سرآمد انتخاب هوشمندانه

فوری: پرسپولیس در آستانه انفجار! تصمیم حیاتی در دل تردید و شایعه داغ

بحران فنی پرسپولیس با اوسمار در لیگ برتر، ضعف ساختاری و مدیریتی باشگاه را آشکار کرد

پرسپولیس در آستانه نیم‌فصل دوم رقابت‌های لیگ برتر، با پرسش‌های جدی درباره وضعیت فنی و تاکتیکی خود مواجه است. عملکرد این تیم که نیم‌فصل اول را با امیدواری و انسجام به پایان رسانده بود، ناگهان در آغاز نیم‌فصل دوم دچار لغزش شد و پنج شکست پیاپی را تجربه کرد. این شرایط، نه تنها هواداران را نگران کرده، بلکه تحلیلگران را نیز به کنکاش درباره علل این افت ناگهانی و تأثیر تجربه سرمربیگری اوسمار ویه‌را و میزان پختگی او در بزنگاه‌های حساس واداشته است.

از "معمار تحول" تا زیر ذره‌بین انتقاد

اوسمار ویه‌را، همان سرمربی‌ای بود که با تحول در ساختار تیم باقی‌مانده از دوره پیش، توانست پرسپولیس را از بحران خارج کرده و خود را به عنوان معمار پروژه جدید معرفی کند. در آن مقطع، با فاصله اندک تا صدر جدول، تقویت فهرست بازیکنان و آرامش نسبی در رختکن، همه چیز برای او طبق یک روایت منظم پیش می‌رفت. اما واقعیت فوتبال بی‌رحم‌تر از پیش‌بینی‌هاست؛ به همان میزان که پیروزی‌ها به نام سرمربی ثبت می‌شود، بحران‌ها نیز امضای او را پای خود دارند.

تصمیمات فنی در بزنگاه‌های بحرانی

بحران تنها به باخت محدود نمی‌شود، بلکه ناتوانی در متوقف کردن زنجیره شکست‌هاست. پس از شکست مقابل ملوان، انتظار می‌رفت پرسپولیس واکنشی حساب‌شده نشان دهد. اما آنچه در زمین مشاهده شد، مجموعه‌ای از جابه‌جایی‌های ناگهانی، تغییر پست‌های غیرضروری و تصمیم‌هایی بود که بیشتر به آزمون و خطا شباهت داشت تا یک نقشه دقیق برای خروج از بحران. وقتی بهترین مهره‌های تیم تغییر پست می‌دهند و ترکیب در هر بازی چهره‌ای ناپایدار به خود می‌گیرد، این نشان می‌دهد که سرمربی هنوز به نسخه نهایی و پختگی کافی در تصمیم‌گیری‌های حساس نرسیده است. تجربه سرمربیگری اوسمار ویه‌را نسبت به سال‌های دستیاری‌اش کمتر است و نیم‌فصل دوم، این کم‌تجربگی را در بزنگاه‌های سخت عیان‌تر کرد.

ضعف ساختاری: خلأ هافبک خلاق و وابستگی به یک بازیکن

پرسپولیس امروز با یک مشکل ساختاری جدی مواجه است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت: نبود یک هافبک خلاق دوم. تیم به شدت به سروش رفیعی وابسته است؛ بازیکنی که حضورش ریتم بازی را شکل می‌دهد و با خروجش، جریان مالکیت و خلاقیت در میانه میدان فرو می‌ریزد. این نقص، که می‌بایست در نیم‌فصل اول ترمیم می‌شد اما نشد، در بازی‌هایی نظیر فولاد، ملوان و خیبر به وضوح مشاهده شد، جایی که با تعویض یک نفر، میانه میدان به حریف واگذار شد. تیمی که سودای قهرمانی دارد، نباید به این شکل به یک کلید وابسته باشد. در کنار این ضعف تاکتیکی، برخی بازیکنان نیز پس از مصدومیت‌های سنگین هنوز به سطح مطلوب بازنگشته‌اند، اما این افت فنی را نباید با اتهامات دیگر اشتباه گرفت؛ بحران فنی را باید با راه‌حل‌های فنی پاسخ داد.

سایه شایعات بر پیکره تیم

در هر زمان که تیمی نتایج ضعیفی کسب می‌کند، بازار شایعات داغ می‌شود؛ از کم‌کاری و دودستگی گرفته تا پروژه‌های برکناری. اما آنچه در زمین مسابقه مشهود است، بیشتر از هر چیز سردرگمی تاکتیکی است تا توطئه یا خیانت درون‌تیمی. فصل گذشته، برخی افراد سعی داشتند ناکامی پرسپولیس را به دخالت‌های بیرونی، نظیر حمایت هواداران متمول از بازیکنان خاص، نسبت دهند. با این حال، با تغییرات مدیریتی و عقب‌نشینی همان هواداران خاص برای جلوگیری از تشدید شایعات، زمینه اینگونه اتهامات از بین رفته است. این افراد حتی از پرداخت پاداش یا کمک به حل مشکلات بازیکنان جوان نیز خودداری کرده‌اند تا مبادا ناکامی‌های احتمالی آینده به نام آن‌ها نوشته شود، که نشان‌دهنده تلاش برای رفع سوءتفاهم‌ها و حواشی است.

آینده پرسپولیس: تقویت یا ادامه بحران؟

پرسپولیس اگر همان ترکیب و انسجام نیم‌فصل اول را حفظ می‌کرد، شاید امروز تا این حد دچار آشفتگی نبود. تغییر تنها برای تغییر، نمی‌تواند نسخه درمانی باشد؛ سرمربی باید بداند چه زمانی به ترکیب اصلی دست بزند و چه زمانی به ستون‌های اصلی تیم اعتماد کند. از سوی دیگر، مدیریت باشگاه نیز باید تکلیف را روشن کند. اگر قرار است اختیار با سرمربی باشد، این اختیار باید کامل و بدون دخالت بیرونی باشد. نمی‌توان از مربی مسئولیت نتیجه را خواست، اما فهرست مازاد او را تحت فشار بیرونی تغییر داد. تجربه فصل گذشته نشان داد که چگونه دخالت‌های بیرونی منجر به تحمیل هزینه‌های سنگین، نظیر تمدید قرارداد بازیکنی با بالاترین قیمت شد که در لیست مازاد سرمربی وقت قرار داشت. شفافیت در این زمینه، برای ثبات و موفقیت آینده پرسپولیس حیاتی است.

ارسال نظر