سرآمد انتخاب هوشمندانه

افشاگری: 'آرمان‌گرای لجباز' چطور رویاها را سوزاند و پروژه را به فنا داد؟

جدایی روبرتو دی‌زربی از المپیک مارسی پس از ناکامی در فوتبال فرانسه

افشاگری: 'آرمان‌گرای لجباز' چطور رویاها را سوزاند و پروژه را به فنا داد؟

روبرتو دی‌زربی، مربی ایتالیایی که در ابتدای ورود به المپیک مارسی از او به عنوان یک نابغه تاکتیکی یاد می‌شد، سرانجام در میان فضای نارضایتی و هرج‌ومرج، از این باشگاه جدا شد.

باشگاه المپیک مارسی با انتشار بیانیه‌ای کوتاه حوالی ساعت ۳ بامداد، خبر از «پایان همکاری با توافق دوجانبه» با روبرتو دی‌زربی داد. این عبارت رایج در فوتبال مدرن، اغلب پوششی دیپلماتیک برای جدایی‌های تلخ و غیردوستانه است و در مورد دی‌زربی نیز، زمان انتشار خبر و وقایع پیرامون آن، نشان از واقعیتی متفاوت داشت.

این جدایی تنها سه روز پس از شکست تحقیرآمیز ۵ بر صفر مقابل پاری‌سن‌ژرمن در لو کلاسیک رقم خورد. دی‌زربی که در تابستان ۲۰۲۴ با سروصدای فراوان و در حالی که بسیاری از باشگاه‌های بزرگ اروپایی به دنبال جذب او بودند به مارسی پیوست، تنها پس از ۱۸ ماه فعالیت، در تاریکی شب و از در پشتی این باشگاه را ترک کرد. میراث او در فرانسه ترکیبی از خریدهای گران‌قیمت، رویاهای بربادرفته و طعم گس یک پروژه نیمه‌تمام است.

از اوج تا سقوط آزاد در ولودروم

همه چیز برای دی‌زربی و مارسی با یک شروع رویایی آغاز شد؛ پیروزی ۵ بر ۱ مقابل برست، نمایش فوتبال تهاجمی و کسب عنوان نایب‌قهرمانی در فصل اول که به معنای صعود به لیگ قهرمانان اروپا بود. مدیران باشگاه مارسی نیز برای برآورده کردن خواسته‌های تاکتیکی او، نزدیک به ۱۸۵ میلیون یورو طی دو تابستان هزینه کردند.

اما پشت پرده این موفقیت‌ها، شکاف‌هایی از همان ابتدا نمایان بود؛ شکست‌های غیرمنتظره مقابل تیم‌هایی چون استراسبورگ و اوسر، فروپاشی‌های ذهنی بازیکنان و ناتوانی در سامان دادن به خط دفاعی، علائم هشداردهنده‌ای محسوب می‌شدند. فصل دوم حضور دی‌زربی اما به یک کابوس تمام‌عیار تبدیل شد؛ حذف از رقابت‌های اروپایی، درگیری‌های داخلی در رختکن و عدم برقراری ارتباط موثر با بازیکنان، شرایط را وخیم‌تر کرد.

در حالی که دی‌زربی در ظاهر تصویری مبارز از خود به نمایش می‌گذاشت، در خفا از رفتار بازیکنانی که «دیگر درکشان نمی‌کرد»، شوکه بود. تساوی مقابل پاریس اف‌سی و آن شکست سنگین در پارک‌دوپرنس، مهر تاییدی بر تصمیمی زد که مدت‌ها قبل در پشت پرده گرفته شده بود.

جدایی‌های پرحاشیه در کارنامه دی‌زربی

برای درک عمق این پایان تلخ در مارسی، باید نگاهی به پیشینه مربیگری دی‌زربی انداخت. او در فوجیا (۲۰۱۴)، با وجود مشکلات مالی، فوتبال مدرن و جذابی را به نمایش گذاشت، اما در نهایت به دلیل مشکلات اداری باشگاه، در فضایی از بی‌عدالتی جدا شد.

دوران حضور او در پالرمو (۲۰۱۶) بسیار کوتاه بود و تنها دو ماه دوام آورد؛ هفت باخت پیاپی منجر به اخراج بی‌رحمانه او شد. در بنونتو نیز سناریو مشابه بود؛ با وجود ارائه فوتبالی شجاعانه، سقوط به دسته پایین‌تر اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید. این تجربیات، از او یک «آرمان‌گرای لجباز» ساخت؛ مربی‌ای که اصول تاکتیکی خود را فدای ابزارهای محدود تیمش نمی‌کرد.

از ساسولو تا برایتون: فراز و فرودهای خاص

در ساسولو اما ورق برگشت. او سه فصل درخشان را رقم زد و هویتی خاص به این تیم بخشید که مورد تحسین فوتبال ایتالیا قرار گرفت. جدایی او در سال ۲۰۲۱، برخلاف مارسی، فیلسوفانه بود؛ دی‌زربی اذعان داشت که به سقف توانایی‌های باشگاه رسیده و با احترام کامل از ساسولو جدا شد.

در شاختار دونتسک، جنگ اوکراین مسیر او را نیمه‌تمام گذاشت. سپس در برایتون، بار دیگر سیاست وارد بازی شد. با وجود کسب سهمیه رقابت‌های اروپایی، او به دلیل اختلاف نظر با مالکان باشگاه بر سر استراتژی نقل‌وانتقالات، با همان برچسب «توافق دوجانبه» از جمع مرغ‌های دریایی جدا شد.

تراژدی مارسی: نقطه‌عطفی در کارنامه

جدایی از مارسی اما ابعاد متفاوتی داشت؛ چرا که دی‌زربی تمام دلایل جدایی‌های قبلی خود را به یکباره در این باشگاه تجربه کرد. هم بحران ورزشی مشابه دوران پالرمو، هم فضای بی‌ثبات شبیه دوران فوجیا و هم تضاد استراتژیک مانند آنچه در برایتون رخ داد.

هرگز در دوران مربیگری او، یک جدایی تا این حد چندوجهی و پرهرج‌ومرج نبوده است. سرمایه‌گذاری سنگین، جاه‌طلبی‌های بزرگ و در نهایت، فروپاشی در لو کلاسیک، به پایان کار او در مارسی انجامید. بیانیه شبانه و زمان‌بندی بی‌رحمانه آن، به این پایان ابعادی سوررئال بخشید. دی‌زربی هرگز مسیر آرامش را انتخاب نکرده، اما ایستگاه مارسی احتمالاً پرفشارترین و خاص‌ترین پرده از نمایش‌های دراماتیک او در دنیای مربیگری باقی خواهد ماند.

ارسال نظر