سرآمد انتخاب هوشمندانه

تنها یک قدم تا فاجعه: ترامپ آتش جنگ تمام‌عیار معدنی با چین را از آسیای مرکزی شعله‌ور کرد!

پروژه ولت در کانون رقابت آمریکا و چین بر سر مواد معدنی حیاتی و عناصر خاکی کمیاب در آسیای مرکزی برای امنیت ملی و زنجیره تأمین.

تنها یک قدم تا فاجعه: ترامپ آتش جنگ تمام‌عیار معدنی با چین را از آسیای مرکزی شعله‌ور کرد!

واشنگتن در پی تشدید بی‌سابقه تنش‌های ژئواکونومیک با پکن، راهبرد جدیدی را برای تضمین امنیت زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی خود و محافظت از صنایع استراتژیک آمریکا در برابر شوک‌های ناشی از قطع عرضه به اجرا گذاشته است. این اقدام، که از سوی دولت ترامپ آغاز شده، پاسخی مستقیم به سلطه چین بر بازارهای جهانی این مواد کلیدی است.

رونمایی از «پروژه ولت» و ذخیره استراتژیک ملی

در راستای این راهبرد، آمریکا در تاریخ ۲ فوریه رسماً از «پروژه ولت» (Project Vault) رونمایی کرد. این طرح با هدف ایجاد یک ذخیره استراتژیک ملی برای مواد معدنی حیاتی طراحی شده است. این انبار، که با مشارکت بخش‌های دولتی و خصوصی اداره خواهد شد، دسترسی صنایع امنیتی، دفاعی و فناوری‌های پیشرفته آمریکا به فلزات و مواد معدنی ضروری را تضمین می‌کند. این ابتکار رسمی‌سازی رویکرد آمریکا برای متنوع‌سازی زنجیره‌های تأمین و کاهش وابستگی شدید به رقیب اصلی خود، یعنی چین، محسوب می‌شود.

«پروژه ولت»، که توسط «بانک صادرات-واردات آمریکا» (EXIM) تصویب شده، با پشتوانه ۱۰ میلیارد دلار تأمین مالی بلندمدت و جذب ۲ میلیارد دلار سرمایه اضافی از بخش خصوصی آغاز به کار خواهد کرد. این ابتکار مخازنی از مواد معدنی حیاتی و عناصر خاکی کمیاب را در سایت‌های مختلفی در سراسر آمریکا ایجاد می‌کند که برای صنایع هوافضا، دفاعی، نیمه‌هادی‌ها، تولیدات پیشرفته، انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای الکتریکی حیاتی هستند. عناصر خاکی کمیاب، مس، لیتیوم، تیتانیوم، اسکاندیوم، گالیوم و ژرمانیوم از جمله مواد معدنی کلیدی هستند که توسط وزارت کشور آمریکا برجسته شده و آسیب‌پذیری این کشور در برابر اختلالات زنجیره تأمین را آشکار می‌سازند.

هراس واشنگتن از تسلیحاتی شدن مواد معدنی توسط چین

نیاز آمریکا به یک ذخیره استراتژیک معدنی، پاسخی مستقیم به ریسک‌های درک شده از سوی واشنگتن ناشی از کنترل نسبی چین بر زنجیره‌های تأمین و بازارهای جهانی مواد معدنی حیاتی است. همچنین، استفاده پکن از محدودیت‌های تجاری، حمایت‌گرایی و «تسلیحاتی کردن» دسترسی به برخی مواد معدنی خاص، نگرانی‌های عمیقی را در کاخ سفید برانگیخته است.

چین با سال‌ها برنامه‌ریزی استراتژیک و سرمایه‌گذاری، بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد از ظرفیت‌های فرآوری عناصر خاکی کمیاب را توسعه داده و تضمین کرده است؛ اقدامی که برای دهه‌ها بازارهای بین‌المللی را تحت سلطه خود درآورده و رقبا را از میدان به در کرده است. کنترل‌های صادراتی گذشته و محدودیت‌های صدور مجوز صادرات توسط پکن، در مواردی مانند محدودیت صادرات عناصر خاکی کمیاب به ژاپن، سوئد و آمریکا، نشان داده است که چگونه تأمین مواد معدنی حیاتی می‌تواند به ابزاری برای فشار ژئوپلیتیک تبدیل شود.

از این رو، پروژه ولت نه صرفاً به عنوان یک ذخیره، بلکه به عنوان مکانیسمی برای تثبیت بازارهای آمریکا، کاهش وابستگی به چین و ارسال سیگنالی مبنی بر تعهد بلندمدت به زنجیره‌های تأمین متنوع طراحی شده است. درست همان‌طور که ذخایر استراتژیک نفت آمریکا برای ضربه‌گیری شوک‌های قیمت انرژی عمل می‌کند، انتظار می‌رود ذخیره مواد معدنی نیز به عنوان یک سپر مشابه عمل نماید.

چالش‌های فرآوری و نقش حیاتی آسیای مرکزی

با وجود مدل تأمین مالی پروژه ولت که انتظار بازگشت سرمایه را دارد، این ذخیره‌سازی به تنهایی نوشدارو نیست؛ زیرا نمی‌تواند جایگزینی برای فقدان ظرفیت‌های پایین‌دستی فرآوری و پالایش باشد که همچنان به شدت در چین متمرکز هستند. هرگونه تغییر جهت واقعی آمریکا نیازمند سرمایه‌گذاری نه تنها در استخراج، بلکه در ظرفیت‌های پالایش و فرآوری با ارزش افزوده است که بخشی از این ابتکار ذخیره‌سازی نیستند.

در این راستا، آسیای مرکزی نقشی کلیدی در متنوع‌سازی قابل توجه در بخش بالادستی تأمین ایفا می‌کند. قزاقستان، جمهوری قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان دارای ذخایر قابل توجهی از طیف وسیعی از مواد معدنی استراتژیک هستند که توسط سازمان زمین‌شناسی آمریکا (USGS) به عنوان مواد حیاتی شناسایی شده‌اند. اگرچه آمریکا از سال ۲۰۱۲ نقشه‌برداری و فهرست‌برداری از ذخایر عناصر خاکی کمیاب این منطقه را آغاز کرده بود، اما آسیای مرکزی تا همین اواخر توجه قابل توجهی را به خود جلب نکرده بود.

اکنون، واشنگتن به دنبال استقلال بیشتر از مواد انحصاری چین است و ذخایر عناصر خاکی کمیاب و فلزات استراتژیک در سراسر این منطقه به عنوان جایگزینی مهم برای سیاست‌گذاران آمریکایی دیده می‌شود. آسیای مرکزی دارای ذخایری از بیش از ۲۵ ماده معدنی مختلف است که آمریکا آنها را حیاتی دانسته، از جمله منگنز، کروم، سرب، روی و تیتانیوم.

تغییر فاز دیپلماسی در آسیای مرکزی: از C5+1 به B5+1

در طول سال گذشته، دولت ترامپ تکامل آشکاری را در نحوه نگاه خود به آسیای مرکزی نشان داده است. واشنگتن با حرکت عمدی از تعاملات دیپلماتیک سطح بالا به سمت استراتژی‌های تجاری‌محورتر، در تلاش است تا منافع سیاسی را به نتایج اقتصادی تبدیل کند. این تغییر در تقویت چارچوب دیپلماتیک دیرینه «C5+1» برای شامل کردن بازدیدهای فرستادگان ریاست‌جمهوری با تمرکز بر تعامل اقتصادی و تعهد مستمر به پلتفرم تجاری «B5+1» مشهود است.

نشست تجاری B5+1 در بیشکک در سال ۲۰۲۶ که بر پایه نشست افتتاحیه آلماتی در سال ۲۰۲۴ بنا شده، نشان‌دهنده تفکر پشت تغییر رویکرد دولت ترامپ است. دستور کار این مجمع بر بخش‌هایی مانند مواد معدنی حیاتی، حمل‌ونقل و لجستیک، مالی و فناوری متمرکز است. هدف B5+1 با گردهم آوردن شرکت‌های آمریکایی، کمپانی‌های آسیای مرکزی و مقامات دولتی در یک مجمع واحد، حرکت فراتر از بیانیه‌های سیاسی به سمت مسیرهای سرمایه‌گذاری ملموس و رفع موانعی همچون شکاف‌های تأمین مالی و عدم قطعیت‌های قانونی است.

در مجموع، گذار از یک C5+1 مستقل به شامل شدن پلتفرمی گسترده‌تر از سرمایه‌گذاری و تعامل تجاری متمرکز، نشان‌دهنده دولتی است که به طور فزاینده‌ای بر عملیاتی کردن یک استراتژی فعال در آسیای مرکزی متمرکز شده است. در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک پایه‌ای محکم برای نشان دادن تعهد سیاسی ایجاد کرده است، همکاری تجاری‌محور اکنون تمرکز و معیار واشنگتن برای دستیابی به نتایج است. در چارچوب ابتکاراتی مانند پروژه ولت، این تحول نشان می‌دهد که واشنگتن اکنون آسیای مرکزی را نه تنها به عنوان یک شریک ژئوپلیتیک، بلکه به عنوان مشارکت‌کننده‌ای بلندمدت در زنجیره‌های تأمین متنوع و مبتنی بر بازار می‌بیند که قادر به پشتیبانی از اهداف اقتصادی و امنیت ملی آمریکا هستند.

راه‌اندازی پروژه ولت در سال ۲۰۲۶ نشان‌دهنده یک تغییر سیاست قاطع به سمت تأمین مواد معدنی حیاتی آمریکا به عنوان یک ضرورت اقتصادی و امنیت ملی این کشور است. با این کار، آمریکا فصل جدیدی را در «دیپلماسی زنجیره تأمین» می‌گشاید که ریسک‌های ژئوپلیتیک، رقابت تکنولوژیک و ارزش استراتژیک منابع متنوع را به رسمیت می‌شناسد.

ارسال نظر