فاجعه در رئال مادرید: پلن B به کلی نابود شد و بحران آغاز گشت!
رئال مادرید با مدیریت متعادل بازیکنان، چرخش و پلن B، انسجام تیمی را برای موفقیت در لالیگا حفظ میکند.
رئال مادرید در پیادهسازی طرح مدیریت ستارههای خود با چالش مواجه شده است. این موضوع در شرایطی رخ میدهد که پیشتر راهکار ارتباطی مستقیم با بازیکنان ناراضی، که به "مبل خاکستری" مشهور شده بود، در باشگاه والدهبباس نتایج مثبتی به همراه داشت و این تیم را به سوی چهار پیروزی متوالی و حسی از انسجام رهنمون کرده بود.
بازگشت به "مبل خاکستری": راهکاری برای انسجام تیمی
آلوارو آربلوا، پیشتر در اوجگیری مجدد رئال مادرید، بر اهمیت یک شیوه ارتباطی مستقیم و رو در رو برای رسیدگی به مسائل داخلی بازیکنان تأکید کرده بود. این شیوه، که در آن بازیکنان ناراضی درباره زمان بازی یا نقش خود در تیم با کادر فنی صحبت میکردند، به تدریج در والدبباس جای خود را باز کرده و منجر به بهبود نگرش بازیکنان در تمرینات و مسابقات شد.
بازیکنانی که پیش از این جدا از جریان تیم به نظر میرسیدند، اکنون تعهد و شدت بیشتری از خود نشان میدادند. ارتباطات درون زمین بهبود یافته و حس مسئولیتپذیری جمعی به وضوح مشهود بود. حتی بازیکنانی که مهرههای کلیدی نبودند، در فرصتهای پیشآمده قدم پیش گذاشته و باتجربهها نیز مسئولیت بیشتری بر عهده گرفتند. این روند صعودی تا پیش از سفر تیم به پامپلونا ادامه داشت.
استراتژی چرخشی در پامپلونا و آزمونی دشوار
در پامپلونا، در اولین دفاع از صدرنشینی لالیگا پس از پیشی گرفتن از بارسلونا، کادر فنی با وجود تقویم فشرده تصمیم گرفت به برنامه "چرخشهای کنترلشده" پایبند بماند. با نگاه به دیدار برگشت مقابل بنفیکا، رئال مادرید در ترکیب اصلی خود تغییراتی ایجاد کرد و تنها جود بلینگام در دسترس نبود.
این رویکرد پیش از این نیز موفقیتآمیز بوده بود؛ به عنوان مثال، تیم مقابل رئال سوسیداد واکنش مناسبی نشان داد. در مواردی مانند استراحت دادن به کیلیان امباپه برای تمرکز بر اروپا، محافظت از ساق پای آسنسیو و مراقبت از آنتونیو رودیگرِ تازه بهبود یافته و ترنت الکساندر آرنولد پس از فشارهای بازیهای اروپایی، این استراتژی به کار گرفته شده بود. پیام روشن بود: «همه مهم هستند اما مدیریت ضرورت دارد.» با این حال، مشکل زمانی آشکار شد که "پلن B" نتوانست پایداری لازم را در زمین از خود نشان دهد.
ناکامی "پلن B" و از دست رفتن فرصتها
نتیجه بازی در پامپلونا تیم را وادار به عقبنشینی کرد. هیچ یک از تغییرات در ترکیب اصلی و یا استفاده از بازیکنان خارج از چرخش همیشگی به درستی عمل نکرد. دنی کارواخال در تقابل با ویکتور مونیوز با مشکل روبرو شد و فدریکو والورده مجبور بود برای پوشش او مدام وارد عمل شود، تا جایی که کارواخال در دقیقه ۶۰ تعویض شد. داوید آلابا نیز در تیمی گسسته و تحت فشار قرار گرفت.
بیشترین فشار بر دنی سبایوس وارد آمد؛ هافبکی که دو بازیکن آکادمی را در میانه میدان جایگزین خود میدید، برای در دست گرفتن کنترل توپ پیش رفت اما آن را از دست داد و همان اشتباه به گل دوم اوساسونا منجر شد. او پس از مسابقه مسئولیت را پذیرفت. براهیم دیاز نیز مسیری مشابه را طی کرد و دور از درخششی بود که پیش از فینال جام ملتهای آفریقا از خود نشان داده بود. نگرانکنندهتر وضعیت فرانکو ماستانتونو است که در سه مسابقه متوالی به میدان نرفته و فران گارسیا که عملاً از صحنه رقابت محو شده است. آنچه مسلم به نظر میرسد این است که بازیکنان "پلن B" چارهای جز بازگشت به نیمکت و گفتگو با آربلوا ندارند، چرا که تا این لحظه در زمین نشان ندادهاند شایسته فرصتی بیش از این هستند.