سرآمد انتخاب هوشمندانه

پوتین تسلیم «هرمز» شد!

جنگ با ایران به جای تضعیف کشور ما، غرب را به زانو درآورد؛ حالا ایران قواعد نظمِ جدید را دیکته می‌کند.

پوتین تسلیم «هرمز» شد!

85 روز از آغاز جنگی می‌گذرد که تصور می‌شد با یک ضربه، نظم منطقه را تغییر دهد، اما حالا به آینه‌ای تمام‌نما از فروپاشی استراتژیکِ غرب تبدیل شده است. امروز جهان نه با یک بحرانِ منطقه‌ای، بلکه با یک «زلزله‌ اقتصادی» روبروست که در آن، نبض انرژی کره زمین در تنگه هرمز، به یک دکمه در دستان تهران گره خورده است.

از نهم اسفندماه، وقتی صدای انفجارها در خلیج‌فارس پیچید، نه تنها امنیت جریان نفت، که «امنیت روانی» بازارهای جهانی نیز فرو ریخت. برای درک عمق این بحران، نیازی به تحلیل‌های پیچیده نیست؛ کافی است نگاهی به صف پمپ‌بنزین‌ها در کالیفرنیا، کاهش ذخایر فروشگاه‌ها در لندن و  سقوط  شاخص  اطمینان  مصرف‌ کننده در آمریکا بیندازید. ما با یک «اثر دومینویی» روبرو هستیم؛ جایی که آتش جنگ در خلیج‌فارس، سفره‌های مردم را در واشنگتن و پاریس و توکیو کوچک کرده است.

شکست بزرگ استراتژی فشار؛ وقتی بومرنگ به سمت پرتاب‌کننده برگشت

سیاستِ «فشار حداکثری» که قرار بود تهران را به زانو درآورد، امروز به بن‌بستی برای واشنگتن تبدیل شده است. آمریکا و اسرائیل در حالی به تقابل نظامی روی آوردند که تحلیلگرانِ اندیشکده‌های غربی، حالا آشکارا از «فرسایش قدرت آمریکا» سخن می‌گویند. تورم کل در آمریکا به 3.8 درصد رسیده – نر خی که از سال 2023 بی‌سابقه است – و هزینه‌های زندگی را برای خانوار آمریکایی، غیرقابل‌تحمل کرده است. 

طبق برآورد پژوهشگران دانشگاه براون، از ابتدای این درگیری‌ها، حدود 45 میلیارد دلار هزینه اضافی فقط برای سوخت بنزین و گازوئیل بر دوش مردم آمریکا تحمیل شده؛ یعنی هر خانوار به‌طور میانگین 190 دلار و 47 سنت از درآمدِ خود را برای پر کردن باک خودرویش از دست داده است. این یعنی کاهش بودجه‌ی سبد غذایی، درمان و آموزش؛ حقیقتی که «ترامپ» را در وعده‌های انتخاباتی‌اش برای کاهشِ هزینه‌ها زمین‌گیر کرده است.

 هرمز؛ از یک آبراهِ ساده تا «بمب ساعتی» اقتصاد جهانی

امروز تنگه هرمز دیگر تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این «بند ناف» انرژی جهان است که در کنترل تهران قرار دارد. بسته شدن این مسیر، 25 درصد از تجارت نفتی جهان را معلق کرده است. آثار این انسداد در آسیا به شکلی دراماتیک نمایان شده؛ جایی که کره جنوبی مجبور شده واردات نفت از خاورمیانه را 37 درصد کاهش دهد و برای تأمین نیازهای حیاتی خود، به بازارهای دوردست در آفریقا و استرالیا پناه ببرد. در میانمار، مالزی و پاکستان، قیمتِ سوخت با جهش‌های 90 تا 100 درصدی، مردم را به ستوه آورده است. 

در اروپا، وضعیت از این هم وخیم‌تر است. کمیسر اقتصاد اتحادیه اروپا هشدار داده که بانک مرکزی اروپا برای مقابله با این شوک تورمی ناشی از قیمت انرژی، چاره‌ای جز افزایشِ دوباره نرخ بهره ندارد؛ دارویی تلخ که رکود اقتصادی این بلوک را تعمیق خواهد کرد. فعالیت اقتصادی در منطقه یورو به پایین‌ترین سطح در 2.5 سال اخیر رسیده و چشم‌انداز رشد منطقه، به‌شدت تنزل یافته است.

سایه‌یِ سنگین بی‌اعتمادی بر میز مذاکره

در میان این هرج‌ومرج، حالا زمزمه‌های «تفاهمِ احتمالی» میان ایران و آمریکا شنیده می‌شود؛ تفاهمی که نه از سر میل، بلکه از سر ضرورت و استیصالِ غرب شکل گرفته است. اما نکته کلیدی در این میان، رویکرد جدید ایران است؛ ایرانِ امروز، «اعتماد» را با «ضمانت‌های عملی» جایگزین کرده است.

شنیده‌ها از مفاد این یادداشت تفاهم (MOU) نشان می‌دهد که  واشنگتن متعهد شده در طول دوره مذاکرات، تحریم‌های نفتی ایران را به حالت «اسقاط» (Waive) درآورد. ایران به‌شدت بر این نکته تأکید دارد که دست‌کم بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده باید در «گام اول» و پیش از هرگونه تغییرِ ملموس، آزاد شود. ایران دیگر به وعده‌های کاغذی واشنگتن دل نبسته است.

 تفاهم‌نامه شامل بند پایان جنگ در تمامی جبهه‌هاست. واشنگتن ملزم شده تا رژیم صهیونیستی را وادار به توقفِ جنگ در لبنان کند.

 این بخش مهم‌ترین درسِ این جنگ است. وضعیتِ تنگه هرمز «هرگز» به دورانِ پیش از جنگ بازنخواهد گشت. ایران اعلام کرده که تنها «تعداد کشتی‌های عبوری» طی یک بازه 30 روزه به میزان سابق بازخواهد گشت و نه خود وضعیت امنیتی. ایران بر اعمال حق حاکمیت دریایی‌اش تأکید دارد و هشدار داده است که اگر محاصره دریایی در این 30 روز برداشته نشود، هیچ تغییری در رویه‌های عبور و مرور صورت نخواهد گرفت.

 یک دوره 60 روزه برای مذاکرات هسته‌ای در نظر گرفته شده، اما تهران با هوشمندی، در مقطع کنونی هیچ‌گونه اقدام داوطلبانه در حوزه هسته‌ای نپذیرفته است. این یعنی کارت اصلی قدرت ایران همچنان در دست خود اوست.

 چشم‌اندازِ تیره؛ صلح به معنای ارزانی نیست

کارشناسان هشدار می‌دهند حتی اگر همین امروز صلح اعلام شود، «بازگشت دنیا به دورانِ قبل» توهمی بیش نیست. آسیب‌هایی که به زیرساخت‌های انرژی منطقه وارد شده و زنجیره‌های تأمینی که گسسته شده‌اند، به ماه‌ها و شاید سال‌ها زمان برای بازسازی نیاز دارند. قیمت بنزین در آمریکا، حتی در صورت برقراری صلح، به این زودی‌ها به کانال 3 دلار بازنخواهد گشت.

امروز دنیا در حال تماشای بازآرایی نظم جهانی است؛ جهانی که در آن ارزهای محلی در حال جایگزینی با دلار هستند و کشورها برای بقا در برابر شوک‌های بعدی، به‌دنبال توافقات منطقه‌ای می‌گردند.

در این میان، تنگه هرمز همچنان به‌عنوان نقطه کانونی این تحولات، یادآور این حقیقت بزرگ است که عصر دیکته کردن اراده از بیرون به خلیج‌فارس به سر آمده است؛ تهران، قواعد جدید بازی را نه در پایتخت‌های غربی، بلکه در میدان عمل دیکته کرده است.

ارسال نظر