده عزم واشنگتن برای اخلال در زنجیره تامین انرژی پکن است. تحلیلگران بر این باورند که حمله به ونزوئلا اساساً با محوریت نفت صورت گرفته است و ترامپ پیشتر نیز علناً اعلام کرده بود که نفت ونزوئلا "متعلق به شرکت‌های آمریکایی" است که این سخنان به عنوان توجیهی برای غارت منابع نفتی این کشور تلقی می‌شود. پیش از این نیز، حملات ترامپ به ایران نشان‌دهنده اعمال فشار بر کشورهای تامین‌کننده نفت چین بوده است.

جنبه‌های نظامی و امنیتی: ارزیابی قدرت و فرصت برای پکن

از منظر ایالات متحده، ونزوئلا به عنوان یک "پایگاه نفوذ" برای چین و روسیه در منطقه آمریکای لاتین تلقی می‌شد. نیکلاس مادورو روابط نزدیکی با پکن داشت و چین نیز تجهیزات نظامی و حمایت دیپلماتیک قابل توجهی را به کاراکاس ارائه می‌کرد. حمله آمریکا می‌تواند این نفوذ را کاهش داده و به عنوان پیامی هشداردهنده به سایر متحدان چین در منطقه، مانند کوبا یا نیکاراگوئه، عمل کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که از سپتامبر ۲۰۲۵، آمریکا ۲۹ حمله نظامی در ونزوئلا انجام داده که منجر به کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر شده است و این بخشی از استراتژی ترامپ برای "حل مشکلات" در کشورهای همسایه است.

برای چین، این حمله می‌تواند فرصتی دوگانه باشد: از یک سو، محکومیت این اقدام در شورای امنیت سازمان ملل متحد (که سفیر چین آن را "نقض آشکار حاکمیت ملی" خوانده) می‌تواند جایگاه دیپلماتیک پکن را تقویت کند. از سوی دیگر، مشغولیت آمریکا در آمریکای لاتین ممکن است فضایی را برای اقدامات چین در منطقه آسیا-اقیانوسیه، از جمله افزایش فشار بر تایوان، فراهم آورد. برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که تحریم‌های آمریکا علیه ونزوئلا می‌تواند تایوان را در معرض خطر قرار دهد، زیرا چین ممکن است از این وضعیت برای توجیه حمله احتمالی به تایوان استفاده کرده و مدعی شود که "آمریکا دارای استانداردهای دوگانه است." در فضای مجازی، برخی کاربران به این نکته اشاره کرده‌اند که روسیه و چین ونزوئلا را "رها کرده‌اند" که می‌تواند نشان‌دهنده عدم تمایل آن‌ها به درگیری مستقیم باشد، اما احتمال تلافی از طریق افزایش صادرات مواد مخدر مانند فنتانیل از چین به آمریکا نیز مطرح شده است.

پیامدهای دیپلماتیک: تشدید جنگ سرد جدید

حمله به ونزوئلا این کشور را به "آزمونی برای قدرت آمریکا و اراده چین" تبدیل کرده است. چین بلافاصله در سازمان ملل واکنش نشان داد و ویدئوهایی در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که هشدارهای پکن به واشنگتن را نشان می‌دهد. اگر آمریکا در سرنگونی مادورو موفق شود، این می‌تواند الگویی برای اقدامات مشابه علیه سایر متحدان چین باشد که منجر به تشدید تنش‌های جهانی خواهد شد. از سوی دیگر، شکست آمریکا (مانند آنچه در افغانستان رخ داد) می‌تواند اعتبار واشنگتن را کاهش داده و چین را در اقدامات آینده جسورتر کند.

در تحلیل‌های فضای مجازی، بسیاری این رویداد را بخشی از "دیکتاتوری ترامپ" می‌دانند و آن را با حملات روسیه به اوکراین یا چین به تایوان مقایسه می‌کنند. برخی کارشناسان هشدار داده‌اند که این اقدام می‌تواند الگویی برای حملات آتی به کشورهایی مانند ایران یا حتی آفریقای جنوبی باشد و این نگرانی وجود دارد که چین و روسیه تنها به محکومیت این اقدامات بسنده کرده و دست به اقدام عملی نزنند.

برنده و بازنده این رویداد کیست؟

در کوتاه‌مدت، در صورتی که ایالات متحده بتواند رژیم ونزوئلا را تغییر داده و کنترل منابع نفتی این کشور را به دست گیرد، می‌تواند خود را برنده اعلام کند. این امر ضربه‌ای جدی به اقتصاد چین وارد خواهد کرد. اما در بلندمدت، این اقدام می‌تواند اتحاد چین و روسیه را تقویت کرده و منجر به تلافی در حوزه‌های دیگر، مانند حملات سایبری یا اقتصادی، شود.

رقابت چین و آمریکا اکنون از یک جنگ تجاری به درگیری‌های نیابتی رسیده است و ونزوئلا می‌تواند جرقه‌ای برای تشدید بحران‌های جهانی باشد. اگر چین تصمیم به اقدام مستقیم بگیرد (مانند حمایت نظامی از ونزوئلا)، این می‌تواند به یک بحران بزرگ تبدیل شود، اما شواهد کنونی نشان‌دهنده رویکرد محتاطانه پکن در مواجهه با این بحران است.

ارسال نظر