شوک جدید به بازار غذا / یارانه ماند، قدرت خرید رفت!
اول سال، بازار که فعال میشود، چنین به نظر میرسد که باید با قیمت قبلی کالاها به ویژه مواد غذایی، خداحافظی کنیم و بپذیریم که بخشی از گرانی مولود جنگ تحمیلی و شرایط اقتصادی و فشارهای روحی و روانی ناشی از آن است، اما این روزها میزان گرانی روزانه به حدی است که ورود نهادهای حاکمیتی به بحث کنترل قیمتها را میطلبد چون گمان میرود که تذکر صرف و نصیحت، مفید به فایده نیست. گرانی روز افزون بدیهی است که نارضایتی عمومی را بدنبال دارد.
آنچه اکنون بیش از هر زمانی لازم و واجب است، حفظ وحدت و آرامش جامعه است. دشمن با جنگ روانی گسترده سعی در ایجاد نگرانی در مردم نسبت به تامین نیازهای خود دارد.
دولت به رغم شرایط جنگی با اتخاذ روشها و تدابیر منطقی از جمله یارانه و کاهش تعرفه مواد غذایی اصلی مانند گوشت و برنج بازار را کنترل کرده است، اما در این بین آنچه باید به اجرا گذاشته شود، نظارت جدیتر از هر زمان و متناسب با شرایط جنگی است. گشتی در بازارهای تهران از شمال بازار تجریش تا مرکز شهر بازارهای مولوی و انبار نفت نشان میدهد که کمبودی دربازار نیست و اتفاقاً فراوانی است که میتواند بخشی از آن ناشی از کاهش قدرت خرید مردم در برابر روند افزایش لحظهای قیمتها باشد.
انتظار بود یارانه دولتی بتواند کمکی به اقتصاد خانوادهها باشد اما! فقط افزایش قیمت یکی دو قلم کالا مانند لبنیات و تخم مرغ آنقدر بود که آنرا بیاثر کرد و دست مردم همچنان به اغلب مواد غذایی اصلی مانند گوشت و مرغ و حتی برنج نمیرسد.
فرصتطلبی به بهانههایی مانند خرید مواد اولیه از بازار آزاد در بحث نان و فرآوردههای آردی و افزایش بیرویه و غیرمنطقی قیمت، اگر اینطور که شروع شده ادامه پیدا کند و به یک روال تبدیل شود، بیتردید موضوع قیمتها و گرانی را وارد فاز امنیتی خواهد کرد.
یکی از فروشگاههای بزرگ و معروف غرب تهران که تا دو هفته پیش یک قرص نان لواش را مطابق قیمت مقرر به ١۴٠٠ تومان میفروخت، حالا نان را با همان وزن و اندازه به ۳۲۰۰ تومان میفروشد با این توجیه که آرد آزاد و غیر یارانهای استفاده میکند. ایرادی به این کار نیست، این فروشگاه مشتری خاصی خود را دارد ولی نگرانی از این است که این کار الگوی دیگران شود و دولت هم در گذشته نشان داده که بدش نمیآید زیر عناوینی مانند آزاد پز، از حجم یارانه نان بکاهد. بعید میدانم دولت مردی در این شرایط ریسک حذف و یا حتی کاهش یارانه نان را بپذیرد، نان، سیب زمینی و پیاز و چند قلم کالای دیگر، در ادبیات استراتژیک «مواد غذایی سیاسی» خوانده میشوند و ایران هم چه قبل و چه بعد از انقلاب آثار سیاسی کمبود و گرانی این مواد را تجربه کرده و شاهد بوده است.
مساله دیگری که در بحث قیمتها مورد توجه است، حذف تخفیف از روی خیلی اقلام غذایی در فروشگاههای مشهور به زنجیرهای / تخفیفی است و اگر تخفیف ضعیفی هم گذاشته شود، روی کالایی خاص از برندهای کم اقبال و یا موادی است که خریداران، کمتر بضاعت خرید آنرا دارند و یا ترجیح میدهند چیزی بخرند که قُوتی در وعدههای ناهار و شام شود.
در یکسال گذشته لبنیات رسماً سه بار افزایش قیمت یافته و حالا قیمت به حدی بالا رفته است که هر چقدر هم تخفیف بدهند، دست مشتری به آن نمیرسد.
تخفیفهای فروشگاهی بطور معمول روی قیمت مصرفکننده است که با افزایش پیدرپی آن، اینجا هم مشتری ضرر میکند و تخفیفی بیمعنی است مگر تخفیف روی قیمت تمام شده داده شود که تولیدکننده مدعی ضرر میشود! عدم درج قیمت کالا روی قفسههای فروشگاهی هم شاید از نگاه فروشگاهداران دلایل و توضیحاتی داشته باشد، ولی هر چه باشد یکی از آنها، استفاده از غفلت مشتری در انتخاب کالا از میان چند برند و قیمت است. عدم درج قیمت اگر چه کم شده، ولی همچنان مثل فراوانی کالاهای تقلبی و یا تقلب در وزن مسأله است.
همه اینها نشانههایی جدی برای مسئولان ذیربط است که بر بازار و فروشگاهها بیشتر نظارت کنند و اجازه ندهند شرایط جنگی بهانهای بر تحمیل فشارهای بیشتر بر مردم شود.