افشاگری مونیخ بحران پنهان آتلانتیک را علنی کرد
کنفرانس امنیتی مونیخ، محور بررسی استقلال استراتژیک و دفاعی اروپا در روابط با ایالات متحده آمریکا بود.
نشریه فوکوس در گزارشی از کنفرانس امنیتی مونیخ سال جاری، به موضوعی مهم اشاره کرد که حاکی از تمایل فزاینده اروپا برای رهایی از وابستگی به ایالات متحده آمریکا است. بر اساس این گزارش، اولین نشانههای عدم تحمل رویکردهای گذشته از سوی اروپا، در حال حاضر قابل مشاهده است.
پیام آمریکا به اروپا: همکاری تحت رهبری واشنگتن
شرکتکنندگان و ناظران کنفرانس امنیتی مونیخ، سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده را با دقت دنبال کردند. وی در این سخنرانی اعلام کرد که ایالات متحده خواستار اجرای سیاستهای خود با همکاری اروپا، اما تحت رهبری واشنگتن است. پیام اصلی این بود که در صورت عدم تبعیت اروپا، آمریکا سیاستهای خود را به صورت مستقل پیگیری خواهد کرد. این رویکرد از سوی برخی کارشناسان به عنوان فرصتی برای اروپا جهت دستیابی به استقلال بیشتر از ایالات متحده تلقی شد.
گرایش اروپا به استقلال استراتژیک
جیمز دیویس، کارشناس سلاحهای هستهای از دانشگاه سنت گالن، کنفرانس امنیتی مونیخ امسال را نقطهای تاریخی در تاریخ اروپا دانست که به تبعیت واکنشی خود از واشنگتن در سیاست خارجی و امنیتی پایان داد. وی اشاره کرد که صدراعظم آلمان با وجود تعهد به روابط قوی فراآتلانتیکی، خطوط قرمزی علیه مشارکت در "جنگهای فرهنگی" دونالد ترامپ تعیین کرد.
اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، نیز بر همکاری با ایالات متحده در موضوعاتی از حمایت از اوکراین گرفته تا مسائل استراتژیک فراگیر تاکید کرد، اما در عین حال تلاشهای آمریکا برای نفوذ بر مقررات دیجیتال اروپا را قاطعانه رد کرد. او بر لزوم اجرای واقعی ماده ۴۲ پیمان اتحادیه اروپا و تقویت قابلیتهای دفاعی مستقل قاره تاکید ورزید. همزمان، استراتژیستهای هستهای مستقر در اروپا تصریح کردند که اروپا دیگر نمیتواند تفکر استراتژیک خود را به واشنگتن برونسپاری کند و امنیت آن نباید وابسته به هوسهای سیاست داخلی آمریکا باشد. آنها معتقدند اروپا شریک قویتری در برخورد با چین خواهد بود، اما شریکی که تمایل کمتری به پیروی کورکورانه از خط مشی واشنگتن دارد.
نگاه رقبا به اختلافات درون غرب
توماس یگر، دانشمند علوم سیاسی و متخصص امور آمریکا در دانشگاه کلن، اظهار داشت که رقبای ایالات متحده، یعنی چین و روسیه، از مشاهده پیامهای دوگانه و متناقض کنفرانس امنیتی مونیخ خشنود خواهند شد. به گفته وی، آمریکا تلاش میکند اروپاییها را مجبور به پذیرش مسیر سیاسی خود کند و در این صورت آماده همکاری است، در غیر این صورت به تنهایی عمل خواهد کرد. در مقابل، اروپاییها مصمم هستند که خود را رها کرده و سرانجام از نظر نظامی قادر به اقدام مستقل شوند.
یاگر تاکید کرد که نه ایالات متحده میتواند به تنهایی با موفقیت عمل کند و نه اروپاییها میتوانند در آیندهای قابل پیشبینی، خود را از نظر تجهیزات و رهبری سیاسی به اندازه کافی توانمند سازند. از این رو، پکن احتمالاً از این واقعیت که غرب خود را در حصار توهمات مختلف محصور کرده است، استقبال خواهد کرد. در ایالات متحده نیز، اروپا همچنان به عنوان "دشمنی" دیده میشود که "سروصدا میکند اما در نهایت قادر به انجام اقدامی نیست."
مسیر اروپا به سوی استقلال و چالشهای رهبری
برای عدم تسلیم در برابر خواستههای سیاسی واشنگتن، توماس یگر تقویت قابلیتهای ملی و اتحاد اروپایی را پاسخ درست میداند که تحولات پیرامون گرینلند نیز بر آن صحه گذاشته است.
ایریک فرانکه، کارشناس امنیتی در شورای روابط خارجی اروپا، اعلام کرد که کنفرانس امنیتی مونیخ شفافیتهایی را ایجاد کرده است؛ حتی اگر در برخی زمینهها فقط مشخص شده باشد که اختلاف نظر یا عدم قطعیت وجود دارد. او به بحث و جدل درباره قابلیتهای دفاعی اروپا اشاره کرد، جایی که برخی معتقدند اروپا بدون ایالات متحده نمیتواند کاری انجام دهد و برخی دیگر باور دارند که قاره، حداقل در میانمدت، کاملاً قادر به تضمین امنیت خود است.
این کارشناس تاکید کرد که رهبری اروپا همچنان یک چالش بزرگ است. با وجود اینکه سخنرانی امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، به عنوان بهترین سخنرانی در مورد اروپا ارزیابی شد، اما اجرای وعدهها مانع اصلی باقی مانده است. صدر اعظم آلمان، نخست وزیر بریتانیا و رئیس کمیسیون اروپا همگی تاثیر خوبی گذاشتند، اما به نظر نمیرسد هیچ یک از آنها واقعاً قادر به رهبری یک اتحاد مجدد در اروپا باشند. این واقعیت که تمام این سیاستمداران به صورت جداگانه و در زمانهای مختلف در مونیخ روی صحنه بودند، به تصور ازهمگسیختگی اروپا دامن میزند.
تقسیم کار جدید در ناتو و انتقاد از سیاستهای ترامپ
کنفرانس امنیتی مونیخ که اخیراً به پایان رسید، مشکلات اروپا با دولت ترامپ را به شدت مورد توجه قرار داد. از نکات مثبت این کنفرانس، تنها میتوان به نوعی نزدیکی بین دولت ترامپ و اروپاییها در مورد تقسیم کار جدید در ناتو اشاره کرد. طبق این طرح، اروپاییها به تدریج مسئولیت دفاع متعارف خود را بر عهده خواهند گرفت، در حالی که ایالات متحده قصد دارد به تضمین بازدارندگی هستهای ادامه دهد. این رویکرد به عنوان یک نقشه راه معقول ارزیابی میشود، هرچند اجرای آن نیازمند بررسی بیشتر است.
سخنرانی مارکو روبیو، با وجود لحن محترمانهاش، در اصل حامل پیامی ایدئولوژیک به اروپا بود. از دیدگاه دولت ترامپ، جوامع اروپایی در آستانه فروپاشی تمدنی قرار دارند؛ دلایلی چون تلاش ناکافی برای مبارزه با مهاجرت غیرقانونی، مقررات بیش از حد و پیگیری بیطرفی اقلیمی که رقابت اقتصادی آنها را تهدید میکند، و ضعف سیاسی آنها عنوان شد.
با این حال، تحلیلگران معتقدند که اگرچه ترامپ از نظر تحلیلی ممکن است در اصل درست بگوید، اما فروپاشی تمدن غرب در حال حاضر بیشتر در خود ایالات متحده در حال وقوع است. جایی که دولت ترامپ، با ایدئولوژی کوتهبینانه و ناشیانه، در حال نابودی پایههای دموکراسی آمریکایی و دولت فدرال، محدود کردن آزادی بیان و حقوق اساسی شهروندان برای دفاع از خود در برابر دولت است. صنعتیسازی مجدد نیز متوقف شده و سیاستهای پوپولیستی و ضد دموکراتیک راستگرایانه ترامپ به طور فزایندهای با مقاومت در داخل کشور مواجه میشوند. به نظر میرسد "انرژی مخرب" ترامپ غیرقابل توقف است و او در تلاش برای دستکاری انتخابات میاندورهای پیش رو است.