قلب رئال مادرید از هم پاشید! کلوپ با یک جمله آتشین، رویای برنابئو را نقش بر آب کرد: "دیگر رختکن نمیخواهم!"
فلسفه مربیگری یورگن کلوپ: از ردبول تا دوری از نیمکت و آیندهای مبهم.
یورگن کلوپ، سرمربی نامآشنای آلمانی، در بحبوحه شایعات متعدد مبنی بر بازگشت احتمالی به دنیای مربیگری، از جمله گمانهزنیها پیرامون حضور در رئال مادرید، بار دیگر تأکید کرد که در حال حاضر هیچ تمایلی برای نشستن روی نیمکت مربیگری ندارد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که او یک سالگی حضور خود در سمت مدیر جهانی فوتبال کمپانی ردبول را جشن میگیرد و به ارزیابی فعالیتهای خود در این دوره پرداخته است.
یک سال دوری از نیمکت و تمرکز بر نقش جدید
کلوپ در مصاحبهای با «رد بولتن» از احساسات خود در یک سال گذشته سخن گفت و به وضوح نشان داد که دلتنگی برای فضای رختکن تیمها در او وجود ندارد. او در این باره اظهار داشت: «دلم برای رختکن تنگ نشده است؛ به اندازه کافی آنجا بودهام. سال اول فوقالعاده پرفشار بود. کارهای زیادی را آغاز کردیم و الگوهای قدیمی را شکستیم. من روز اول با این لحن نیامدم که به مردم بگویم چه کاری را باید متفاوت انجام دهند. میخواهم بدانم با چه کسانی سر و کار دارم، چه کار میکنند و چرا. پس از آن میتوانیم درباره تغییرات و بهبودها صحبت کنیم.» وی افزود: «اکنون نقش من حمایت از مربیانمان است؛ کسی که وقتی به دیدگاهی متفاوت نیاز دارند بتوانند با او تماس بگیرند، چون من دقیقاً در همان موقعیتها بودهام.»
فلسفه مقابله با فشارها و ناکامیها
سرمربی سابق لیورپول، دیدگاه خود نسبت به زندگی و مواجهه با چالشها را بر پایه تأمل در اتفاقات گذشته میداند. او در توضیح رویکرد خود در برابر ناکامیها گفت: «کسی به من یاد نداد که چگونه با ناکامیها کنار بیایم؛ این تصمیم خودم بود. وقتی به جایی که از آن آمدهام و مسیری که طی کردهام نگاه میکنم، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. همیشه امیدوار بودم تصمیماتم درست باشد و دفعه بعد، آماده بودم تا دوباره همهچیز را به خطر بیندازم.» کلوپ همچنین درباره مدیریت فشارهای بیرونی عنوان کرد: «بزرگترین محرک در ورزش، فشار افکار عمومی است. مربیان به اندازه کافی به خودشان فشار میآورند. در برابر بحثهای عمومی چه واکنشی باید داشت؟ هیچ واکنشی. اگر بخواهم کتابی بنویسم، بسیار کوتاه خواهد بود فقط نادیدهاش بگیرید. ما میخواهیم بهترین فوتبال ممکن را بازی کنیم و به اهداف خودمان برسیم، نه اینکه دیگران راه را برایمان دیکته کنند.»
ماینتس؛ نمادی از قدرت برخاستن از شکست
کلوپ از عدم صعود با تیم ماینتس بهعنوان بدترین شکست دوران حرفهای خود یاد کرد و از آن بهعنوان درسی برای زندگی بهره برد. او توضیح داد: «هر چیزی زمان خود را دارد، درد، خشم و تأمل. بدترین شکستهای زندگی من، صعود نکردن با ماینتس بود. بعد از اینکه برای دومین بار صعود را از دست دادیم، روی استیج رفتم و گفتم شاید خدای فوتبال در حال انجام یک آزمایش روی ماست: اینکه آیا یک نفر میتواند نه یک بار، بلکه دو یا حتی سه بار زمین بخورد و باز هم قدرتمندتر از قبل برخیزد؟» وی افزود: «گفتم که هیچ باشگاه و شهری بهتر از ماینتس برای این آزمایش وجود ندارد. در آن لحظه همه حرفم را باور کردند؛ بازیکنان، هواداران، همه. در اولین جلسه تمرین ۱۰ هزار نفر آمدند. خوشبینی به تنهایی زیباست، اما وقتی آن را با دیگران تقسیم میکنید، تأثیری واقعاً قدرتمند پیدا میکند.»
چشمانداز آینده و حفظ ارزشهای بنیادی
کلوپ در پایان با خوشبینی به آینده مینگرد، هرچند اذعان دارد که این خوشبینی نمیتواند به تمامی اتفاقات جهان تعمیم یابد. او خاطرنشان کرد: «همهچیز در حال تغییر است. بسیاری از منابعی که بینهایت میپنداشتیم، اکنون کمیابتر و گرانتر شدهاند. بسیاری از مسائل فراتر از کنترل ماست. من نسبت به چیزهایی که میتوانم بر آنها تأثیر بگذارم، خوشبین هستم.» وی با اشاره به موقعیت ممتاز خود و آگاهی از رنج دیگران، بر حفظ ارزشهای خود تأکید کرد: «من اینجا در ۵۸ سالگی نشستهام و زندگیای را تجربه کرده و میکنم که در جوانی حتی جرأت رؤیاپردازی دربارهاش را نداشتم. خیلی چیزها بسیار بسیار خوب پیش رفته است. اما من ۴۰ سال پیش هم همین آدم بودم، با همان ارزشها. میتوان آن را "خوشبینیِ بیپایه و اساس" نامید؛ من همیشه باور دارم که در نهایت، همهچیز درست خواهد شد.»