فوری: بحران اوکراین، پاشنه آشیل غرب شد! فرصتی طلایی برای فشار سیاسی جهانی
جنگ اوکراین با بنبست نظامی، بحران اقتصادی و انسانی و پیامدهای جهانی، نیازمند دیپلماسی و مذاکرات صلح فوری است.
با ورود جنگ روسیه علیه اوکراین به پنجمین سال خود، این درگیری دیگر صرفاً یک نزاع نظامی منطقهای محسوب نمیشود. این بحران همزمان به ابعاد امنیتی-نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک گسترش یافته است که چارچوبهای امنیتی اروپا، توازن قدرت در مناسبات واشنگتن – مسکو و حتی وضعیت اقتصادی جهانی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
بنبست نظامی و پیامدهای میدانی
تحولات میدانی نشان میدهد که با وجود گذشت چهار سال از آغاز جنگ، خطوط مقدم و ساختار درگیری هیچگونه آرامشی به خود ندیده است. مذاکرات صلح که با میانجیگری ایالات متحده در ژنو برگزار شد، در دور نخست خود به هیچ پیشرفت قابل توجهی در توقف جنگ دست نیافت و پس از ساعاتی کوتاه، بدون حصول توافقی جامع میان طرفین، به پایان رسید.
این وضعیت نظامی حاکی از آن است که میدان نبرد در یک شرایط پایدار و بنبست قرار گرفته است؛ هیچیک از طرفین نه توان تسریع در پیشروی را دارد و نه تمایلی به عقبنشینی قابلتوجه از مواضع خود نشان میدهد. چنین بنبستی میتواند به فرسایشی شدن جنگ منجر شود که هزینههای انسانی و اقتصادی آن به شکل تصاعدی افزایش خواهد یافت.
در کنار بنبست دیپلماتیک، عملیات نظامی نیز به قوت خود ادامه دارد. حملات پهپادی، موشکی و توپخانهای به زیرساختهای انرژی و لجستیکی، از جمله نیروگاهها و شبکه برق، در هر دو طرف تداوم یافته است که نشان میدهد هر دو طرف از ابزارهای نظامی برای اعمال فشار در مذاکرات استفاده میکنند. این وضعیت نه تنها تلفات انسانی را افزایش میدهد، بلکه اقتصاد داخلی هر دو کشور را نیز بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد.
فشارهای اقتصادی و پیامدهای جهانی
یکی از پیامدهای مهم جنگ، کاهش حمایت مالی بینالمللی از اوکراین، علیرغم تشدید بحران انسانی است. فدراسیون بینالمللی صلیبسرخ و هلالاحمر گزارش داده است که کمکهای مالی جهانی کاهش یافتهاند، در حالی که نیازهای انسانی در داخل اوکراین به بالاترین سطح خود رسیده است.
این وضعیت اقتصادی نه تنها توان بازسازی و ارائه خدمات را تضعیف میکند، بلکه فشارهای اجتماعی و داخلی را نیز افزایش داده و نارضایتیهای عمومی را در برابر ادامه جنگ بر میانگیزد. در سطح حمایتهای خارجی نیز تشتت مشاهده میشود؛ به عنوان مثال، مخالفت مجارستان با وام ۹۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا برای کمک به اوکراین، از وجود اختلافات جدی در درون اتحادیه اروپا خبر میدهد که میتواند بودجههای حمایتی را به خطر بیندازد. چنین رویکردهایی، بهویژه در آستانه بحران مالی ناشی از جنگ، میتواند ثبات مالی اوکراین و برنامههای بازسازی پس از جنگ را با چالش مواجه سازد.
در مقابل، جنگ اوکراین موجب اختلالهایی در زنجیره تأمین، بازار انرژی اروپا و تجارت جهانی شده است. به عنوان مثال، کاهش فروش خودرو در روسیه و تضعیف بخشهای صنعتی این کشور نشان میدهد که اقتصاد روسیه نیز از آثار جنگ در امان نمانده است. این نکات اقتصادی حائز اهمیت است: جنگ دیگر تنها مسئلهای امنیتی نیست، بلکه به یک بحران اقتصادی با پیامدهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است.
چالشهای دیپلماتیک و عدم پیشرفت مذاکرات
یکی از بارزترین تحولات اخیر این است که دور تازه مذاکرات درباره پایان جنگ در ژنو، بدون هیچ نشانهای از پیشرفت سیاسی قابل توجه به پایان رسید. این مذاکرات با میانجیگری ایالات متحده برگزار شد، اما همانند جلسات پیشین در ابوظبی و سایر مکانها، دو طرف هنوز نتوانستهاند بر سر مسائل کلیدی مانند تضمینهای امنیتی، وضعیت مناطق اشغالی و چارچوب سیاسی آینده به توافق برسند.
این موضوع نشان میدهد که با وجود تلاشهای دیپلماتیک گسترده، اختلافات عمیق همچنان پابرجاست، به ویژه در مسئله کنترل مناطق شرقی و ادغام آنها در ساختار سیاسی آینده اوکراین. اظهارات اخیر برخی مقامات اروپایی نشان میدهد که حتی در میان متحدان اوکراین نیز تردیدهایی درباره تمایل واقعی روسیه به صلح وجود دارد. وزیر دفاع فرانسه اخیراً تردید خود را درباره اینکه آیا روسیه به طور واقعی خواهان صلح است، ابراز کرده است. این بیاعتمادی دیپلماتیک میتواند مسیر مذاکرات را بیش از پیش دشوار کند و نشان دهد که حتی در بدنه سیاستگذاری کشورهای غربی نیز نگاه مثبتی نسبت به حصول توافق سریع وجود ندارد.
چشمانداز آینده و لزوم رویکرد جامع
از بعد نظامی، خطوط مقدم بدون تغییر اساسی باقی مانده و حملات متقابل پیوسته منجر به افزایش تلفات و تخریب میشود. از جنبه اقتصادی، کاهش حمایتهای مالی و اختلافات بودجهای در حمایت از اوکراین، بحران انسانی را تشدید کرده است و از دیدگاه دیپلماتیک، مذاکرات بدون دستیابی به راهحل جامع پایان یافته و اختلافات اصلی همچنان پابرجاست.
برای خروج از این بحران سهگانه، نهتنها باید در میدان نبرد تحولات راهبردی صورت گیرد، بلکه یک نقشه دیپلماتیک و اقتصادی جامع نیز باید تدوین شود که بتواند حمایت مالی پایدار برای بازسازی اقتصادی فراهم کند، ضمانتهای امنیتی معنادار در توافق نهایی ایجاد کند و در نهایت روند صلح را از حالت بنبست خارج سازد.
جنگ روسیه و اوکراین دیگر محدود به میدان نبرد نیست؛ این جنگ به چالشی ژرف برای نظم نوین جهانی تبدیل شده است که در سه بُعد نظامی، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک همچنان ادامه دارد و هیچیک از طرفین نیز نشانهای از عقبنشینی یا انعطاف سازنده نشان ندادهاند. پایدار کردن صلح و امید به حل این بحران نیازمند یک رویکرد ترکیبی و جامع فراتر از تاکتیکهای کنونی است؛ رویکردی که در آن منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد.