۸ دلیل تکاندهنده: اسرائیل چگونه در «جنگ زیرساختی» خودکشی میکند؟
جنگ زیرساختی ایران و رژیم صهیونیستی: آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی، بازدارندگی و سیاست آمریکا.
تحلیلگران مسائل منطقهای با بررسی ابعاد یک درگیری احتمالی در حوزه زیرساختها، دلایل متعددی را برای آسیبپذیری و موقعیت نامساعد رژیم صهیونیستی در چنین سناریویی برشمردهاند. این تحلیلها بر تفاوتهای بنیادین جغرافیایی، استراتژیک و سیاسی متمرکز است که میتواند نتیجه نبرد زیرساختی را به نفع طرف مقابل تغییر دهد.
جغرافیا و پراکندگی؛ مزیت راهبردی ایران
یکی از مهمترین دلایل عدم توازن در جنگ زیرساختی، تفاوت چشمگیر جغرافیایی است. مساحت سرزمینهای اشغالی حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع تخمین زده میشود، در حالی که ایران با وسعتی بالغ بر ۱.۷ میلیون کیلومتر مربع، بیش از ۷۵ برابر بزرگتر است. این وسعت سرزمینی گسترده، منجر به پراکندگی زیرساختهای حیاتی ایران شده و در نتیجه، آسیبپذیری آن را در برابر حملات زیرساختی به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
در مقابل، زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی بسیار محدود و متمرکز هستند. بخش عمده تامین انرژی این رژیم به تنها دو پالایشگاه، سه خط لوله اصلی، سه میدان گازی و تعداد معدودی نیروگاه برق و تاسیسات آبشیرینکن وابسته است. این تمرکز بالا، آسیبپذیری ساختاری جدی را برای تلآویو به وجود میآورد و در صورت ورود به جنگ زیرساختی، ریسکها و محدودیتهای عملیاتی فراوانی را متوجه آن میکند.
سیاستهای آمریکا و ملاحظات منطقهای
مواضع ایالات متحده نیز عامل دیگری است که بر پیچیدگی وضعیت رژیم صهیونیستی در یک نبرد زیرساختی میافزاید. مقامات آمریکایی، از جمله وزیر انرژی این کشور، صراحتاً اعلام کردهاند که حمله به زیرساختهای نفت و گاز ایران در برنامه آنها قرار ندارد. این موضعگیری، از یک سو نشاندهنده احتیاط واشنگتن در ورود به درگیریهای گستردهتر و از سوی دیگر میتواند منعکسکننده اختلاف دیدگاههای احتمالی میان آمریکا و و تلآویو در خصوص دامنه و نحوه واکنشها باشد؛ برخی گزارشها نیز این اختلافات را تایید میکنند.
تلاشهای آمریکا برای کاهش تنشها و جلوگیری از واکنشهای متقابل، مانند کماهمیت جلوه دادن حمله به برخی انبارهای نفتی در تهران، نشاندهنده نگرانی عمیق از توان تهاجمی ایران است. این مواضع، به نوعی پذیرش ضمنی توانایی ایران برای وارد کردن ضربات کاری به زیرساختهای حیاتی منطقه و توان بازدارندگی آن محسوب میشود.
هزینههای گزاف و عدم قطعیت پیامدها
علاوه بر موارد فوق، هزینههای سنگین تحمیل شده بر متحدان رژیم صهیونیستی، به ویژه ایالات متحده، در طول درگیریهای اخیر نیز قابل توجه است. بر اساس برخی گزارشها، آمریکا تاکنون حدود ۶ میلیارد دلار صرف این درگیریها کرده که تقریباً ۴ میلیارد دلار آن به تنهایی به خرید و استفاده از موشکهای پدافندی اختصاص یافته است. با وجود این هزینههای گزاف، تاکنون هیچ نتیجه قاطعی برای طرف مقابل حاصل نشده که نشاندهنده ناکارآمدی و عدم قطعیت در دستیابی به اهداف از طریق درگیریهای زیرساختی است.