اختصاصی سرانه؛
جهش ترسناک قیمت حبوبات تنها در یک سال گذشته!
نخود، لوبیا و عدس سالها پروتئین بیادعای طبقه متوسط و کمدرآمد بودند. منابعی سیرکننده و همیشهدردسترس که امنیت غذایی خانوار را تضمین میکردند اما گزارشهای رسمی و موشکافانه مرکز آمار اکنون راوی یک عقبنشینی تلخ در سبد معیشتی هستند. بررسی دقیق دادهها نشان میدهد که در فاصله اردیبهشت ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ نرخ حبوبات در بازارهای شهری کشور جهشی سنگین را تجربه کرده و با رشد ۶۵ تا ۸۳ درصدی مواجه بوده است.
در اقتصاد خانوار ایرانی حبوبات حکم آخرین سنگر را دارند. جایی که دخل به خرج نمیرسد، جایی که خرید گوشت تبدیل به مراسم خاص میشود و مرغ هم دیگر آنقدرها دمدست نیست، این نخود و لوبیا و عدساند که وارد میدان میشوند تا سفره خالی نماند. این گروه غذایی سالها نقش ضربهگیر معیشت را بازی کرد و در واقع نسخهای برای بقای سفرهها بود. اما حالا همان ضربهگیر، خودش زیر فشار تورم خرد شده است. نگاه دقیقتر به جدول مرکز آمار این تفاوت قیمت را کاملا نشان میدهد. لوبیا قرمز در این بازه ۱۷۵ هزار تومان گران شده، یعنی حدود ۸۲.۸ درصد رشد. نخود تقریبا پابهپای آن حرکت کرده و با افزایش ۱۳۱ هزار تومانی رشدی ۸۱ درصدی را ثبت کرده است. لپه با ۷۲.۸ درصد، عدس با ۶۹.۵ درصد و لوبیا چیتی با ۶۵.۴ درصد رکوردهایی را به خود اختصاص دادند. اما وقتی این ۵ عدد را کنار هم میگذاریم دیگر با نوسان طرف نیستیم بلکه با یک الگوی جهش روبهرو هستیم. میانگین رشد نرخ این پنج قلم نزدیک ۷۴ درصد است. یعنی خانواری که سال گذشته با بودجه مشخصی یک ماه حبوبات میخرید، حالا باید نزدیک سهچهارم بیشتر پول کنار بگذارد. آن هم نه برای زعفران و خاویار بلکه برای نخود و عدس و لپه. متاسفانه گرانی حبوبات، گرانی انتخاب دوم نیست بلکه گرانی انتخاب اجباری است. مردم دیگر حبوبات را برای تنوع سفره نمیخرند، میخرند چون باید یکجوری ماه را تمام کنند.
لوبیا چیتی هنوز سلطان گرانی است
یکی از مهمترین نکتههای این جدول، اختلاف سطح قیمتها در کنار همجهتی افزایشهاست. لوبیا چیتی در هر دو مقطع گرانترین قلم فهرست بوده؛ از ۳۲۳ هزار تومان در اردیبهشت ۱۴۰۴ تا ۵۳۵ هزار تومان در فروردین ۱۴۰۵. یعنی حتی پیش از جهش هم گرانتر از بقیه بود و پس از جهش فاصلهاش را حفظ کرد. اما ماجرا فقط به سلطنت لوبیا چیتی خلاصه نمیشود. اتفاق مهمتر این است که تقریبا همه اعضای این خانواده قیمتی، همزمان روی دور رشد افتادهاند. مصرفکنندهای که به امید ارزانی نسبی بخواهد از یک قلم به قلم دیگر پناه ببرد، عملا پا در میدان مین میگذارد. این همان لحظهای است که بازار حق انتخاب را از خریدار پس میگیرد. در یک اقتصاد سالمتر وقتی یک کالا گران میشود، مصرفکننده موقتا به جایگزینش کوچ میکند و فشار را مدیریت میکند اما اینجا کل سبد جانشینها با هم در حال صعود است.
سخن پایانی
آمارها تایید میکنند که تورم پس از بلعیدن قدرت خرید در بازار گوشت و برنج، اکنون رسما آخرین سنگر تغذیه روز مبادا را هدف گرفته است. جزئیات این صعود قیمتی تاملبرانگیز است در بازه زمانی یاد شده، بهای هر کیلوگرم نخود از ۱۶۲ هزار به ۲۹۴ هزار تومان، لوبیا چیتی از ۳۲۳ به ۵۳۵ هزار تومان و لوبیا قرمز از ۲۱۱ به ۳۸۶ هزار تومان رسیده است. همچنین قیمت عدس از ۱۶۷ به ۲۸۳ هزار تومان و لپه از ۱۹۲ به ۳۳۲ هزار تومان پرش کرده است. در واقع سقوط این آخرین پناهگاه پروتئینی هشدار معیشتی جدی و نگرانکنندهای را به همراه دارد.
دادههای رسمی بهروشنی میگویند که از اردیبهشت ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ این گروه کالایی دیگر آن پشتوانه ارزان سابق نیست. در نتیجه حذف تدریجی، مصرف کمتر، تغذیه ضعیفتر و فشار بیشتر بر خانوادههایی که پیش از این هم لب مرز طاقت زندگی میکردند. وقتی سادهترین و مردمیترین خوراکیها هم از دسترس دور میشوند، شاهد عقبنشینی خاموش رفاه، امنیت غذایی و آرامش روزمرهایم.
