شوک در رئال مادرید: پلن B به طور کامل فروپاشید!
آلوارو آربلوا ناکامی تاکتیکی رئال مادرید را به ضعف مدیریت بازیکنان، چرخش و نیمکت خاکستری فاقد «پلن B» مرتبط دانست.
رئال مادرید نتوانست آنگونه که انتظار میرفت، از طرح مدیریت ستارههای خود بهرهبرداری کند؛ طرحی که با وجود نویدهای اولیه، در مواجهه با چالشهای تاکتیکی و فشار مسابقات، به نتیجه دلخواه نرسید.
استراتژی ارتباطی و اوجگیری اولیه
پیشتر، آلوارو آربلوا، مسئول ارتباطات مستقیم با بازیکنان ناراضی بود و جلسات خصوصیای را برای گفتوگو درباره زمان بازی، نقش در تیم یا سایر مسائل داخلی برگزار میکرد. این شیوه ارتباطی که به "نیمکت خاکستری" مشهور شده بود، در اوجگیری دوباره رئال مادرید نقش مهمی ایفا کرد. این رویکرد به مرور در والدبباس (کمپ تمرینی رئال مادرید) مؤثر واقع شد و به تیم اجازه داد تا چهار پیروزی متوالی کسب کند و این حس را ایجاد نماید که قطعات پازل در حال جای گرفتن در محل درست خود هستند.
بازیکنانی که تا چند هفته پیش گویی از جریان اصلی تیم جدا بودند، نگرشی متفاوت از خود نشان دادند؛ چه در تمرینات و چه در مسابقات. شدت بازیها افزایش یافته بود، ارتباطات درون زمین بهبود یافته بود و حس تعهد جمعی به وضوح مشهود بود. بازیکنانی که مهرههای کلیدی محسوب نمیشدند، در هنگام دریافت فرصتها پیشقدم شدند، در حالی که بازیکنان باتجربه نیز مسئولیت بیشتری بر عهده گرفتند. روند پیشرفت تیم همینگونه ادامه داشت تا زمانی که رئال مادرید راهی پامپلونا شد.
چرخشهای کنترلشده و اولین دفاع از صدرنشینی
در پامپلونا، در اولین آزمون برای دفاع از صدرنشینی که از بارسلونای آسیبدیده گرفته شده بود، کادر فنی با وجود تقویم فشرده مسابقات، تصمیم گرفت به برنامه چرخشهای کنترلشده بازیکنان پایبند بماند. به همین دلیل و با نگاه به دیدار برگشت لیگ قهرمانان اروپا برابر بنفیکا، رئال مادرید در چارچوب ترکیب اصلی مورد اعتماد خود دست به چرخش زد و تنها جود بلینگام در دسترس نبود.
این روش پیش از این نیز موفقیتآمیز بود؛ تیم برابر رئال سوسیداد واکنش مناسبی نشان داده بود، کیلیان امباپه با تمرکز بر مسابقات اروپایی استراحت کرده بود و آسنسیو نیز برای محافظت از ساق پایش نفس تازه کرده بود. پس از فشار بازیهای اروپایی، بار دیگر تصمیم گرفته شد از آنتونیو رودیگر که بهتازگی بهبود یافته بود و ترنت الکساندر آرنولد محافظت شود. پیام روشن بود: "همه مهم هستند، اما مدیریت بازیکنان ضروری است." با این حال، مشکل اینجا بود که "پلن B" باید در زمین پایدار میبود، اما این اتفاق نیفتاد.
ناکامی "پلن B" و فرصتهای از دست رفته
نتیجه در پامپلونا تیم را مجبور به عقبنشینی کرد. هیچ چیز طبق برنامه پیش نرفت، نه تغییرات در ترکیب اصلی و نه استفاده از چند بازیکن خارج از چرخش همیشگی. دنی کارواخال در تقابل با ویکتور مونیوز به مشکل خورد و پیش از تعویض در دقیقه ۶۰، فدریکو والورده ناچار بود مدام برای پوشش او وارد عمل شود. داوید آلابا نیز در تیمی گسسته، با گذشت زمان تحت فشار قرار گرفت.
بیشترین فشار بر دنی سبایوس وارد شد. این هافبک، که جای خود را به دو بازیکن آکادمی داده بود، برای در دست گرفتن کنترل توپ پیشقدم شد اما آن را از دست داد و همان اشتباه به گل دوم اوساسونا انجامید. او پس از مسابقه مسئولیت را پذیرفت و اعتراف کرد: "مسئولیت را میپذیرم." براهیم دیاز نیز در همان مسیر حرکت کرد و دور از درخششی بود که پیش از فینال تلخ جام ملتهای آفریقا نشان داده بود. نگرانکنندهتر وضعیت فرانکو ماستانتونو است که در سه مسابقه متوالی به میدان نرفته و فران گارسیا که عملاً از صحنه رقابت محو شده است.
آنچه روشن به نظر میرسد این است که "پلن B" رئال مادرید چارهای جز بازگشت به نیمکت و گفتوگو با آربلوا ندارد، زیرا تا این لحظه در زمین نشان ندادهاند که شایسته چیزی بیش از این هستند و نیاز به بازبینی و فرصتهای جدید برای اثبات خود دارند.